چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۱
نظرات: ۰
۰
-
عربستان در تله گیر کرده است؟

عربستان از روز دوشنبه (۲۹ تیر ۱۴۰۵) تحت محاصره دریایی یمن قرار گرفت. این اتفاق، واکنش صنعا به سیاست اعمال محاصره کامل علیه خود توسط ریاض بود.

روزنامه فرهیختگان نوشت: عربستانی ها طی هفته‌های اخیر پس از فرود دو هواپیمای مسافربری ایرانی در فرودگاه‌های یمن، این کشور را بمباران کردند. عربستان با این حرکت ناشیانه خود را وارد توری کرد که برایش پهن شده بود و البته بالاخره به تقابل مستقیم با ایران نزدیک شد. سعودی داشته‌هایش را دیده اما نداشته‌هایش را به حساب نمی‌آورد؛ ثروت بادآورده نفتی را می‌بیند اما چشمش را بر ناتوانی مدیریتی و نظامی، شکست‌های مختلف از مقاومت و احتمال سقوط قریب‌الوقوع می‌بندد. این تنها گناه ریاض نیست. سعودی‌ها در خصوص همان داشته‌ها نیز بیش‌برآوردی دارند. آن‌ها دیدند که در جنگ ۴۰ روزه، چگونه مرزهای قدرت آمریکا مشخص شد و واشنگتن نه‌تنها از پس دفاع از شیوخ ناتوان ماند که پایگاه‌هایش آماج حملات شدند. ریاض لجاجت دارد و این خصیصه‌ دیرپای سعودی‌هاست؛ ویژگی مذمومی که موفقیت‌ساز نیست اما همیشه بدبختی به باور آورده است.

 دید ۳۶۰ درجه

عربستان وارد تله‌ای شده که بندهای زیادی دارد. در این بخش تلاش شده به زوایایی از وقایع مرتبط با عربستان و یمن پرداخته شود.

۱- تمام سواحل عربستان سعودی به شکل مستقیم و غیرمستقیم محاصره شده است. یمن به هرکشتی‌ای که در بنادر سعودی در دریای سرخ یا خلیج‌فارس برای بارگیری یا تخلیه پهلوگیری کنند، در صورت عبور از باب‌المندب حمله می‌کند. این در خصوص بنادر جازان و بنادر دریای سرخ، شامل حمله به خود بندر و تأسیسات نفتی آن هم می‌شود. بنابراین، تحریم‌ها محدود به حمله به کشتی‌های متخلف در باب‌المندب نمی‌شود.

۲- آمریکا پیش از این در دوره بایدن و ترامپ، دو بار بی‌حاصل با یمن جنگیده است. اگر واشنگتن بر اثر انسداد باب‌المندب، مجبور شود بار دیگر در آنجا همانند هرمز بجنگد، با وضعیت دشواری مواجه خواهد شد.

۳- طبق توافق، جنگ میان متحدان ایران و متحدان آمریکا پایان می‌یافت. طبق آن، تهران درصدد شکستن محاصره یمن برآمد. پاسخ نظامی سعودی، فعلاً آن‌ها را با یمن درگیر کرده است؛ اما تحت هیچ عنوان نباید ایران نادیده گرفته شود. اگر در مسیر پروازی هواپیماهای ایران مشکلی ایجاد شود، سعودی با تهران هم طرف است.

۴- در جنگ ۴۰ روزه، هرمز مسدود شد اما صادرات نفت از ینبع و الفجیره ادامه و افزایش یافت؛ با این وجود وضعیت بازار نفت و آمریکا روبه وخامت رفت. امروز بدون آنکه به طور رسمی جنگ درگرفته باشد، هرمز مسدود شده، عربستان توسط یمن محاصره است و الفجیره پس از تهاجم ایران به دو نفتکش، در معرض تعطیلی قرار گرفته است. در این میان بر اساس قواعد درگیری زیرساختی، بخشی از زیرساخت‌های کویت هدف قرار گرفته‌اند. این خود یک تشدید را در روند درگیری نشان می‌دهد به‌گونه‌ای که اوضاع در حال حرکت به سمتی است که بدون جنگ، وضعیت صادرات نفت در منطقه، درحال بدتر شدن نسبت به جنگ ۴۰ روزه است. بر این اساس پیش‌بینی می‌شود، با وقوع دور دیگری از جنگ ضربات سنگین‌تری به بازار نفت وارد شود. آنچه در جنگ ۴۰ روزه و درگیری‌های پس از آن اجرا شدند، انسداد مسیر صادرات بود که آخرین ایستگاه در زنجیره نفت بود اما احتمالاً در جنگ بعدی، ضمن آسیب جدی به پایانه‌های نفتی الفجیره و ینبع، انبارهای ذخیره و چاه‌های نفت نیز هدف قرار گیرند. در این صورت، دیگر با اتمام جنگ و بازگشایی مسیرها میزان نفت موجود در بازار افزایش نمی‌یابد، بلکه باید پایانه‌ها و چاه‌ها خاموش پاک‌سازی و بازسازی شوند که سال‌ها به طول می‌انجامد.

۵- محاصره دریایی عربستان محدود به نفت نیست بلکه هرکالایی را شامل می‌شود. محاصره دریایی سعودی، درحالی‌که ایران با انسداد هرمز ورود و خروج کالا به آن را متوقف کرده است، در صورت ادامه می‌تواند کمبود کالا در این کشور ایجاد کرده و به مشکلات اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی منجر شود که در صورت تشدید تنش‌ها قابل بهره‌برداری است؛ اگر آمریکا به ایران حمله زمینی انجام داده و یا جولانی وارد سوریه شود، عربستان در معرض هجوم زمینی قرار می‌گیرد؛ برای چنین حمله‌ای است که ایجاد بحران اقتصادی در عربستان برای ایجاد بی ثباتی اجتماعی و سیاسی در این دولت، هوشمندانه به نظر می‌رسد. 

۶- در جنگ ۱۲ روزه ایران با رژیم صهیونیستی می‌جنگید و پس از ورود آمریکا و بمباران تأسیسات هسته‌ای، گروه‌های مقاومت عراقی حملاتی به مواضع مرتبط با آمریکا در خاک کشورشان انجام دادند. در جنگ ۴۰ روزه، آمریکا با ایران در خلیج‌فارس درگیر بود و مقاومت لبنان طرف اصلی درگیر با رژیم صهیونیستی به شمار می‌رفت. در جنگ آتی و با ورود جنگ به عرصه زمینی تقسیم‌بندی بزرگ‌تری به وجود می‌آید. ایران در برابر آمریکا برای تهاجم به کویت و امارات، مقاومت لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، عراق در برابر حکومت جولانی در سوریه که برای رهایی رژیم صهیونیستی از فشار احتمال لبنان احتمال دارد به این کشور حمله کند و یمن در برابر سعودی.

۷- ورود یمن به عرصه به معنای انسداد تنگه هرمز، ناامنی دریای سرخ، سواحل شرق آفریقا و بخش‌هایی از اقیانوس هند خواهد بود؛ در این صورت مسیر اروپا یا همان ناتو برای ورود به درگیری‌ها از مسیر دریایی بسته شده و آمریکا نیز نخواهد توانست شناورهای خود را به‌راحتی سابق در دریاها عبور دهد.

۸- دلخوشی دشمن برای ضربه به یمن، گروه‌های مزدور تجمع کرده در جنوب و شرق یمن هستند. آن‌ها به کمک دشمن مجهزند و آموزش دیده‌اند اما مشکلات زیادی در مقایسه با دولت مقاومت در صنعا دارند. جمعیت مناطق تحت کنترل دولت صنعا به ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر می‌رسد درحالی‌که در محدوده دولت عدن، ۱۰ میلیون نفر سکونت دارند. تعداد نظامیان شمال به ۴۰۰ هزار نفر می‌رسد اما حداکثر بسیج جنوب، ۲۰۰ هزار نفر است. از سوی دیگر، جمعیت شمال نسبت به جنوب که مسطح، صحرایی، بندری و شهری است، کوهستانی، ناهموار با محیطی خشن، بافت قبایلی و مردمانی جنگ جو است. بافت قبایلی و حضور یک سازمان بزرگ ایدئولوژیک، وحدت و هماهنگی بی‌سابقه‌ای را در شمال رقم‌زده درحالی‌که در جنوب، بافت قبایلی به استحکام شمال نیست و گروه‌هایی صرفاً مزدور با هدایت خارجی کنار یکدیگر جمع شده‌اند. این قضیه نشان می‌دهد جنوب قادر به نجات عربستان از حملات زمینی دولت صنعا نیست.
۹- آمریکا برای مهار چین، باید مسیرهای صادرات دریایی و زمینی این کشور به سمت اروپا را تحت کنترل بگیرد. مابین این دو، مسیرهای دریایی به این دلیل که تقریباً تمام تجارت از طریق آن انجام می‌شود، اهمیت بالاتری دارد. اگر در جنگ محتمل آتی، آمریکا زمینی در منطقه از دست داده و نتواند بر مشکلات در تنگه هرمز و باب‌المندب فائق آید، به طور هم‌زمان قافیه را در هردو زمینه واگذار کرده است.

۱۰- اگر آمریکا با کمک متحدانش در منطقه غرب آسیا ناکام بماند، سؤالات بزرگ‌تری در خصوص مقابله‌اش با چین و روسیه ایجاد خواهد شد؛ سؤالاتی که پس از حمله به یمن و سپس جنگ با ایران همواره تشدید شده‌اند.

۱۱- یمنی‌ها برای حمله به سعودی از موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و پهپادهای میان‌برد بهره خواهند گرفت که باعث می‌شود ظرفیتشان برای حمله به فلسطین اشغالی اشغال نشود. در صورت بروز جنگ، رژیم صهیونیستی بار دیگر هم‌زمان از ۲۷۰ درجه از شمال، شرق و جنوب آماج حملات موشکی و پهپادی قرار می‌گیرد.

۱۲- عملیات وعده صادق ۱ و ۲ به همراه وقایع جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نشان داده متوقف کردن رژیم صهیونیستی نیاز به اقدامات سنگین‌تری دارد؛ از این رو یک طرح بزرگ، هجوم سراسری هوایی، زمینی و دریایی مقاومت به آن است. طبق چنین طرحی، نیروهای مقاومت لبنان از مرزهای شمال به صورت زمینی وارد فلسطین اشغالی شده و تعدادی از مبارزان با گلایدر خود را به پایگاه‌های رژیم می‌رسانند و دسته‌هایی نیز به وسیله قایق به سواحل غربی حمله می‌کنند. در خصوص اردن، مبارزان از سمت شرق به کرانه باختری، جنوب جولان و مناطق جنوبی مانند پایگاه نواتیم حمله می‌کنند. در این طرح، مبارزان از سمت اردن، کرانه باختری و غزه از چند جهت وارد شهر مهم بئرالسبع می‌شوند. در این میان، یمنی‌ها با تصرف ساحل عربستان در دریای سرخ، خود را از مسیر زمینی به فلسطین اشغالی رسانده و بخشی دیگر با عبور از طریق دریای سرخ و تنگه تیران، وارد ایلات می‌شوند. بر این اساس فارغ از اهمیت سعودی، خاک این دولت برای حمله زمینی و نهایی به رژیم صهیونیستی ضروری است.

۱۳- در دوره قبلی جنگ یمن، تعداد سربازان دولت صنعا در اوایل ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر بود و مبارزان سودانی‌ها به سعودی آمده بودند. درحال حاضر، سودان درگیر جنگ داخلی است و ظرفیتی برای اعزام سرباز برای دفاع از عربستان ندارد. به همین دلیل، سعودی‌ها قصد دارند از ظرفیت توافق دفاعی با پاکستان بهره گیرند. پاکستانی‌ها نیز در بحبوحه تنش با هند و طالبان و احتمال خشم ایران، امکان کافی برای عملیات در مرز با یمن نخواهد داشت. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی