یادبود زندهیاد اسماعیل یغمایی، باستانشناس پیشکسوت و از چهرههای شاخص نسل نخست پاسداران میراث فرهنگی ایران با حضور جمعی از باستانشناسان و پژوهشگران در باغموزه نگارستان به همت کمیته ملی موزههای ایران (ایکوم ایران)، انجمن ملی موزههای ایران و با همکاری انتشارات دادکین، در حالی برگزار شد که، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، اسماعیل یغمایی را از چهرههای شاخص نسل نخست پاسداران میراث فرهنگی ایران توصیف کرد که حفاظت از میراث فرهنگی را نه یک شغل، بلکه یک مسئولیت ملی میدانست.
اسماعیل یغمایی، باستانشناس، نویسنده و پژوهشگر میراث فرهنگی ایران، یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ در ۸۵ سالگی درگذشت. یغمایی در محوطههای باستانی متعددی از جمله تپه قلایچی آذربایجان غربی، تپه حصار دامغان و بردک سیاه برازجان فعالیت کرد. یکی از مهمترین تجربههای او همکاری در کاوشهای هفتتپه در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ به سرپرستی زندهیاد عزتالله نگهبان بود، جایی که مطالعه و مستندسازی ۲۳ اسکلت کشفشده در آرامگاهی کنار معبد پادشاه ایلام را انجام داد. او از جدیترین مخالفان تخریب محوطههای تاریخی بود و در تلاش برای جلوگیری از عبور خط راهآهن از تپه حصار دامغان، تا از دست دادن موقعیت شغلیاش پیش رفت.
انتشار یادنامه اسماعیل یغمایی
به گزارش ایسنا، آیین بزرگداشت یغمایی با نمایش مستندی به کارگردانی پژمان مظاهریپور آغاز شد؛ مستندی که مروری بر فعالیتهای میدانی یغمایی در محوطههایی چون تپه قلایچی آذربایجان غربی، تپه حصار دامغان در سمنان و بردک سیاه برازجان در بوشهر داشت و تصویری از سالهای حضور و دغدغههای او در میدان باستانشناسی ایران را پیش روی حاضران گذاشت.
محمد ابراهیم زارعی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، اسماعیل یغمایی را از چهرههای شاخص نسل نخست پاسداران میراث فرهنگی ایران توصیف کرد و گفت: «او نماینده نسلی بود که حفاظت از میراث فرهنگی را نه یک شغل، بلکه یک مسئولیت ملی میدانست.»
زارعی، یغمایی را پژوهشگری اندیشمند، پرسشگر و صاحبقلم دانست و گفت: «او تنها کاوشگر گذشته نبود، بلکه با زبانی پخته و پالوده، یافتههای خود را روایت میکرد. میراث واقعی اسماعیل یغمایی، کتابها، مقالات و آثاری است که برای نسلهای آینده به یادگار گذاشته است.»
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین از تدوین یادنامهای برای اسماعیل یغمایی خبر داد و افزود: «پس از درگذشت او با استادان و پژوهشگران داخل و خارج از کشور گفتوگو کردهایم تا ۲۶ مقاله از ۲۶ نفر گردآوری شود.»
تنها به ایران میاندیشید
پس از آن، مجید منتظر ظهوری، رئیس اداره موزهها و فضاهای فرهنگی دانشگاه تهران، به پیوند یغمایی با این مجموعه اشاره کرد و گفت: «شاید برگزاری این مراسم در اینجا خواست خود استاد یغمایی بوده باشد؛ جایی که در جوانی در آن تحصیل کرد. او هیچگاه وابسته به جناح یا گروهی نبود و همه عمر فقط به ایران میاندیشید.» در ادامه، پیام تصویری پیرایه یغمایی، خواهر اسماعیل یغمایی که در سیدنی استرالیا زندگی میکند، برای حاضران پخش شد.
او اسماعیل یغمایی را انسانی با همه ویژگیهای والای اخلاقی توصیف کرد و افزود: «هر کسی که حتی برای مدتی کوتاه با او همصحبت میشد، این را درک میکرد، حتی اگر آشناییشان به اندازه نوشیدن یک فنجان قهوه یا یک گفتوگوی کوتاه تلفنی بود.»
خواهر اسماعیل یغمایی با بیان اینکه شخصیت برادرش تنها به باستانشناسی محدود نمیشد، گفت: «او در کنار پژوهشهای باستانشناسی، نویسنده، پژوهشگر و شاعری توانا بود، اما این وجه از شخصیتش کمتر شناخته شد.»
او سپس از آخرین گفتوگوی تلفنی خود با برادرش یاد کرد و گفت: «دو شب پیش از بستری شدن در بیمارستان، نزدیک به دو ساعت با هم صحبت کردیم. همچنان مشغول پژوهش درباره آثار یغما جندقی بود و نگارش نقد و بازپردازی واژهنامه خوری را دنبال میکرد.» بنا بر این گفته، حدود ۲۰ روز پیش از درگذشت نیز آخرین شعرش را با عنوان «کوچه گودال» سرود؛ شعری که در آن خود را به کوچهای قدیمی تشبیه کرده بود که سالها صدای قدمهای رهگذران را در حافظه خود نگه داشته است. شعر دیگری نیز با عنوان «لکلکهای مهاجر» از او بهجا مانده است.
پس از پخش این پیام، احمد محیط طباطبایی بار دیگر از تدوین یادنامهای برای اسماعیل یغمایی خبر داد و گفت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با همکاری جمعی از استادان و پژوهشگران، در حال گردآوری مقالات، خاطرات و اسناد مربوط به این باستانشناس است.
هیچگاه سکوت نکرد
فخری دانشپورپرور، باستانشناس و از همکاران قدیمی اسماعیل یغمایی، نخستین کسی بود که از سالهای همکاری با او در میدانهای باستانشناسی گفت؛ همکاریای که به کاوشهای هفتتپه در سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷ و به سرپرستی زندهیاد عزتالله نگهبان، پدر باستانشناسی نوین ایران، بازمیگشت.
او با اشاره به یکی از مهمترین تجربههای حرفهای یغمایی گفت: «در هفتتپه، آرامگاه کوچکی در کنار معبد پادشاه ایلام/عیلام کشف شد که ۲۳ اسکلت در آن قرار داشت. برخی از اسکلتها بهطور کامل دفن شده بودند و تعدادی دیگر به هم ریخته بودند. مطالعه، تفکیک، تثبیت و مستندسازی چنین مجموعهای کار آسانی نبود، اما اسماعیل یغمایی با دقت و حوصله این پژوهش را به سرانجام رساند.»
دانشپورپرور، یغمایی را باستانشناسی سختکوش و از جدیترین مخالفان تخریب محوطههای تاریخی توصیف کرد و گفت: «او در ماجراهای تپه حصار دامغان و محوطه تاریخی ارجان، با تمام توان از میراث فرهنگی دفاع کرد و هیچگاه در برابر آسیب به آثار تاریخی سکوت نکرد.»
پس از او، محمدرضا خلعتبری، باستانشناس، با مرور فعالیتهای یغمایی، از او بهعنوان پژوهشگری یاد کرد که هیچگاه میان علم و مسئولیت اجتماعی فاصلهای قائل نبود. او گفت: «از اسماعیل یغمایی بسیار گفته شده است، اما شاید مهمترین ویژگی او، ایستادگیاش برای حفاظت از میراث فرهنگی باشد. بسیاری هنوز اشکهای او را در مستند مربوط به محوطه ارجان به یاد دارند؛ همانگونه که مقاومتش در تپه حصار دامغان را فراموش نکردهاند؛ مقاومتی که برای جلوگیری از عبور خط راهآهن از عرصه این محوطه تاریخی، تا از دست دادن موقعیت شغلیاش پیش رفت.»
او ادامه داد: «زندگی اسماعیل یغمایی پر از فراز و فرود بود؛ اما در سالهای پایانی، آرامش را در نوشتن، انتشار کتابها و مرور تجربههایش جستوجو میکرد.»
پس از او، آرمان شیشهگر، باستانشناس و از همکاران قدیمی یغمایی، خاطراتی را از دوران همکاری با او تعریف کرد. او نخستین آشنایی خود با یغمایی را به سال ۱۳۶۳ و مرکز باستانشناسی ایران نسبت داد و با نقل خاطرهای از شوخطبعی او، گفت همان دیدار آغاز دوستیای شد که سالها ادامه یافت و در کاوشهای تپه حصار عمیقتر شد.
شما چه نظری دارید؟