به گزارش اطلاعات آنلاین، در بخشهایی از این یادداشت درباره شروع این بیاعتمادی توضیح داده شده است: ماجرا از جایی آغاز شد که آژانسهای ادبی مطرحی چون «یوروپا کانتنت» و «هاجمن لیتریر»، قرارداد میلیونی رمان جنایی «به من زنگ بزن، جسد را پنهان میکنم» اثر جری فالاده را لغو کردند؛ تنها به این دلیل که کسی نمیدانست این اثر توسط یک انسان نوشته شده یا توسط چتباتهای هوش مصنوعی. این تنها یک مورد منفرد نیست؛ بلکه نشانهای از یک گسیختگی عمیق در «قرارداد اجتماعی» بین نویسنده و خواننده است.
وقتی مرزهای خلاقیت محو میشوند پیش از فالاده، گروه انتشاراتی «هاشت» نیز انتشار رمان «دختر خجالتی» اثر میا بالارد را به دلیل شایعاتِ استفاده از هوش مصنوعی لغو کرده بود. اگرچه هر دو نویسنده این اتهامات را رد کردند، اما این حوادث بازتابدهنده فضایی است که در آن «اعتماد» به عنوان بنیادیترین رکن صنعت نشر، در حال فرسایش است. واوهینی وارا، روزنامهنگار و نویسنده، معتقد است که تا پیش از ظهور این فناوری، این انتظار بدیهی وجود داشت که هر کتابی، محصول ذهن یک انسان است، اما اکنون نیاز به بازتعریف این رابطه داریم.
جنجالها به همینجا ختم نمیشوند. از اتهام هوش مصنوعی در داستانهای برنده «جایزه داستان کوتاه کشورهای مشترکالمنافع» تا افشای نقلقولهای جعلی در کتاب «آینده حقیقت»، همگی نشان میدهد که صنعت نشر بیش از هر زمان دیگری در برابر این تهاجم دیجیتال آسیبپذیر است.
آیا ابزارهای تشخیص، راه نجات هستند؟
شرکتهای هوش مصنوعی مدعیاند راهحلهایی مانند «واترمارکگذاری» را در اختیار دارند. شرکت «آنتروپیک» (سازنده کلود) اخیراً اعلام کرده است که تمامی خروجیهای خود را واترمارک میکند. با این حال، ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی (مانند پنگرام) نیز مورد نقد قرار گرفتهاند. مطالعات نشان میدهد این ابزارها ممکن است نسبت به نویسندگان غیربومی انگلیسیزبان تعصب داشته باشند و نرخ خطای آنها، هرچند اندک، برای صنعتی که یک اتهام میتواند در آن حرفه یک نویسنده را نابود کند، بسیار بالاست.
فشار اقتصادی بر صنعت نشر، استفاده از فناوری را اجتنابناپذیر کرده است. تعداد کتابهای منتشر شده در ایالات متحده ۱۰ درصد افزایش یافته، در حالی که مشاغل این صنعت ۲۸ درصد کاهش داشتهاند. در چنین شرایطی، کاتلین اشمیت، استراتژیست حوزه نشر، معتقد است ممنوعیت کلی هوش مصنوعی غیرمنطقی است؛ او میگوید: «نمیگویم هوش مصنوعی هیچ جایگاهی ندارد؛ برای ایدهپردازی عالی است، اما برای نوشتنِ کلِ یک کتاب نه».
نظرسنجی یوگاو در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که ۶۱ درصد خوانندگان، در صورت اطلاع از استفاده نویسنده از هوش مصنوعی، احساس رضایت کمتری از کتاب خواهند داشت. بسیاری از خوانندگان، «پژوهش» با کمک ابزارها را میپذیرند اما «نوشتنِ جملات» توسط ماشین را برنمیتابند.
صداقت؛ حلقه مفقوده برای بسیاری از نویسندگان و ناظران، مشکل اصلی «پنهانکاری» است. واوهینی وارا در کتاب اخیر خود، «جستجوها»، از هوش مصنوعی استفاده کرده اما تمام بخشهای تولید شده توسط آن را برچسبگذاری کرده است. این دقیقاً همان شفافیتی است که میتواند اعتماد از دست رفته را بازگرداند.
با وجود این، قوانین ناشران همچنان در هالهای از ابهام است. در حالی که ناشرانی مثل «پنگوئن رندوم هاوس» استفاده از آثار دارای حق نشر برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی را بدون اجازه منع کردهاند، اما هنوز روشهای غربالگری دقیقی برای محتوای کتابها ارائه نشده است.
در نهایت، بسیاری از نویسندگان همچنان به تجربه انسانی پایبندند. نیک هارکوی، نویسنده علمیتخیلی، با وجود علاقهاش به فناوری، استفاده از ماشین برای نوشتن را نمیپذیرد. او میگوید: «من عاشق کاری هستم که انجام میدهم. نمیخواهم یک رایانه جایگزین لذت من در انجام این شغل شود.»
به نظر میرسد آیندهی صنعت نشر نه در ممنوعیت مطلق، بلکه در ایجاد تعادلی ظریف میان ابزارهای کارآمد و حفظ اصالت انسانی نهفته است؛ تعادلی که تنها از مسیر شفافیت کامل و احترام به شعور خواننده میگذرد.