به گزارش اطلاعات آنلاین، نیروی هوایی پاکستان (PAF) از طریق تعامل با نیروی هوایی آمریکا (USAF) و نیروی هوایی ارتش چین (PLAAF) رویکرد راهبردی «حامیان دوگانه، دو مسیره» را دنبال میکند. این نیرو با ترکیب حرفهایگری به سبک سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و مهارت پلتفرمی با دکترین «سیستم سیستمها»ی چین، به دنبال تنظیم مجدد تعادل منطقهای علیه هند است.
در حالی که نیروی هوایی آمریکا از طریق برنامه F-16 مبانی فنی را فراهم کرد، محدودیتهای امنیتی ایالات متحده اغلب شفافیت تاکتیکی را در رزمایشهای غربی محدود میکند. در مقابل، مجموعه رزمایشهای «شاهین» با نیروی هوایی ارتش چین، محیطی متحولکننده برای تسلط بر نبردهای فراتر از برد بصری و جنگ الکترونیک ارائه میدهد. نیروی هوایی پاکستان تعامل موازی با دو حامی خود را در زمینه قابلیتها، آموزشها و دکترین دنبال کرده که منجر به یک معماری شبکهای منحصر به فرد متناسب با مقابله با هند شده است.
نیروی هوایی آمریکا: ستون فقرات با مرزها
هویت حرفهای نیروی هوایی پاکستان با الگوی «رونق و رکود» تعامل با نیروی هوایی ایالات متحده شکل گرفته است. نیروی هوایی پاکستان ضمن پذیرش آموزشهای ناتو و سختافزارهای غربی، همزمان راهبردهای جایگزین و مشارکتهای متنوعی را برای کاهش تأثیر تحریمهای مکرر ایالات متحده تدوین کرده است.
توافقنامه کمک دفاعی متقابل ۱۹۵۴، دورهای از همکاری راهبردی و انتقال گسترده سختافزارهای آمریکایی مانند F-86، B-57 و F-104 را آغاز کرد. این دوره از همکاری بر مهار نفوذ کمونیستها متمرکز بود و پرسنل آمریکایی ارتباطات پروازهای U-2 بر فراز اتحاد جماهیر شوروی را از پایگاه هوایی پیشاور رصد میکردند، تا اینکه تحریم تسلیحاتی ۱۹۶۵ پایان یافت. نیروی هوایی پاکستان که آمریکا را شریکی غیرقابل اعتماد میدانست، دهه بعدی را صرف تنوع بخشیدن به ناوگان خود با جایگزینهای فرانسوی و چینی کرد.
پس از حمله شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، همکاریهای دوجانبه «یک شبه» از سر گرفته شد. پاکستان برای جلوگیری از برنامههای هند برای حمله به تأسیسات هستهای کاهوتا، F-16هایی را به دست آورد که نیروی هوایی پاکستان از آنها برای محافظت از اردوگاههای مجاهدین و سرنگونی چند هواپیمای شوروی استفاده کرد.
پس از یازده سپتامبر، همکاری از سر گرفته و نیروی هوایی پاکستان به عنوان یک شریک حیاتی در مبارزه با تروریسم احیا شد. این امر منجر به تحویل ۱۸ فروند F-16 بلوک ۵۲ و نوسازی گسترده ناوگان قدیمی شد. رزمایشهایی مانند پرچم سرخ (۲۰۱۰، ۲۰۱۶) یک «میدان نبرد زمان صلح» واقعبینانه را برای تقویت قابلیت همکاری ائتلاف و مهارت سیستم تهدید فراهم کرد. فالکون تالون ۲۰۲۲ همچنین نیروی هوایی پاکستان را با مفاهیم «اشتغال رزمی چابک» (ACE) آشنا کرد.
رزمایشهای دوجانبه در پاکستان بر «چرخشهای رزمی یکپارچه» (ICT) برای سوختگیری سریع و مسلح کردن مجدد جتها با موتورهای روشن برای به حداکثر رساندن سرعت عملیاتی متمرکز بود. برنامه آموزش و تربیت نظامی بینالمللی همچنان ابزاری حیاتی است که افسران نیروی هوایی پاکستان را در کالج جنگ هوایی با فرهنگهای فرماندهی ایالات متحده آشنا و طرحهای آموزشی فنی، مانند دورههای افسران تعمیر و نگهداری و برنامههای معادل آن را با هدف اصلی القای حرفهایگری تأمین مالی میکند.
همکاری راهبردی نیروی هوایی چین و پاکستان
روابط نیروی هوایی چین و نیروی هوایی پاکستان از ترتیبات خریدار-فروشنده جنگ سرد به توسعه عمیق همکاری و دکترین مشترک تکامل یافته است. این همکاری "در همه شرایط آب و هوایی" به عنوان آزمایشگاهی برای تسلط بر جنگ شبکهمحور عمل میکند. در مرکز این تعامل، رزمایشهای "شاهین" قرار دارد که از سال ۲۰۱۱ سالانه برگزار میشود. این رزمایشها به ویژه در تغییر دکترین رزمی نیروی هوایی پاکستان، به ویژه در نبردهای فراتر از دید بسیار مهم بودهاند.
پس از سال ۲۰۱۹، نیروی هوایی پاکستان تجربه ارزشمندی در مورد انواع سوخوی Su-27 و Su-30 به دست آورده که آن را قادر میسازد تاکتیکهای کمین خاص و اقدامات متقابل علیه تجهیزات هند را توسعه دهد و اعتبارسنجی کند.
از نظر مزایای متقابل، نیروی هوایی پاکستان به سختافزار پیشرفته چینی و نوآوریهای دکترین دسترسی نامحدود پیدا کرده، در حالی که نیروی هوایی چین از طریق اعتبارسنجی سامانههای خود در میدان نبرد علیه دشمنان طراحیشده در غرب، سودهای راهبردی حیاتی به دست میآورد. این رابطه با تولید مشترک جنگنده JF-17 Thunder و تولید J-10CE برای ایجاد نوعی برابری در برابر تهدیدهای منطقهای مدرن مانند رافال، و همچنین با دستیابی به موشکهای PL-15E و PL-10، تقویت شده است. در زمین، چین از طریق موشکهای زمین به هوای HQ-9BE و HQ-16FE یک سپر راهبردی چندلایه ارائه داد.
هر دو کشور در حال توسعه مشترک فناوریهای نسل بعدی، از جمله جنگنده رادارگریز نسل پنجم J-31/35 و هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفته جنگی هستند. با شرکت نیروی هوایی پاکستان در رزمایشهای چندملیتی، نیروی هوایی ارتش چین بینشهای مهمی در مورد دکترینهای نبرد هوایی غرب و استانداردهای ناتو به دست میآورد. مهندسان هوانوردی چینی در کنار نیروی هوایی پاکستان فعالیت میکنند و خلبانان و تکنسینهای پاکستانی در چین برای پلتفرمهای جدید آموزش میبینند.
بازتعریف توازن قدرت هوایی در جنوب آسیا
ادغام آموزش و فناوری از نیروی هوایی ایالات متحده و نیروی هوایی ارتش چین، رویکرد پاکستان را به پویایی قدرت هوایی منطقهای در جنوب آسیا شکل داده است. نیروی هوایی پاکستان به طور مؤثر از این همکاریهای دوگانه برای کسب برتری کیفی معتبر در محیطی که به طور فزایندهای بیثبات است، بهره برده است.
خرید J-35 میتواند به نیروی هوایی پاکستان یک برتری فناورانه ۱۲ تا ۱۴ ساله نسبت به نیروی هوایی هند بدهد، زیرا انتظار نمیرود هواپیمای رزمی پیشرفته بومی هند تا سال ۲۰۳۵ آماده تولید شود. پاکستان همچنین با پروژه Azm به دنبال دستیابی به یک قابلیت نسل پنجم «مستقل» و هدف آن توسعه یک جنگنده رادارگریز تولید داخل تا اواخر دهه ۲۰۲۰ یا ۲۰۳۰ است، در حالی که به عنوان شریک رسمی در توسعه جنگنده KAAN (TF-X) ترکیه فعالیت میکند و مسیر نسل پنجم مناسب دیگری را برای جایگزینی ناوگان فرسوده F-16 خود فراهم میکند.
پاکستان از نظر راهبردی در حال ایجاد تعادل در روابط خود با چین و ایالات متحده بوده و دسترسی به سازوکارهای اعتباری غربی را حفظ کرده و در عین حال خود را در یک معماری امنیتی چینمحور قرار داده است که به آن امکان میدهد در صورت کاهش تعامل ایالات متحده، همکاری خود را با چین تعمیق بخشد.
پس از عملیات سندور، پاکستان بیست و هفتمین اصلاحیه قانون اساسی خود را تصویب و فرماندهی و کنترل مستقیم رئیس ستاد ارتش بر نیروی هوایی پاکستان و نیروی دریایی پاکستان را نهادینه کرد و فیلد مارشال عاصم منیر عملاً فرمانده هر دو نیرو شد. این قدرت «شخصیتمحور» همچنین جایگزین کمیته ستاد مشترک مبتنی بر اجماع قبلی شده است.
نیروی هوایی ایالات متحده، ستون فقرات حرفهای را فراهم کرد که به نیروی هوایی پاکستان اجازه داد هویت خود را برای دههها تعریف کند، در حالی که نیروی هوایی چین، شبکه دیجیتالی و شفافیت نامحدود مورد نیاز برای نبرد هوایی مدرن را فراهم کرد. نیروی هوایی پاکستان دیگر آرزوی برابری از طریق تعداد نفرات را ندارد، بلکه هدفش تسلط بر معماری و آگاهی برتر از میدان نبرد برای درگیریهای آینده است.