روزنامه اطلاعات - علی نعیمی: سینمای کودک و نوجوان سالهاست میان دو واقعیت متناقض گرفتار مانده است؛ از یک سو همه مدیران فرهنگی بر اهمیت آن تأکید میکنند و آن را سرمایهگذاری برای آینده فرهنگی کشور میدانند و از سوی دیگر، آمار فروش، تعداد سالنهای اختصاص یافته و میزان حمایتهای عملی نشان میدهد این ژانر همچنان یکی از کمتوجهترین بخشهای سینمای ایران است. بهار ۱۴۰۵ نیز این واقعیت را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرد؛ فصلی که در آن نه فقط گیشه سینماها با رکودی کمسابقه روبرو شد، بلکه سهم سینمای کودک از همین بازار کوچک نیز ناچیزتر از همیشه بود.
***
بهاری که سینما را به رکود کشاند
صنعت سینمای ایران در سه ماه نخست سال ۱۴۰۵ یکی از دشوارترین دورههای خود را پشت سر گذاشت. جنگ اخیر، شرایط اقتصادی، کاهش قدرت خرید خانوادهها و تغییر الگوی مصرف فرهنگی، مجموعاً باعث شدند سالنهای سینما با افت قابل توجه مخاطب مواجه شوند.
بر اساس آمار منتشر شده، تعداد تماشاگران سینما در بهار امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود پنج میلیون نفر کاهش یافته است. اگر در بهار ۱۴۰۴ بیش از شش میلیون نفر به سینما رفتند و مجموع فروش به حدود ۴۶۰ میلیارد تومان رسید، امسال فروش فیلمهای اکرانشده تا پایان خرداد فقط حدود ۱۳۱ میلیارد تومان بود و تعداد مخاطبان نیز به حدود یک میلیون و ۱۲۸ هزار نفر رسید. حتی با احتساب فروش فیلمهای باقیمانده از اکران سال گذشته، مجموع فروش به حدود ۲۴۳ میلیارد تومان میرسد؛ آماری که از رکود جدی بازار سینما حکایت دارد. در چنین شرایطی طبیعی بود که نخستین قربانی این رکود، سینمای کودک باشد؛ ژانری که حتی در دوران رونق نیز سهم چندانی از گیشه نداشت.
سهمی کمتر از آنچه شایسته است
نگاهی به جدول فروش فیلمهای بهار ۱۴۰۵ به خوبی این شکاف را نشان میدهد. فیلم کودک «سفر به لیمونیا» به کارگردانی کمال مقدم، با بیش از ۶۴ هزار مخاطب و حدود ۷ میلیارد تومان فروش، در رتبه پنجم جدول فروش قرار گرفت؛ آماری که در نگاه نخست شاید قابل قبول به نظر برسد، اما وقتی کنار فیلمهای پرفروش اکران قرار میگیرد، ابعاد واقعی ماجرا آشکار میشود.
فیلم کمدی «آنتیک» با بیش از ۴۶۰ هزار تماشاگر و فروشی نزدیک به ۵۱ میلیارد تومان صدرنشین گیشه شد و فیلم «تهران کنارت» نیز با بیش از ۴۵ میلیارد تومان فروش در رتبه دوم قرار گرفت. به بیان دیگر،میزان فروش «سفر به لیمونیا» با فقط حدود پنج درصد فروش فیلم نخست جدول و نزدیک به ۱۵ درصد فروش فیلم دوم بوده است؛ فاصلهای که نشان میدهد سینمای کودک همچنان نتوانسته جایگاه اقتصادی قابل قبولی در چرخه اکران پیدا کند.
بحران امروز، ریشهای قدیمی دارد
مشکل سینمای کودک البته به بهار امسال محدود نمیشود. بررسی آمار سالهای گذشته نشان میدهد این ژانر سالهاست با سهم اندکی در گیشه حضور دارد. در سال ۱۴۰۲ سهم فیلمهای کودک و نوجوان از مجموع فروش سینما تنها حدود ۱۰ درصد بود و در سال ۱۳۹۸ نیز این سهم به حدود ۲.۵ درصد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان میدهد مساله صرفاً کیفیت آثار یا شرایط اقتصادی امروز نیست؛ بلکه با یک بحران ساختاری روبرو هستیم که از نظام تولید تا اکران و تبلیغات را دربرمیگیرد.
مشکل فقط کیفیت فیلمها نیست
یکی از مهمترین چالشهای سینمای کودک، نحوه اکران است. بسیاری از این آثار در زمانهایی روی پرده میروند که مدارس فعال هستند یا خانوادهها فرصت کافی برای حضور در سینما ندارند. از سوی دیگر، تعداد سالنها و سانسهای اختصاص یافته به این فیلمها نیز در مقایسه با آثار کمدی بسیار محدود است.
تبلیغات اندک، نبود کمپینهای رسانهای و رقابت نابرابر با فیلمهای تجاری نیز مزید بر علت شده است. در چنین شرایطی حتی فیلمهایی که از نظر کیفیت مورد توجه منتقدان قرار میگیرند، فرصت کافی برای دیده شدن پیدا نمیکنند. در مقابل، تجربه اکران نوروزی یا تابستانی نشان داده هر زمان فیلمهای کودک از زمانبندی مناسب و تبلیغات کافی برخوردار بودهاند، استقبال مخاطبان نیز افزایش یافته است.
سرمایهای که نباید با گیشه سنجیده شود
کارشناسان معتقدند مهمترین خطای سیاستگذاران، ارزیابی سینمای کودک صرفاً بر اساس فروش است. یکی از کارشناسان سینما در این باره میگوید: «سینمای کودک را نباید فقط با میزان فروش هفتگی قضاوت کرد. این حوزه در همه دنیا نوعی سرمایهگذاری فرهنگی بلندمدت محسوب میشود. کودکی که امروز با سالن سینما ارتباط برقرار میکند، مخاطب وفادار سینمای فرداست.»
غلامرضا رمضانی، از شناختهشدهترین فیلمسازان حوزه کودک، نیز بارها هشدار داده است که بیتوجهی به این ژانر، به معنای از دست دادن یک سرمایه ملی است. او معتقد است آموزش و پرورش میتواند با حمایت از اکرانهای دانشآموزی نقش مهمی در رونق سینمای کودک ایفا کند؛ ظرفیتی که تاکنون کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. بهروز غریبپور نیز بارها تأکید کرده است که ضعف سینمای کودک، نتیجه کمتوجهی به تولید آثار قصهگو و نادیده گرفتن نیازهای فرهنگی نسل جدید است.
آینده از سالنهای کودک آغاز میشود
در سالهای اخیر، گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی و دسترسی آسان کودکان به آثار خارجی، رقابت را برای سینمای کودک دشوارتر کرده است. کودک امروز با انبوهی از انیمیشنها و فیلمهای روز جهان روبروست و طبیعی است که انتظارش از تولیدات داخلی نیز افزایش یافته باشد.
با این حال، تجربه برخی آثار موفق نشان داده است هر زمان فیلمی بتواند هم کودک و هم خانواده را مخاطب قرار دهد، ظرفیت تبدیل شدن به یک اثر پرفروش را دارد. مساله اصلی، نبود سیاستگذاری منسجم برای تولید، اکران و معرفی این آثار است.
سینمای کودک بیش از آنکه به یک فیلم میلیاردی دیگر نیاز داشته باشد، به تغییر نگاه مدیران فرهنگی احتیاج دارد؛ نگاهی که این ژانر را نه یک بخش حاشیهای، بلکه سرمایهای برای آینده سینمای ایران بداند. اگر قرار است نسل آینده همچنان با سالنهای سینما پیوند داشته باشد، این پیوند از همین امروز و از دل فیلمهایی آغاز میشود که برای کودکان ساخته میشوند؛ فیلمهایی که این روزها، بیش از هر زمان دیگری، در حاشیه گیشه ایستادهاند.