تشدید تنش‌های لفظی و راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی اگرچه احتمال جنگ مستقیم را افزایش نداده است؛ اما از شکل‌گیری نظمی تازه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی غرب آسیا حکایت دارد.
شورای راهبردی روابط خارجی در یادداشتی در این خصوص نوشت: طی هفته‌های اخیر مناسبات ترکیه و اسرائیل وارد تنش‌آمیزترین دوره خود از زمان عادی‌سازی نسبی روابط در سال ۲۰۲۲ شده است. تبادل مواضع تند میان رجب طیب اردوغان و بنیامین نتانیاهو، برچسب‌زنی‌های دیپلماتیک ازجمله متهم‌سازی متقابل به «نسل‌کشی» و لابی‌گری رژیم صهیونیستی در واشنگتن برای تحریم تسلیحاتی آنکارا، این پرسش اساسی را مطرح کرده که آیا سطح تنش میان این دو بازیگر از لفاظی‌های سیاسی فراتر خواهد رفت و غرب آسیا در آستانه یک گسل امنیتی جدید قرار خواهد گرفت؟ اردوغان با لحنی تند، بارها خواستار نابودی اسرائیل شده و نتانیاهو نیز در پاسخ، این اظهارات را بسیار جدی توصیف کرده و از آمریکا خواسته است فروش جنگنده‌های «اف ۳۵» به ترکیه را متوقف کند. همزمان وزارت امور خارجه ترکیه، نتانیاهو را «هیتلر زمانه» خوانده و اسرائیل نیز در اقدامی متقابل، نسل‌کشی ارامنه را به رسمیت شناخته که پاسخی مستقیم به اردوغان تلقی شده است.
تغییر محاسبات آنکارا
نخستین و تعیین‌کننده‌ترین متغیر در فهم چرخش‌های موضعی آنکارا، فشار فزاینده و بی‌سابقه افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای بر دولت اردوغان است. در سطح داخلی، نظرسنجی‌های معتبر بین‌المللی از جمله مؤسسه «پیو» در ژوئن ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بیش از ۹۷ درصد جامعه ترکیه نگرشی منفی به رژیم صهیونیستی دارند و اکثریت قاطع آنان تل‌آویو را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود می‌دانند. این سطح از انزجار عمومی، دامنه مانور دیپلماتیک دولت ترکیه را به‌شدت محدود کرده و عقب‌نشینی از مواضع ضدصهیونیستی را با هزینه‌های سنگین سیاسی همراه ساخته است. 
در سطح جهان اسلام نیز مساله فلسطین همچنان مهم‌ترین محرک همبستگی هویتی محسوب می‌شود. افکار عمومی کشورهای اسلامی و جامعه ترکیه دیگر به اظهارات نمادین و بیانیه‌های دیپلماتیک آنکارا رضایت نمی‌دهند، بلکه انتظار دارند دولت ترکیه به‌عنوان یک قدرت مهم منطقه‌ای و عضو ناتو اقدامات عملی، ملموس و بازدارنده‌ای در برابر سیاست‌های توسعه‌طلبانه و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان و منطقه اتخاذ کند. نخبگان و افکار عمومی جهان اسلام نیز خواستار آن هستند که آنکارا ابزارهای واقعی خود، ازجمله قطع کامل شریان‌های اقتصادی، انرژی و لجستیکی به سمت سرزمین‌های اشغالی را فعال کند.
 این مطالبه عمومی، راهبرد سنتی ترکیه در تفکیک «سیاست اعلامی ضدصهیونیستی» از «منافع اعمالی اقتصادی» را با چالشی جدی روبرو کرده است. با وجود تشدید تنش‌های لفظی، چشم‌انداز وقوع جنگ مستقیم میان دو طرف همچنان بعید به نظر می‌رسد. از یک سو وزیر امور خارجه ترکیه صراحتاً اعلام کرده که دلیلی برای درگیری مستقیم وجود ندارد و وزیر دفاع این کشور نیز احتمال رویارویی نظامی را «بسیار کم» ارزیابی کرده است. ازسوی‌دیگر اسرائیل با وجود آماده‌سازی‌های راهبردی، اساساً به دنبال جنگ با ترکیه نیست. ازاین‌رو، آنچه در میان‌مدت محتمل‌تر به نظر می‌رسد، تداوم یک جنگ سرد منطقه‌ای، تشدید رقابت بر سر منابع انرژی مدیترانه شرقی و گسترش تقابل در عرصه افکار عمومی است. 
ترکیه و رژیم صهیونیستی که روزگاری شرکای نزدیک راهبردی در حوزه‌های اطلاعاتی، فناوری و نظامی بودند، اکنون از منظر خود در منطقه با یکدیگر رقابت می‌کنند. اسرائیل نگران است که ترکیه در مسیر تبدیل‌شدن به قدرت مسلط جدید منطقه حرکت کند. نوسازی سریع نیروهای مسلح ترکیه و کاهش شکاف کیفی نظامی با رژیم صهیونیستی، این نگرانی را تشدید کرده است. مخالفت شدید نتانیاهو با فروش جنگنده‌های «اف ۳۵» به آنکارا که آن را «برهم‌زننده توازن قدرت در غرب آسیا» توصیف کرده است، از همین نگرانی راهبردی نسبت به ازدست‌رفتن «برتری کیفی نظامی» حکایت می‌کند.
رقابت‌های نیابتی
به نظر می‌رسد تشدید تنش در روابط ترکیه و اسرائیل به درگیری‌های نیابتی در سوریه، لیبی و مدیترانه شرقی دامن بزند. ترکیه با استقرار نظامی در شمال سوریه و حمایت از دولت جدید دمشق، در تلاش است نفوذ خود را تا مرزهای فلسطین اشغالی گسترش دهد. در مقابل، تل‌آویو همکاری‌های امنیتی خود با یونان و قبرس را در مدیترانه شرقی تقویت کرده و نگران است که ترکیه با حمایت از حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی، حلقه آتش جدیدی پیرامون این رژیم ایجاد کند. با وجود تعمیق اختلافات و لفاظی‌های تند، وقوع جنگ مستقیم میان دو طرف به دلایل ساختاری بسیار بعید ارزیابی می‌شود. نخست، ترکیه به‌عنوان ستون شرقی پیمان ناتو، پیوندهای نهادی مستحکمی با ساختار امنیتی غرب 
دارد.
 با وجود مخالفت‌های کنگره آمریکا با تسلیح ترکیه، تعاملات دولت ترامپ با اردوغان و ماهیت ائتلاف‌های ناتو مانع از آن می‌شود که واشنگتن اجازه دهد تنش‌ها به یک درگیری نظامی آشکار تبدیل شود. دوم، محاسبات مبتنی بر عقلانیت نظامی چنین اقتضا می‌کند. مقامات دفاعی و دیپلماتیک هر دو طرف نیز بر نبود تمایل به برخورد نظامی تأکید کرده‌اند و ارزیابی‌های امنیتی در آنکارا نشان می‌دهد حفظ تنش در سطح کنترل‌شده، بر ورود به یک جنگ فرسایشی ترجیح داده می‌شود.
شرکای قدیم و رقبای کنونی
تصمیمات ماههای اخیر ترکیه نشان می‌دهد که آنکارا اکنون اسرائیل را نه فقط به عنوان یک رقیب منطقه‌ای، بلکه به عنوان یک تهدید مستقیم برای امنیت و منافع استراتژیک خود می‌بیند. در یک تغییر چشمگیر در روابط ترکیه و اسرائیل، آنکارا در اواخر ماه اوت تعلیق کامل تجارت با اسرائیل، بستن بنادر خود به روی کشتی‌های اسرائیلی و محدود کردن حریم هوایی خود به پروازهای اسرائیلی را اعلام کرد. در حالی که این اقدام به صورت رسمی به عنوان اعتراض به نسل‌کشی اسرائیل در غزه طراحی شده بود، تحلیلگران می‌گویند این اقدام فراتر از یک واکنش اخلاقی است و نشاندهنده فشارهای داخلی فزاینده بر رهبری ترکیه در سوریه، محاسبات سیاسی پیچیده و نگرانی‌های امنیتی مربوط به آن و نقش اسرائیل در آنجا ست. 
ترکیه نفوذ منطقه‌ای رو به رشد اسرائیل را یک تهدید مستقیم برای ثبات خاورمیانه و منافع استراتژیک خود در سوریه و شرق مدیترانه می‌داند و مدت‌هاست به دنبال قراردادن خود به عنوان یک قطب انرژی منطقه‌ای است و پروژه‌های خط لوله را برای انتقال گاز خلیج فارس از طریق خاک خود به اروپا و کاهش وابستگی اروپا به روسیه پیش می‌برد، اما اسرائیل که اغلب توسط واشنگتن حمایت می‌شود، با حمایت از خودمختاری و فدرالیسم کردها در سوریه و عراق، با این جاه‌طلبی‌ها مقابله کرده است. 
جدایی‌طلبی کردها در مرزهای ترکیه، برای این کشور تهدید ایجاد می‌کند و آنکارا این را تلاشی برای ایجاد یک محیط خصمانه در همسایگی خود می‌داند.
چشم‌انداز روابط آنکارا - تل‌آویو
باتوجه‌به مجموعه این تحولات، افق پیش روی مناسبات ترکیه و رژیم صهیونیستی نه بازگشت به دوران ماه‌عسل عادی‌سازی و نه آغاز یک جنگ مستقیم است؛ بلکه محتمل‌ترین سناریو، تداوم و تعمیق یک «جنگ سرد منطقه‌ای» خواهد بود. در این سناریو، تقابل دو بازیگر در سه سطح بازتولید خواهد شد: نخست، رقابت شدید بر سر خطوط انتقال انرژی و منابع مدیترانه شرقی؛ دوم، جنگ نیابتی و دیپلماتیک در حوزه‌های پیرامونی، از جمله شامات و شمال آفریقا؛ و سوم، کارزار فرساینده در عرصه دیپلماسی عمومی و جنگ
‌شناختی.
در این میان، پاشنه آشیل دولت ترکیه، چگونگی پاسخ به انتظارات انباشته‌شده افکار عمومی جهان اسلام و جامعه داخلی این کشور خواهد بود. اگر آنکارا نتواند رویکرد خود را از لفاظی‌های سیاسی به اقدامات واقعی و بازدارنده در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم تغییر دهد، با ریزش جدی سرمایه اجتماعی و کاهش نفوذ معنوی خود در جغرافیای مقاومت و جهان اسلام روبرو خواهد شد.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی