از زمان آغاز جنگ نسلکشی در غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ارتش اشغالگر اسرائیل و شهرکنشینان صهیونیست حملات خود را در کرانه باختری به سطح بیسابقهای افزایش دادهاند و فعالیتهای شهرکسازی در این منطقه شدت گرفته و ساخت هزاران واحد مسکونی جدید برای شهرکنشینان تأیید شده است. بخشهایی از زمینهای این منطقه به عنوان «زمین دولتی» اعلام و مصادره شده و خشونت شهرکنشینان به شدت افزایش یافته است.
کمیساریای عالی حقوق بشر وابسته به سازمان ملل با اعلام اینکه خشونتهای مرتبط با شهرکها و روند گسترش شهرکسازی در کرانه باختری به سطوحی بیسابقه رسیده، تاکید کرد حملات شهرکنشینان در موارد متعدد با پشتیبانی یا مشارکت نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی انجام میشود و علاوه بر جان فلسطینیان، خانهها، خودروها، زمینهای کشاورزی و اماکن عبادی آنان را هدف قرار میدهد.غیر از حمایتهای نظامیان از شهرک نشینها، لغو تحریمهای شماری از شهرکنشینان خشونتطلب افراطی در ژانویه ۲۰۲۵ با لغو فرمان اجرایی ۱۴۱۱۵ بایدن توسط ترامپ بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید، نیز احساس مصونیت از مجازات را در آنان تقویت کرده و برای تشدید حملات علیه فلسطینیان چراغ سبز داده است. علاوه بر این، نتانیاهو با واگذاری مدیریت «اداره امور غیرنظامی کرانه باختری» به بتسلیل اسموتریچ (وزیر دارایی) و اختیارات پلیس و امنیت مرزی به ایتمار بنگویر (وزیر امنیت داخلی)، عملاً کنترل این منطقه را به جریانهای راست افراطی سپرد و زمینه خشونت، تسریع شهرکسازی، حمله جهت تصرف اراضی و کوچ اجباری فلسطینیان را فراهم کرده است.
این اقدامات در چارچوب جاهطلبی رژیم برای ایجاد تغییر جمعیتی و ایجاد فشار همه جانبه بر فلسطینیها با هدف اخراج و اجبار به مهاجرت و ایجاد تغییر کامل جغرافیایی و جمعیتی در کرانه باختری انجام میشود؛ راهبردی که از سوی ناظران بینالمللی به عنوان تلاش آشکار این رژیم برای الحاق عملی این اراضی قلمداد میگردد.رژیم در عملیات «دیوار آهنین» در جنین، طولکرم، طوباس و نابلس (۲۰۲۵) منازل و مغازهها و شبکههای آب و برق را با بولدوزرهای سنگین تخریب کرد. این عملیات به کوچ اجباری دهها هزار نفر از چندین اردوگاهه انجامید.
همچنین با شهرک سازی و حملات شهرک نشینها به اهالی کرانه باختری، الگویی شتابنده از تحمیل واقعیتهای جدید در کرانه باختری در جریان است. بعد از حمله صهیونیستهای شهرکنشین به اهالی بومی محل و تخریب خانهها و مزارع و اخراج اهالی، شهرکها در ابتدا با نصب چادر/کانکس و آوردن گله و دام برپا میشوند و سپس به شهرکهای حفاظتشده و مورد حمایت ارتش تبدیل می گردند؛ کانونی استعماری که بهتدریج اهالی از شبکه اطرافیان خود جدا شده، کشاورزان دسترسی به زمینهای کشاورزی را از دست دادهو جوامع بادیهنشین از مسیرهای چرا، منابع آب و خدمات ضروری محروم میشوند.
ابعاد این بحران در آمارهای رسمی بینالمللی نیز به وضوح منعکس شده است؛ به طوری که گزارش رسمی سالانه «نمایندگی اتحادیه اروپا در کرانه باختری و نوار غزه» (EEAS) نشان میدهد که شهرک سازی و خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری در بالاترین سطح خود در دو دهه اخیر قرار دارد و شامل برنامههای ساخت ۶۳,۳۱۱ واحد مسکونی شده است.همچنین آمارها حاکی از آن است که مساحت مراتع تحت کنترل شهرکنشینان، از حدود ۳۰۰۰۰۰ دونم (هر دونم معادل ۱۰۰۰ متر مربع است) در سال ۲۰۲۳ به بیش از یک میلیون دونم تا اواسط ۲۰۲۶، که حدود ۱۸٪ از کرانه باختری را تشکیل میدهد، یعنی بیش از دو برابر رسیده است.
پس از اکتبر ۲۰۲۳، دسترسی فلسطینیان به بخش بزرگی از منطقه «ج» که ۶۱ درصد کرانه باختری و بیشتر اراضی کشاورزی را دربر میگیرد، بهشدت محدود شد. ساکنان بومی در شرایطی زندگی می کنند که هر روز فضای امن برای زندگی شان تنگتر و دسترسی به امکانات مورد نیاز برای تحصیل و درمان و اشتغال دشوارتر میشود.
پیامدهای این وضعیت صدمات عمیقی بر پیکره جامعه فلسطینی وارد کرده است؛ چراکه خشونت شهرکنشینان اسرائیلی و عملیات مداوم نیروهای نظامی و محدودیتهای فزاینده، علاوه بر شهید و زخمی کردن هزاران نفر، موجی از ترس مزمن، ناهنجاریهای روانی گسترده و احساس ناامنی پایدار را در میان تودههای مردم تزریق کرده است. این بحران روحیِ پنهان، در کنار تخریبهای مادی، به عنوان ابزاری فرسایشی، ثبات روانی خانوادهها و بهویژه کودکان را در سراسر کرانه باختری هدف قرار داده است.
رویدادهای کرانه باختری اشغالی را نمیتوان صرفاً به عنوان سلسلهای از حملات مستقل و پراکنده شهرکنشینان، منفک از دیگر سیاستهای ساختاری رژیم درک کرد. آنچه امروز در جریان است، الگویی کاملاً سیستماتیک از استعمار و سلطه ارضی است که از طریق گسترش شهرکسازی، افزایش نظامیگری و آوارگی اجباری، موجودیت جوامع فلسطینی را به مخاطره انداخته است. در این چارچوب، هجوم به روستاها، آتش زدن منازل، ریشهکن کردن درختان زیتون، نابودی باغها و مزارع، تخریب اموال، کشتار غیرنظامیان، مصادره اراضی، انسداد جادهها و توسعه پاسگاههای جدید، دیگر وقایعی جدا از هم به شمار نمیروند؛ بلکه نمودهای عینی استعمار شهرکنشینی هستند که به طور تدریجی، جایگزینی جمعیت بومی با یک جامعه جدید شهرکنشین و دگرگونی بنیادین جغرافیا، دموگرافی و حاکمیت سرزمین را دنبال میکند.
اقدام شهرک نشینها یک اقدام خودسرانه و جدا از بدنه حاکمیت نیست، بلکه آنان به عنوان «بازوی اجرایی غیررسمی دولت و ارتش اسرائیل» عمل میکنند تا راهبرد «الحاق تدریجی و دوفاکتو» کرانه باختری را محقق سازند؛ اجرای برنامهای راهبردی برای یکسرهسازی وضعیت این منطقه که بر مسلحکردن بیش از ۳۵۰ هزار شهرکنشین و تبدیل آنان به بازوی میدانی ارتش استوار است. از همین رو، خشونت آنان بدون حمایت ارتش اسرائیل غیر ممکن است. به همین دلیل، همزمان با تشدید حملات شهرکنشینان مسلح به روستاهای فلسطینی، ارتش اسرائیل نیز حضور خود را در سراسر سرزمینهای اشغالی به طور قابل توجهی گسترش داده است. تصویر روزمره کرانه باختری، ترکیبی از عملیات نظامی در شهرها و اردوگاهها، گسترش شهرکسازی و فشار مستمر بر جامعه فلسطینی است؛ بولدوزرهایی که کوچههای اردوگاهها را تخریب میکنند، یورشهای شبانه و بازداشتهای گسترده و شهرکنشینان مسلحی که به روستاها و مناطق کشاورزی حمله میکنند.
ترکیب خشونت شهرکنشینان و تقویت عملیات نظامی ارتش، بخشی از یک استراتژی گستردهتر است که برای تثبیت گسترش شهرکسازی و در عین حال ایجاد شرایط فرساینده جهت کوچ تدریجی جمعیت کرانه باختری طراحی شده است. شهرکهای جدید بخشی از سیاست اسرائیل برای تحمیل واقعیتها بر روی زمین و تشدید محدودیتها بر ساکنان است. گسترش شهرکسازی، سرزمین ها را تکهتکه میکند، نفوذ امنیتی به آنها را آسانتر مینماید، آزادی جابجایی را محدود مینماید، فعالیت اقتصادی مردم بومی را تضعیف میکند، به وخامت شرایط زندگی فلسطینیان میانجامد، تعادل جمعیتی را تغییر میدهد و امکان تشکیل دولت آینده فلسطین را قریب به محال میکند.
ابعاد این بحران در گزارشهای رسمی دولت خودگردان نیز بازتابی تکاندهنده یافته است؛ به طوری که وزیر موید شعبان، رئیس کمیسیون مقابله با دیوار حائل و شهرکسازیهای تشکیلات خودگردان فلسطین، در بیانیهای رسمی اعلام کرد که نیروها و شهرکنشینان اسرائیلی در نیمه اول سال ۲۰۲۶، ۱۱ هزار و ۷۴ حمله انجام دادهاند که نشاندهنده تشدید آشکار این حملات، هم از نظر مقیاس و هم از نظر ماهیت، همزمان با تجاوز مداوم علیه نوار غزه است.
این حملات از مصادره زمین و گسترش شهرکسازی گرفته تا آوارگی اجباری، قتلهای فراقضایی، خرابکاری، تخریب زمین، ریشهکن کردن درختان و تصرف املاک، علاوه بر ایستهای بازرسی و بسته شدن راهها که جوامع فلسطینی را منزوی میکند، را شامل میشود. بر این اساس، سیاست شهرکسازی دیگر صرفاً گسترش استعماری نیست، بلکه به چارچوبی برای تغییر شکل جغرافیای فلسطین از نظر سیاسی و قانونی تبدیل شده است و در نتیجه پروژه الحاق را تثبیت میکند. کرانه باختری در نیمه اول سال ۲۰۲۶ شاهد تشدید قوانین و تصمیمات مربوط به شهرکسازی، گسترش پایگاههای شهرکسازی، ترسیم مجدد مرزهای شهرکسازی، اعمال مناطق حائل و افزایش حملات شهرکنشینان بوده است. ایجاد ۴۲ شهرک جدید در همین مدت، تصویب ۱۱۳ طرح جامع شهرکسازی، ریشهکن کردن و آسیب رساندن به بیش از ۴۵۰۰۰ درخت، از جمله بیش از ۲۶۰۰۰درخت زیتون، تخریب صدها سازه فلسطینی از جمله اقدامات در کرانه باختری است که نشان دهنده مرحله پیشرفتهای از پروژه الحاق و مهندسی مجدد جغرافیای فلسطین است.
با توجه به ملاحظات فوق، تشدید شهرکسازی، خشونت شهرکنشینان و نبود فشار بینالمللی در مقابل این اقدامات، میتواند کرانه باختری را بهسوی انفجاری فراگیر سوق دهد. حادثه هفته گذشته در روستای تل، در جنوب نابلس، که در جریان هجوم شهرکنشینان تندرو (وابسته به پاسگاه استقراری حفات جلعاد) به مزارع و منازل روستای تل، ۴ فلسطینی شهید و ۲ اسرائیلی (یک نظامی و یک شهرکنشین مسلح) کشته شدند، نقطه عطفی در رویارویی بین فلسطینیان کرانه باختری و شهرکنشینان بود.
این اتفاق نشان داد که فلسطینی غیرمسلح دیگر صرفاً یک فرد منفعل در مقابل حملات نیست، بلکه در شرایطی که جامعه جهانی نتوانست شهرک نشینان مسلح و دولت اشغالگر را از اشغالگری و جنایت بازدارد، در غیاب هرگونه حمایت داخلی و بینالمللی، خویشتنداری خود را از دست میدهد و میتواند جنایات طرف مقابل را تلافی کند. وقوع واکنشهایی سازماندهی نشده، از این دست رو به فزونی است.
شهرها و روستاهایی که تا همین اواخر در سکوت حملات شهرکنشینان را مشاهده میکردند و چارهای جز تسلیم نداشتند، اکنون صحنههای کاملاً متفاوتی را تجربه میکنند؛ از خلع سلاح مهاجمان با دست خالی گرفته تا شکلگیری گروههای کوچک و غیرمتمرکز محلی و درگیریهای جمعی خودجوش در دفاع از خانه و زمین و درختان زیتون و دامهای خود. براساس آمار مرکز دادههای فلسطینی «معطی»، بین ۲۵ تا ۲۸ ژوئیه/ ۳ تا ۶ مرداد، ۱۷ اقدام مقاومتی در شش استان کرانه باختری ثبت شده که شامل چهار مورد مقابله با شهرکنشینان و۱۳ رویارویی میدانی بود. تعداد اقدامات مقاومت مردمی نیز در فاصله ۱۷ تا ۲۴ ژوئیه/۲۶ تیر تا ۲ مرداد به ۸۳ مورد رسید؛ درحالیکه این رقم یک هفته قبل ۴۸ مورد بود.
کرانه باختری در آستانه انفجار است. زمانی که مکانیسمهای بینالمللی در توقف اشغالگری ناکام میمانند، معادلهمیدان را خودِ مردم بازنویسی میکنند.