سارا چشم براه
گروه شهرستانها: همزمان با اوج گرمای تابستان و وقتی دماسنج از مرز ۵۰درجه سانتیگراد عبور میکند، نخلداران هرمزگانی وارد سختترین و در عین حال شیرین ترین فصل سال می شوند؛ فصلی که به «خرماپزان» معروف است و رطب های طلایی و خرمای ناب این استان راهی بازار می شود.
گرمای طاقت فرسای تیر و مرداد برای نخلداران نه یک تهدید، بلکه بخش جدایی ناپذیر از تقویم کار و زندگی آنهاست،به ویژه در روزهایی که کشورمان مورد تجاوز دشمن آمریکایی قرار گرفته است و عزم و اراده مردم در همه عرصه ها روزبه روز افزایش می یابد.
در نخلستان های پهناور میناب، بندرعباس، حاجی آباد و رودان، این روزها صدای ضرباهنگ «بالا رفتن از نخل» و برخورد خوشه های رسیده رطب با سبدهای حصیری، تنها صدایی است که سکوت داغ نخلستان را می شکند.
کار نخلداران هرمزگانی از سپیده دم شروع می شود. آن ها تجربه کرده اند که تنها راه فرار از گرمای کشنده ظهر، آغاز کار در خنکای سحرگاهی است. گرمای هرمزگان اگرچه نفس گیر است، اما برای نخلدارانی که با شیره خرما کام مردم را شیرین میکنند، به نماد پایداری و رونق اقتصادی تبدیل شده است.
خرماپزان یعنی رسیدن طلای جنوب
در گویش محلی مردم هرمزگان، به اوج رسیدن رطب و تبدیل خارَک سبز به میوهای آبدار و طلایی و قرمز را «خرماپزان» می گویند؛ گویی گرمای شدید خورشید، خارَک را در دل خود میپزد و به رطب تبدیل می کند.
رقم های معروفی چون «مضافتی»، «آلمهتری»، «خنیزی»، «شاهانی» و «کریته» یکی پس از دیگری به فاصله چند روز وارد چرخه برداشت می شوند.
در این میان رطب مضافتی میناب که شهرتی جهانی دارد، ظریف ترین مرحله برداشت را می طلبد.
نخلدار باید هر روز از نخل بالا برود و فقط خوشه هایی را بچیند که به حد دلخواه رسیده است و یک تأخیر یکروزه ممکن است رطب را از حالت تازه خوری به خرمای خشک تبدیل کند و ارزش صادراتی آن را به شدت کاهش دهد.
برخلاف بسیاری از محصولات کشاورزی، برداشت خرما هنوز کاملا به نیروی انسانی وابسته است و اعضای خانواده از کودک تا پیر، پای کار هستند.
زنان در پایین نخل، رطب ها را از خوشه جدا و درجه بندی می کنند و در سبدهای پلاستیکی می چینند و کودکان نیز سبدهای کوچک را جابجا می کنند.
محمد حیدری نخلدار ساکن روستای تیرور میناب می گوید: ما با نخل ها زندگی می کنیم، هوا هرقدر داغتر باشد، خرما هم شیرین تر می شود.من از ساعت ۴تا ۱۰صبح باید خوشه های رسیده را بچینم و کار را تمام کنم ؛در غیر این صورت ،نفس کشیدن بعد از این ساعت هم سخت میشود چه برسد به کار بالای نخل.
معضل نیروی کار
اما این روزها کمبود نیروی کار، به یک چالش جدی در حوزه برداشت خرما تبدیل شده است به نحوی که جوانان روستا کمتر رغبت به بالارفتن از نخل های بلند قامت آن هم در گرمای سوزان دارند.
«کبری چرزه» دختر نخلداری که امسال برای کمک به پدرش از محل کارش مرخصی گرفته است می گوید: دستمزدها افزایش یافته است و پیدا کردن یک نخلروی ماهر (کسی که از نخل بالا میرود) سخت شده است. خیلی ها ترجیح می دهند به بندرعباس یا جزیره قشم بروند و در کارهای خدماتی مشغول شوند تا این که هر روز جانشان را کف دست بگیرند و از نخل بالا بروند.
بالارفتن از نخل های سر به فلک کشیده، مهارت و جسارت زیادی می طلبد. نخلروهای کهنه کار، با یک طناب محکم به دور کمر و تنه نخل، گام به گام بالا میروند تا به شاخه های خرما برسند.
هر ساله گزارش هایی از سقوط نخلروها در هرمزگان منتشر می شود که هزینه درمان و ازکارافتادگی را به خانواده های روستایی تحمیل می کند، با این حال، عشق به نخل و دخل حاصل از فروش خرما، سبب می شود همچنان پای مردان و زنان این خطه در گرمای سوزان به نخلستان باز شود.
پس از پایان برداشت، خرمای خشک شده راهی انبارها می شود و کم کم در طول سال به فروش می رسد. در این میان فصل خرماپزان برای بسیاری از خانواده های هرمزگانی حکم «یک سال معاش» را دارد.
شهد و شیره خرما نیز در دیگ های بزرگ پخته و تبدیل به دوشاب می شود تا کام مردم را در زمستان شیرین کند.
با وجود همه سختی ها، نخلداران جنوب چهرهای خسته اما خشنود دارند. همانطور که یکی از کشاورزان قدیمی رودان در پایان یک روز داغ، می گوید: خرما جان می دهد برای گرما، ما هم جان می دهیم؛ تا وقتی نخل هست زندگی هم هست.
از سوی دیگر،همزمان با آغاز فصل برداشت، بازارهای محلی و سردخانههای مدرن استان هرمزگان نیز جان گرفتهاند و بر اساس کیفیت خرما،صادرات به کشورهای حوزه خلیج فارس، اروپا و روسیه انجام می شود. با این حال، واسطه ها و نبود صنایع بسته بندی مدرن در کنار مزارع، هنوز بخشی از سود اصلی را از جیب نخلداران خارج می کند.
شیرهپزی نخلداران در گرمای ۵۰درجه
در اوج گرمای سوزان تابستان که دمای هوا در برخی شهرهای هرمزگان از مرز ۵۰درجه سانتیگراد میگذرد، نخلداران این استان در کنار عرضه خرمای تر و خشک به بازار، کارگاههای کوچک و بزرگ فرآوری را راه می اندازند.
از شیره و قند مایع خرما گرفته تا سرکه، لواشک و شکلاتهای انرژی زا، همگی در دل نخلستانهای تشنه جنوب جان میگیرند تا خامفروشی را به حاشیه برانند.
در سالهای اخیر حجم قابل توجهی از این محصولات خرما بهویژه درجهدو و سههایی که ظاهر صادراتی ندارند، دیگر به ضایعات تبدیل نمیشوند، بلکه خوراک کارخانههای شیرهگیری و بستهبندی میشوند.
درآمد خوب نخلداران از فرآوری خرما
عبدالعلی یکی از نخلدارن قدیمی که محصولش را خودش فرآوری میکند، در گفتگو با خبرنگار اطلاعات می گوید: تا چند سال قبل هر کیلوگرم خرمای شکسته و ریز را به سختی به تاجر میفروختیم، اما اکنون همان خرما را به شیره و قند مایع تبدیل میکنیم و قیمتش چند برابر میشود.هرچند ایستادن کنار اجاقها در این گرما واقعاً رمق و توان آدم را میگیرد، اما درآمد خوبی دارد.
وی ادامه می دهد: حتی هسته خرما هم دور ریخته نمیشود؛ بلکه پودر هسته خرما را برای مصارف دامی و تهیه قهوه هسته خرما آماده میکنیم.
شما چه نظری دارید؟