به گزارش اطلاعات آنلاین، در تحلیل مایکل فوکس در فارن افرز آمده است: «جنگ با ایران یک فاجعه عظیم است. این جنگ آخرین پیامد مجموعهای از انتخابهای آمریکا در ۳۵ سال گذشته است که آمریکا را ناامنتر و درگیریها را در سراسر خاورمیانه تشدید کرده است. ریشه این ناکامیها حضور نظامی آمریکا در منطقه بوده است؛ حضوری که این باور اشتباه واشنگتن را تقویت کرده که برای ارتقای امنیت آمریکا باید دائماً دست به جنگافروزی و مداخله بزند.
اما استقبال از پایگاهها و نیروهای آمریکایی در خاک کشورهای منطقه، خود این کشورهای میزبان را نیز آسیبپذیرتر کرده و آنها را در معرض حملات مستقیم ایران و گروههای تحت حمایت ایران قرار داده است. دهههاست رفتار آمریکا به گونهای بوده که گویی حضور نظامیاش در خاورمیانه برای منافع راهبردی این کشور و امنیت منطقهای ضروری است. اما در عمل، این حضور به بیثباتی و ویرانی دامن زده است.
این موضوع در هیچجا به روشنی کارزار علیه ایران نیست. جنگ ایران دقیقاً همان خطرهایی را برای آمریکا و منافع آمریکا ایجاد کرده که قرار بود از آنها جلوگیری کند. با این حال، برخی تحلیلگران دفاعی در مقابل خروج کامل، ایده حفظ رد پای نظامی محدودتر را مطرح میکنند که بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، پنتاگون هم در حال بررسی آن است. اما عقبنشینی جزئی همچنان آمریکا را در منطقه در معرض خطر دائمی قرار میدهد.
در پنج ماه گذشته، ایران ساختمانها و تجهیزات دستکم ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا را هدف قرار داده یا تخریب کرده است. حتی اگر آمریکا نیروهای خود را در یک یا دو پایگاه متمرکز کند، آنها همچنان برای ایران و نیروهای نیابتیاش یک هدف جدی محسوب خواهند شد. بنابراین دوباره منابع چشمگیری برای حفاظت از نیروها نیاز است. بدون خروج کامل، واشنگتن خود را ناچار میبیند که به تقویت پشتیبانی از نیروها و شرکای خود ادامه دهد و آمریکا همچنان به درگیریها کشیده خواهد شد.
برخی استدلال میکنند که خارج کردن ارتش آمریکا از خاورمیانه خطرهای جدی در پی دارد. این خطرهای واقعی را میتوان مدیریت کرد. بیایید از بازارهای انرژی و ترس از اختلال در صادرات نفت و گاز شروع کنیم. واشنگتن سالها فرض میکرد که حضور آمریکا در منطقه آزادی ناوبری را حفظ میکند. با این حال، این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود که تنگه هرمز را بست و ارتش آمریکا نتوانست به زور آن را باز کند. این امر یعنی تردید در کارایی استقرار ناوگان پنجم در بحرین.
دولت ترامپ و حامیانش در کنگره همچنین استدلال میکنند که قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگانش را بیثبات کرده، ضروری است. اما جنگ کنونی نشان داد آمریکا نتوانسته است از شرکای خود در خلیج فارس در برابر حملات ایران محافظت کند. کشورهای حوزه خلیج فارس باید ترتیبات امنیتی جدیدی با یکدیگر ایجاد کنند که متکی به واشنگتن نباشد. درست است هیچ تضمینی وجود ندارد که ترتیبات جدید بهتر باشند، اما نظام فعلی تحت حمایت آمریکا کارایی ندارد.
در ادام موضوع امنیت اسرائیل پیش میآید؛ کشوری با سلاح هستهای و پیشرفتهترین ارتش در منطقه، حتی بیش از اندازه لازم توانایی دفاع از خود را دارد. در واقع، حضور آمریکا اسرائیل را جسور کرده تا سیاستهایی در پیش بگیرد که تهدیدها علیه خودش را تشدید کرده است. واشنگتن میتواند با مشروط کردن کمکهای نظامی به پایان اشغال سرزمینهای فلسطینی، پیگیری صلح با فلسطینیها و توقف کارزارهای نظامی اسرائیل در ایران، لبنان و سوریه، این چرخه را بشکند. این گامها خطرهایی را که اسرائیل برای خود ایجاد میکند کاهش میدهد و خطر از دست دادن پشتیبانی آمریکا را پایین میآورد.
دههها جنگ و درگیریهای نامعقول، به قیمت از دست دادن جانها و ثروتهای بسیاری تمام شده، در حالی که دستاوردهایش برای امنیت آمریکا اندک بوده و توجه واشنگتن را از چالشهای مبرم در آسیا و اروپا دور کرده است. زمان آن رسیده است که ارتش آمریکا خاورمیانه را ترک کند.