یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵
نظرات: ۰
۰
-
آمریکا در حمایت از پول ملی ژاپن مداخله ارزی کرد

شاید مهم‌ترین پیام مداخله اخیر امریکا در بازار ارز این باشد که در مالیه بین‌الملل، کمیاب‌ترین دارایی دیگر صرفا دلار، طلا یا حتی ذخایر ارزی نیست؛ اعتماد (Trust) است.

روزنامه اعتماد نوشت: مداخله امریکا برای حمایت از ین نشان می‌دهد بازار ارز، ذخایر ارزی و جریان سرمایه دیگر صرفا ابزارهای اقتصادی نیستند، بلکه به میدان تازه رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل ‌شده‌اند. مداخله امریکا در بازار ین نشان می‌دهد که جنگ قدرت دیگر فقط بر سر تجارت و فناوری نیست؛ ارز، اوراق قرضه، ذخایر ارزی و جریان سرمایه نیز به سلاح‌های ژئوپلیتیکی تبدیل ‌شده‌اند. در نگاه نخست، خبر فروش یورو و خرید ین ژاپن توسط ایالات ‌متحده ممکن است صرفا یک مداخله ارزی (Currency Intervention) تلقی شود؛ اقدامی که بانک‌های مرکزی برای حمایت از ارزش پول ملی یا کنترل نوسانات بازار انجام می‌دهند. واکنش کم‌سـابقه بلک‌راک (BlackRock)؛ بزرگ‌ترین مدیر دارایی جهان، اما نشـان می‌دهد که موضوع بسیار فراتر  از یک عملیات  فنی در بازار ارز است.از منظر مالیه بین‌الملل (International Finance)، آنچه رخ ‌داده نه صرفا جابه‌جایی میان دو ارز، بلکه نشانه‌ای از تغییر در قواعد نانوشته حکمرانی پولی جهانی (Global Monetary Governance) است.  هنگامی که واشنگتن بدون اطلاع قبلی به بانک مرکزی اروپا (European Central Bank – ECB) اقدام به فروش یورو و خرید ین می‌کند، پرسش اصلی دیگر این نیست که نرخ برابری یورو و ین چه تغییری خواهد کرد، بلکه این است که آیا جهان در حال خروج از عصر هماهنگی پولی و ورود به عصر تصمیمات مالی یک‌جانبه است؟

از توافق پلازا تا پایان هماهنگی مالی

یکی از پایه‌های ثبات مالی جهان در چهار دهه گذشته، هماهنگی میان قدرت‌های پولی بزرگ بود. از توافق پلازا (Plaza Accord) در سال ۱۹۸۵ تا همکاری‌های گسترده پس از بحران مالی ۲۰۰۸، بازارها به یک فرض مهم اعتماد داشتند: امریکا، اروپا و ژاپن، حتی اگر در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف داشته باشند، در مسائل بزرگ پولی و ارزی با هم مشورت می‌کنند. این هماهنگی فقط یک تشریفات دیپلماتیک نبود؛ بخشی از اعتماد نهادی (Institutional Trust) به نظام پولی بین‌المللی (International Monetary System) بود.

مداخله اخیر امریکا برای حمایت از ین، اما این فرض را با پرسش تازه‌ای روبه‌رو کرده است. بانک مرکزی اروپا (ECB) تنها پس از پایان عملیات از اقدام امریکا مطلع شد. معنای این اتفاق برای بازارها ساده اما مهم است: هماهنگی مالی دیگر مانند گذشته یک امر بدیهی نیست. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که واکنش بلک‌راک را در کنار آن قرار دهیم. نگرانی اصلی این شرکت نه خود بازار ارز، بلکه بازار اوراق قرضه دولتی (Sovereign Bond Market) است. چرا؟ زیرا قلب مالیه بین‌الملل در نهایت در بازار بدهی قرار دارد. بازار خزانه‌داری امریکا (US Treasury Market) یکی از مهم‌ترین بازارهای مالی جهان است و نرخ‌های آن بر قیمت‌گذاری طیف بزرگی از دارایی‌های مالی اثر می‌گذارد.

بنابراین وقتی جیمز ترنر، رییس درآمد ثابت بلک‌راک در منطقه EMEA می‌گوید: این شرکت تمایل چندانی به پذیرش ریسک در اوراق بلندمدت ندارد، مساله فقط یک تصمیم سرمایه‌گذاری نیست. بلک‌راک در واقع به افزایش ریسک سیاسی و ژئوپلیتیکی در قیمت‌گذاری بدهی اشاره می‌کند. خود ترنر نیز بر نااطمینانی ژئوپلیتیکی و ریسک بخش بلند منحنی بازده تاکید کرده است.در اینجا مفهوم پریمیوم سررسید (Term Premium) اهمیت پیدا می‌کند. سرمایه‌گذار برای خرید یک اوراق کوتاه‌مدت، نسبت به اوراق ۲۰ یا ۳۰ ساله با عدم ‌قطعیت بسیار کمتری مواجه است. هر چه آینده مبهم‌تر شود، برای نگهداری اوراق بلندمدت بازده بیشتری مطالبه می‌کند. به همین دلیل، افزایش ریسک ژئوپلیتیکی می‌تواند خود را در قالب افزایش بازده اوراق و افزایش هزینه تامین مالی دولت‌ها نشان دهد.این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که بدهی عمومی (Public Debt) بسیاری از اقتصادهای بزرگ در سطوح بالایی قرار دارد؛ بنابراین اگر سرمایه‌گذاران به این نتیجه برسند که هماهنگی میان قدرت‌های بزرگ ضعیف‌تر شده است، پول برای دولت‌ها گران‌تر خواهد شد. افزایش بازده اوراق به معنای افزایش هزینه استقراض، فشار بیشتر بر بودجه دولت‌ها و محدودتر شدن فضای سیاست مالی (Fiscal Space) است.از این زاویه، آنچه در بازار ارز اتفاق افتاده، می‌تواند به بازار بدهی سرایت کند و آنچه در بازار بدهی اتفاق می‌افتد، می‌تواند به کل اقتصاد جهانی منتقل شود. این همان نقطه‌ای است که یک مداخله ارزی ظاهرا محدود، به یک مساله مهم در مالیه بین‌الملل تبدیل می‌شود.

ظهور ژئوفایننس با نجات ین توسط امریکا

برای فهم منطق واشنگتن، باید از خود ین فراتر رفت و به جایگاه ژاپن در نظام مالی جهانی نگاه کرد. ژاپن نه‌تنها یک متحد مهم امریکا در آسیاست، بلکه یکی از بزرگ‌ترین کشورهای دارنده دارایی‌های خارجی و یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان سرمایه (Capital Exporter) جهان است. به همین دلیل، سقوط شدید ین فقط یک مشکل ژاپنی نیست. اگر ضعف ین ادامه پیدا کند، می‌تواند بر سایر ارزهای آسیایی نیز فشار وارد کند. از سوی دیگر، تغییر رفتار سرمایه‌گذاران ژاپنی نیز می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای جهانی داشته باشد. بازگشت سرمایه (Capital Repatriation) یا افزایش پوشش ریسک ارزی (Currency Hedging) می‌تواند جریان سرمایه میان ژاپن و بازارهای خارجی را تغییر دهد؛ بنابراین حمایت از ین را می‌توان همزمان حمایت از یک متحد، حمایت از ثبات مالی آسیا و حفاظت از شبکه مالی گسترده‌ای دانست که به بازارهای امریکا متصل است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی