اطلاعات آنلاین - سعید شمس: سیدجلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در انگلیس و تحلیلگر مسائل بینالملل در گفتگو با اطلاعات آنلاین به بررسی اهداف و تحرکات اقتصادی - تجاری دونالد ترامپ در ۴۰ روز درگیری با ایران پرداخته است. ساداتیان با گفتن اینکه «ترامپ از همان روزی که در ۲۰۱۶ برای اولین بار به عنوان رییس دولت فدرال آمریکا در اتاق بیضی کاخ سفید مستقر شد، در کار املاک فعال بود» به پرسشهای ما پاسخ میدهد.
انگیزههای اقتصادی ترامپ چقدر در اقدام نظامی آمریکا علیه ایران سهم داشت؟
دونالد ترامپ از همان روزی که در ۲۰۱۶ برای اولین بار در اتاق بیضی کاخ سفید مستقر شد، در کار املاک بود و ثروت عظیمش را هم از طریق خرید و فروش ملک به دست آورده است. بنابراین قبل از اینکه فردی سیاستمدار معرفی شود، از او به عنوان یک تاجر یاد میکردند و همچنان یاد میکنند. دقیقا به همین دلیل پایین و بالا شدن قیمتها در روزهایی که آمریکای ترامپ علیه ایران اقدام نظامی داشت، خانوادهاش میدانستند با پایین آمدن قیمت چه کالایی بخرند و با افزایش قیمت، برای خرید کدام کالا اقدام کنند تا به سود برسند. بنابراین نکته عیان چیزی جز این نیست که رویه و زندگی ترامپ عمدتا در راستای مالاندوزی خود و خانوادهاش است و به همه قضایا با حساب و کتاب اقتصادی نگاه میکند.
البته به نظر نمیرسد در جنگ با ایران دارایی خاصی به اندوختههایش اضافه شده باشد!
بله، همینطور است. در واقع ترامپ در رویارویی با ایران فریب نتانیاهو و لابی اسرائیل را خورد. به این معنی که نمایندههای اسرائیل که در سیستم سیاسی اقتصادی و حتی رسانهای ایالات متحده نفوذ دارند، به گونهای به ترامپ با این مضمون مشاوره دادند که اگر در درگیری نظامی با ایران با اسرائیل همراهی کند، فردی را برای حافظ منافع آمریکا به رهبری نظام سیاسی ایران میرسانند و نانش در روغن میشود. یعنی از این طریق میتوانست هم گلوی چین را فشار بدهد و هم تسلط بر اقتصاد دنیا را هدفی ببیند که محقق شده است. این تحلیل و برداشت از سرنوشت ترامپ در جنگ با ایران، نه تنها فقط از صاحبنظران ایرانی بلکه توسط فعالان سیاسی، رسانهای و روابط بینالملل هم مطرح میشود.
بستن تنگه هرمز را میتوان زدن تیر خلاص به اهداف ترامپ دانست؟
بله! همه دنیا شاهد بودند بعد از اینکه ایران رفت و آمد از تنگه هرمز را متوقف کرد، قیمت انرژی به شکلی کمسابقه افزایش یافت. نه تنها انرژی و سوختهایی نظیر بنزین و گازوئیل، بلکه سایر وجوه مثل پتروشیمیها، مواد کشاورزی که به نوعی مربوط به صادرات از تنگه میشد، تحت تاثیر بسته شدن تنگه هرمز با گرانی سرسامآور مواجه شدند که این امر ترامپ را به مقدار زیادی به فکر واداشت. به خصوص اینکه متحدین او، یعنی اتحادیه اروپا، ناتو و... آمریکا را همراهی نکردند. حتی در نشست آنکارا که اعضای ناتو و ترامپ شرکت داشتند، بین اعضا بر سر همراهی با ایالات متحده اختلاف شدید به وجود آمد. اسپانیا که از اول بنای پشتیبانی از آمریکا را نداشت، ایتالیا هم اعلام عدم همراهی کرد تا اوضاع برای ترامپ قمر در عقرب شود! در مجموع مشاهدات رای به این میدهد که متحدین همیشگی ایالات متحده از همراهی و همصدایی با این کشور دوری کردند. به هر حال وقتی انرژی به هر دلیلی گران میشود، سخت است که منتظر کاهش قیمتها باشیم. همچنین وقتی نفت خام به پالایشگاه نمیرسد و در نتیجه تولید روند کاهشی به خود میگیرد، زمان زیادی میطلبد تا محصولات به سطح قبلی برسند و قیمتها تعدیل شوند. پس طبیعی است، دنیا به ترامپ پشت کند. این شرایط برای ترامپ از آنجایی نگرانکننده است که اگر موجب شکست حزب متبوعش در انتخابات میاندورهای شود، هم محبوبیتش را متزلزل خواهد کرد و هم در ۲ سال باقیمانده از کاخ سفیدنشینی، برای اجرای برنامههایش موانع زیادی پیش روی خود خواهد دید.
این یعنی انزوای ترامپ و حتی انزوای آمریکا؟
ببینید! فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و افزایش بیرویه قیمتها صدای اعتراض متحدین اروپایی، آسیایی و حتی مردم آمریکا را بلند کرده است. یعنی به ترامپ میگویند جنگی را که نباید شروع میکردی شروع کردی تا کل دنیا به دردسر بیفتد. دقیقا به همین دلیل ترامپ چارهای جز این ندارد که مساله را از طریق دیپلماسی رفع و رجوع کند. نکتهای که برای دونالد ترامپ خیلی خیلی مهم است، این است که دنیا نگوید «ترامپ در جنگ با ایران شکست خورد» بنابراین از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استقبال میکند تا با تغییر صحنه، امتیازهایی بگیرد. او حتی به این راضی است که با بازی رسانهای به عنوان برنده معرفی شود. در واقع منم_منم کردنهایش به این دلیل است که خودش را رییس جمهوری ابرقدرت دنیا میداند. البته نباید از این موضوع هم ساده بگذریم که او کیش شخصیت دارد و در کل نمی تواند آرام بگیرد.
توافق احتمالی که عملی شود، چقدر میتواند به گرهگشایی اقتصادی ایران کمک کند؟
اینکه ایران در سطح رییس جمهوری و رییس مجلس گفتگو را پیگیری میکند، دلیلی جز این ندارد که تصمیمگیران در سطح کلان به این تشخیص رسیدهاند که جامعه تاب تداوم نابسامانی اقتصادی را ندارد. به هر حال، وقتی قرار گرفتن در موقعیت جنگی به تحریمها و موانع درونی نظم اقتصادی اضافه میشود، همین میشود که قیمت کالاهای مصرفی بلافاصله بعد از پایان درگیری نظامی ۲ و بعضا ۳ برابر میشود. البته در این بین مخالفان مذاکره در داخل همه سعیشان را برای به هم ریختن فضا به کار میگیرند و تیم مذاکرهکننده را هم تهدید میکنند. این عده ولو صادق باشند، فریب خوردهاند.
میتوان گفت ترامپ هم درگیر مسائل حلنشده اقتصادی است؟
از آنجا که ترامپ و خانوادهاش از شرایط جنگی برای کاسبی استفاده کردهاند، از نظر شخصی خیالش کاملا راحت است. اما از نظر عمومی میداند تبعات اقتصادی اقدام نظامی علیه ایران میتواند هزینهساز باشد. چرا که فضای داخلی آمریکا کاملا بر ضد اوست. به طوری که از ناحیه مردم، نخبگان و فعالان رسانه تحت شدیدترین فشارها است. حتی تاکر کارلسن یکی از مجریان مشهور آمریکایی که در انتخابات رای زیادی برای ترامپ جمع کرده بود هم تحت تاثیر تنگنای اقتصادی ناشی از جنگ ۴۰ روزه به یکی از منتقدان جدی او بدل شده است. CNN هم به ترامپ فحش داد و او را متهم به کارشکنی علیه مصالح ایالات متحده کرد. در این رابطه باید گفت، ترامپ حتما از این همه هجمه راضی نیست و میداند با تداوم لجبازیها بیشتر خسارت خواهد دید. همچنین این را هم میداند که اگر در این مقطع حمله دیگری را در دستور کار قرار بدهد، اوضاع بدتر خواهد شد.
ترامپ چقدر روی بازشدن تنگه هرمز حساب میکند؟
او به خوبی میداند ایران به هیچ وجه تنگه را باز نخواهد کرد. به همین دلیل ناچار است فشار بیشتر افکار عمومی را تحمل کند. بنابراین از این منظر ترامپ سعیاش را به کار میگیرد تا تفاهم با ایران تداوم داشته باشد. اما هر کجا که بتواند زیر میز بزند، این کار را انجام خواهد داد تا امتیازهای بیشتر و موثرتری از ایران بگیرد.