یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۱
نظرات: ۰
۰
-
چشم‌انتظار ۳ خلبان اسیر ایرانی؛ آزادی دور از انتظار نیست!

ماجرا به ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ بازمی‌گردد. براساس روایت رسمی منتشرشده، دو فروند سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش برای انجام مأموریت رزمی به‌ سوی یک پایگاه نظامی در قطر رفتند. جنگنده‌ها هنگام بازگشت هدف قرار گرفتند و چهار خدمه اجکت کردند.

روزنامه شرق نوشت: دو سوخو-۲۴ از ایران برخاستند، مأموریت خود را در قطر انجام دادند و هیچ‌کدام به پایگاه بازنگشتند. هر دو جنگنده هنگام بازگشت هدف پدافند قرار گرفتند و چهار خدمه اجکت کردند. حادثه در آسمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید، اما تعیین سرنوشت خدمه ماه‌ها زمان برد. پیکر یکی از خلبانان به ایران رسید و از سه نفر دیگر خبری نبود.

حالا پس از نزدیک به شش ماه، یک نامه رسمی بخشی از ابهام این پرونده را کنار زده است. محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در نامه‌ای به رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ‌ از زنده‌بودن جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران به‌روشیان خبر داده و محل اسارت آنها را قطر اعلام کرده است. براساس این نامه، سه نظامی ایرانی در این مدت امکان دیدار، مصاحبه یا تماس با خانواده‌های خود را نداشته‌اند. این اعلام، ماهیت پرونده را تغییر می‌دهد. مسئله دیگر یافتن سه خدمه مفقودشده نیست؛ اکنون وضعیت حقوقی آنها، تعهدات قطر و مسیر بازگشتشان به ایران اهمیت دارد. پاسخ بخش مهمی از این پرسش‌ها در کنوانسیون سوم ژنو قرار دارد؛ سند اصلی حقوق بین‌الملل بشردوستانه درباره اسرای جنگی.

چهار اجکت و شش ماه انتظار

ماجرا به ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ بازمی‌گردد. براساس روایت رسمی منتشرشده، دو فروند سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش برای انجام مأموریت رزمی به‌ سوی یک پایگاه نظامی در قطر رفتند. جنگنده‌ها هنگام بازگشت هدف قرار گرفتند و چهار خدمه اجکت کردند.

مجید کاظمی، یکی از چهار خدمه، جان باخت. پیکر او بعدتر به ایران منتقل و تشییع شد. جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران به‌روشیان اما بازنگشتند و سرنوشت آنها برای ماه‌ها در ابهام باقی ماند. نامه اخیر ستاد کل اکنون بخش مهمی از پرونده را روشن کرده است. هر سه نفر از حادثه جان سالم به در برده‌اند و زنده در قطر حضور دارند. با این اعلام، پرونده از مرحله جست‌وجوی مفقودان وارد مرحله تعیین وضعیت اسرا شده است.

از اینجا قانون جنگ وارد می‌شود

در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، اسیر جنگی زندانی عادی نیست. اسارت نظامی با هدف خارج‌کردن رزمنده از میدان جنگ شکل می‌گیرد و ماهیت کیفری ندارد. حضور یک نظامی در عملیات رزمی نیز به‌خودی‌خود او را مجرم نمی‌کند. کنوانسیون سوم ژنو چارچوب رفتار با اسرای جنگی را مشخص کرده است. شیوه نگهداری، مراقبت پزشکی، ارتباط با خانواده، ثبت اطلاعات، نظارت نهادهای بین‌المللی و سرانجام بازگشت اسرا در این چارچوب قرار می‌گیرد. اگر سه خلبان ایرانی در جریان یک مخاصمه مسلحانه بین‌المللی و به‌ عنوان اعضای نیروهای مسلح به دست طرف مقابل افتاده باشند و شرایط برخورداری از وضعیت اسیر جنگی را داشته باشند، مقررات کنوانسیون سوم ژنو درباره آنها اعمال می‌شود. از همین نقطه، دسترسی به خلبانان و مشخص‌شدن وضعیت جسمی و محل نگهداری آنها اهمیت پیدا می‌کند.

چرا ۶ ماه بی‌خبری مهم است؟

نامه باقرزاده فقط از زنده‌بودن سه خلبان خبر نمی‌دهد؛ نبود امکان تماس با خانواده‌ها و مسئولان ایرانی در نزدیک به شش ماه نیز در آن مطرح شده است. کنوانسیون ژنو برای ارتباط اسیر با جهان خارج سازوکار مشخصی دارد. «کارت اسارت» یکی از این ابزارهاست و برای اطلاع‌رسانی درباره وضعیت فرد و محل نگهداری او استفاده می‌شود. مکاتبه با خانواده نیز در چارچوب حقوق اسیر جنگی قرار دارد. در نتیجه، ارتباط اسیر با خانواده صرفا موضوع یک توافق سیاسی میان دو دولت نیست؛ این ارتباط بخشی از نظام حمایتی کنوانسیون ژنو محسوب می‌شود. همین مسئله‌ درخواست ایران از کمیته بین‌المللی صلیب سرخ را به یکی از نقاط مهم پرونده تبدیل می‌کند.

صلیب سرخ و نخستین گام عملی

نقش کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در پرونده اسرای جنگی تشریفاتی نیست. کنوانسیون سوم ژنو امکان بازدید نمایندگان این نهاد از محل نگهداری اسرا را پیش‌بینی کرده است. نمایندگان صلیب سرخ همچنین باید بتوانند بدون حضور شاهد با اسرا گفت‌وگو کنند. چنین دسترسی‌ای چند مسئله را هم‌زمان روشن می‌کند؛ هویت افراد، وضعیت سلامت، شرایط نگهداری و امکان ارتباط با خانواده. در پرونده سه خلبان ایرانی نیز نخستین گام عملی می‌تواند دسترسی صلیب سرخ و بررسی مستقیم وضعیت آنها باشد. پس از این مرحله، مسئله اصلی به زمان و شرایط بازگشت می‌رسد.

ماده ۱۱۸ و مسیر بازگشت

ماده ۱۱۸ کنوانسیون سوم ژنو مهم‌ترین قاعده برای تعیین سرنوشت نهایی اسرای جنگی پس از توقف درگیری است. براساس این ماده، اسرای جنگی پس از پایان مخاصمات فعال باید بدون تأخیر آزاد و به کشور خود بازگردانده شوند. دو عبارت در این ماده اهمیت اساسی دارد: «پایان مخاصمات فعال» و «بدون تأخیر». بازگشت اسرا در این چارچوب الزاما به امضای پیمان صلح جامع وابسته نیست؛ وضعیت واقعی مخاصمات فعال میان طرف‌ها معیار اصلی است. بنابراین تعیین وضعیت کنونی درگیری، مستقیما بر پرونده سه خلبان اثر می‌گذارد. در صورت احراز پایان مخاصمات فعال، موضوع از سطح درخواست سیاسی برای آزادی سه نظامی فراتر می‌رود و تکلیف مقرر در ماده ۱۱۸ مطرح می‌شود.

تبادل اسرا شرط آزادی نیست

افکار عمومی معمولا بازگشت اسرا را با مبادله گره می‌زند. این تصور وجود دارد که هر کشور برای تحویل‌گرفتن نیروهای خود باید اسیری را به طرف مقابل تحویل دهد. ماده ۱۱۸ چنین شرطی ندارد. نبود توافق میان طرفین نیز اصل بازگرداندن اسرا را از بین نمی‌برد. کشور نگهدارنده در چنین شرایطی باید برای بازگشت آنها برنامه‌ریزی کند. اختلاف درباره شیوه انتقال یا هزینه‌های آن نیز نباید اصل بازگرداندن را متوقف کند. بنابراین، در صورت تحقق شرایط ماده ۱۱۸، آزادی سه خلبان ایرانی الزاما به معامله سیاسی یا مبادله اسیر وابسته نیست. تهران و دوحه می‌توانند درباره زمان، مسیر و شیوه تحویل مذاکره کنند، اما این جزئیات اجرائی با اصل تعهد به بازگرداندن اسرا تفاوت دارد.

اگر مخاصمه ادامه داشته باشد

ادامه مخاصمات فعال وضعیت دیگری ایجاد می‌کند. در این حالت، کشور نگهدارنده اصولا می‌تواند اسیر جنگی را تا پایان درگیری فعال در اختیار داشته باشد. منطق این قاعده، جلوگیری از بازگشت نظامی اسیرشده به میدان جنگ است. با این حال، کنوانسیون برای برخی مجروحان و بیماران استثناهایی در نظر گرفته است. اسرای به‌شدت مجروح یا بیمار در شرایط مشخص امکان بازگشت مستقیم به کشور خود را دارند. انتقال برخی افراد به کشور بی‌طرف نیز در چارچوب مقررات کنوانسیون پیش‌بینی شده است. به همین دلیل، دسترسی پزشکی و مشخص‌شدن وضعیت سلامت سه خلبان اهمیت مضاعفی دارد. نتیجه ارزیابی پزشکی می‌تواند بر مسیر حقوقی پرونده اثر بگذارد.

مسیر قطر تا ایران

با کنار هم قراردادن این قواعد، مسیر پرونده چند مرحله مشخص دارد. ابتدا باید دسترسی مستقیم به سه خلبان فراهم شود و وضعیت جسمی و شرایط نگهداری آنها مورد بررسی قرار گیرد. کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در این مرحله نقش محوری دارد. مرحله بعد به وضعیت مخاصمه مربوط است. ادامه درگیری فعال، قواعد نگهداری اسرای جنگی و استثناهای پزشکی را در اولویت قرار می‌دهد. پایان مخاصمات فعال نیز ماده ۱۱۸ را به مبنای اصلی مطالبه بازگشت تبدیل می‌کند. پس از تعیین این وضعیت، مسیر دیپلماتیک اهمیت پیدا می‌کند. تهران و دوحه باید جزئیات انتقال را مشخص کنند. تحویل مستقیم، حضور صلیب سرخ یا استفاده از کشور ثالث از گزینه‌های اجرائی است. این مذاکرات درباره چگونگی بازگشت خواهد بود، نه لزوما اصل بازگشت.

اعضای کمیسیون امنیت ملی یا پاسخ‌گو نبودند یا بی‌خبر

برای پیگیری وضعیت سه خلبان ایرانی و اطلاع از اقدام‌های احتمالی مجلس با تعدادی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی تماس گرفته شد. برخی اعضای کمیسیون پاسخ‌گوی تماس‌ها نبودند و برخی دیگر گفتند هنوز اطلاعاتی درباره این پرونده و طرح آن در کمیسیون ندارند.

اردستانی: آزادی خلبانان ایرانی دور از انتظار نیست

احمد بخشایش‌اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در گفت‌وگو با «شرق» گفت تاکنون اطلاعی از بررسی این موضوع در کمیسیون ندارد. او با این حال، تأیید زنده‌بودن سه خلبان سوخو-۲۴ را مهم دانست و گفت: «همین که مشخص شده سه خلبان ما زنده هستند، غنیمت است. احتمالا قطری‌ها آنها را نگه داشته‌اند تا در زمان مقتضی آزاد کنند. بنابراین فکر نمی‌کنم مشکل خاصی در این زمینه وجود داشته باشد». اردستانی احتمال مبادله اسرا را نیز مطرح کرد و افزود: «ممکن است ایران هم خلبانان یا نیروهایی از آمریکا را در اختیار داشته باشد. برای مثال، احتمال دارد گروه‌های مقاومت در عراق افرادی را بازداشت کرده و به ایران تحویل داده باشند. به هر حال، چنین اتفاقاتی در جریان جنگ رخ می‌دهد». او میان نگهداری خلبانان از سوی دولت قطر و در اختیار داشتن آنها از سوی نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور تفاوت قائل شد و گفت: «اگر قطری‌ها خلبانان ما را برای مبادله به آمریکایی‌ها تحویل دهند، اتفاق خوبی نیست؛ اما اگر آنها در اختیار خود دولت قطر باشند، موضوع متفاوت است. اینکه خلبانان در اختیار پایگاه آمریکا در قطر قرار گرفته باشند نیز بحث دیگری است. با این حال، ایران می‌تواند در این‌باره با قطری‌ها گفت‌وگو کند». این عضو کمیسیون امنیت ملی درباره پایان مهلت ۶۰روزه نیز گفت: «این مهلت به مذاکره مربوط است، نه آتش‌بس. پس از جنگ ۴۰روزه، پایان جنگ اعلام شد؛ اما بحث آتش‌بسی گسترده‌تر نیز مطرح بود که لبنان، غزه، یمن و ایران را دربر می‌گرفت. آمریکا می‌خواست این بازیگران تابع ایران نباشند و ابزارهای قدرت منطقه‌ای ایران را از تهران بگیرد. ایران هم مهلتی ۶۰روزه برای مذاکره در نظر گرفته بود. این مهلت می‌تواند تمدید شود».

او ادامه داد: «آمریکایی‌ها نیز به‌ اندازه کافی خسته شده‌اند و خود دونالد ترامپ بی‌علاقه نیست که با حفظ وضعیت موجود، جنگ را پایان‌یافته اعلام کند». اردستانی درباره نحوه اسارت این افراد و علت بی‌خبری از وضعیت آنها نیز گفت: «سه خلبان ما پس از انجام عملیات و هدف قرارگرفتن هواپیماهایشان، احتمالا به‌ وسیله پدافند آمریکایی مستقر در قطر سقوط کردند. یکی از خلبانان به شهادت رسید و پیکر او را تحویل دادند؛ اما مشخص نبود سه خلبانی که زنده مانده‌اند و در بازداشت به سر می‌برند، در اختیار آمریکایی‌ها هستند یا قطری‌ها». او در پایان، با ابراز امیدواری نسبت به آزادی این خلبانان گفت: «ما با قطری‌ها گفت‌وگو خواهیم کرد. همین که بدانیم این افراد زنده هستند، اهمیت دارد. بالاخره آزاد خواهند شد؛ به‌ویژه پس از پایان جنگ و زمانی که مذاکره‌ای شکل بگیرد».

مرز اسارت و محاکمه

یک مرز حقوقی مهم نیز باید در این پرونده حفظ شود. اسیر جنگی صرفا به دلیل شرکت قانونی در عملیات نظامی قابل مجازات نیست. حقوق جنگ برای رزمنده قانونی در برابر تعقیب کیفری‌ صرفا به علت مشارکت در مخاصمه، حمایت‌هایی در نظر گرفته است. اتهام مستقل درباره ارتکاب جنایت جنگی، وضعیت متفاوتی ایجاد می‌کند و می‌تواند مبنای رسیدگی قضائی قرار گیرد. با این حال، حضور خلبان نظامی در یک عملیات رزمی به‌تنهایی معادل ارتکاب جنایت جنگی نیست. در اطلاعات رسمی منتشرشده درباره سه خلبان ایرانی نیز تاکنون گزارشی از طرح اتهام کیفری مستقل علیه آنها مطرح نشده است. بنابراین اصل پرونده در شرایط فعلی به وضعیت اسارت، رعایت حقوق آنها و مسیر بازگشت مربوط می‌شود.

انتظار برای خبر بعدی

شش ماه پیش‌ چهار خدمه از دو سوخو-۲۴ اجکت کردند. انتظار برای خانواده مجید کاظمی با خبر شهادت او پایان یافت. سه خانواده دیگر اما ماه‌ها بدون اطلاع قطعی از سرنوشت عزیزان خود ماندند. اکنون خبر زنده‌بودن سه خلبان، جنس این انتظار را تغییر داده است. مسئله دیگر پیداکردن اثری از سه مفقود نیست؛ خانواده‌ها اکنون منتظر تماس، دیدار و بازگشت هستند. کنوانسیون ژنو نیز دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. قواعد مربوط به اسرا فقط روابط دولت‌ها را تنظیم نمی‌کند؛ این قواعد برای حفاظت از انسانی نوشته شده است که دیگر در میدان نبرد حضور ندارد؛ باید زنده بماند، درمان شود، ارتباطش با خانواده قطع نشود و پس از پایان دلیل حقوقی اسارت به خانه بازگردد.

مأموریت دوم

مأموریت نخست سه خلبان در ۱۱ اسفند آغاز شد؛ آنها با دو سوخو-۲۴ به‌ سوی قطر رفتند. هر دو جنگنده از بین رفتند و مجید کاظمی جان باخت. آن مأموریت پایان یافته است. اکنون مأموریت دیگری آغاز شده است؛ مأموریتی حقوقی و دیپلماتیک برای بازگرداندن سه خلبان باقی‌مانده. دسترسی صلیب سرخ نخستین گام آن است. کنوانسیون سوم ژنو چارچوب حقوقی را فراهم می‌کند و ماده ۱۱۸ نیز در صورت پایان مخاصمات فعال، مبنای اصلی بازگشت خواهد بود. اگر سه خلبان از وضعیت اسیر جنگی برخوردار باشند، حقوق آنها باید در تمام مدت اسارت رعایت شود. بیماری یا جراحت شدید می‌تواند قواعد ویژه بازگشت را فعال کند. پایان مخاصمات فعال نیز تکلیف دیگری ایجاد می‌کند؛ آزادی و بازگرداندن بدون تأخیر. در چنین شرایطی، بازگشت آنها لطف یک دولت به دولت دیگر نیست و الزاما به مبادله اسرا نیاز ندارد. حقوق جنگ برای پایان اسارت نیز قاعده دارد. دو سوخو-۲۴ دیگر بازنمی‌گردند و در نهایت پیکر مجید کاظمی به وطن بازگشت و ‌در سرزمین پدری به خاک سپرده شده؛ اما براساس اعلام رسمی ستاد کل، جواد صالحی، عبدالمجید دشتیان و عمران به‌روشیان زنده‌اند.

از اینجا به بعد، مهم‌ترین خبر این پرونده دیگر درباره جنگنده‌ها نیست؛ خبر اصلی روزی منتشر می‌شود که سه خدمه باقی‌مانده، مسیر قطر تا ایران را این بار برای بازگشت به خانه طی کنند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی