دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۶
نظرات: ۰
۰
-
نخستین آزمون «توافق مکه»؛ ترکیه و پاکستان وارد جنگ علیه یمن می‌شوند؟

توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان با حملات احتمالی حوثی‌ها وارد نخستین آزمون می‌شود؛ آزمونی که می‌تواند میزان اعتبار بازدارندگی این پیمان و خطر گسترش درگیری در یمن و دریای سرخ را مشخص کند.

تجارت‌نیوز نوشت: ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: هنگامی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ۷ اوت در مکه توافق دفاعی مشترک خود را امضا کردند، نخستین آزمون این پیمان از قبل در حال شکل‌گیری بود.

یک روز پیش از امضای توافق، عربستان خود را برای احتمال حملات حوثی‌ها در یمن و همچنین تهدید گروه‌های مقاومت حامی ایران در عراق آماده می‌کرد؛ نگرانی اصلی این بود که تاسیسات انرژی، بنادر و فرودگاه‌ها هدف حمله قرار گیرند. این پیمان بر یک اصل مهم و قابل‌توجه استوار است: حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد. با این حال، جزئیات منتشرشده مشخص نمی‌کند که چنین حمله‌ای دقیقا چه تعهدات نظامی برای دو عضو دیگر ایجاد می‌کند، آیا واکنش آنها خودکار خواهد بود یا خیر و اساسا چه نوع پاسخی از سوی طرف‌های دیگر انتظار می‌رود.

در حال حاضر هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که ترکیه و پاکستان قصد داشته باشند مستقیما وارد جنگ یمن شوند. اما حمله موشکی یا پهپادی جدید حوثی‌ها به عربستان می‌تواند سه کشور را با پرسشی مواجه کند که این توافق هنوز پاسخی روشن برای آن ارائه نکرده است: حمله به یکی از اعضا، در عمل به معنای چه نوع واکنش مشترکی خواهد بود؟

آستانه دفاع مشترک

به نوشته این وبگاه حوثی‌ها در مقایسه با حمله متعارف یک دولت به دولت دیگر، وضعیت پیچیده‌تری ایجاد می‌کنند. این گروه بخش‌های وسیعی از شمال یمن را در کنترل دارد، به موشک، پهپاد و قابلیت‌های دریایی مجهز است و از روابط سیاسی و نظامی نزدیکی با ایران برخوردار است. با این حال، حوثی‌ها همچنان یک بازیگر یمنی با رهبری مستقل و محاسبات سیاسی و داخلی خاص خود هستند.

همین مساله باعث می‌شود هر حمله احتمالی آینده، توافق سه‌جانبه را با یک منطقه خاکستری مواجه کند که هنوز در متن عمومی پیمان تعریف نشده است. آیا اصابت یک موشک به نجران، در نزدیکی مرز عربستان و یمن، می‌تواند تعهد دفاعی سه‌جانبه را فعال کند؟ اگر یک پهپاد به تأسیسات نفتی عربستان حمله کند چه؟ آیا حمله به یک کشتی یا تأسیسات سعودی در خارج از خاک این کشور نیز مشمول پیمان خواهد شد؟

این پرسش‌ها مهم‌تر از احتمال اعزام مستقیم نیروهای ترکیه یا پاکستان برای جنگ با حوثی‌هاست.در عمل، نخستین اقدامات این ائتلاف ممکن است بسیار محدودتر و دفاعی‌تر باشد؛ از تبادل اطلاعات و هشدار زودهنگام گرفته تا تقویت پدافند هوایی، سامانه‌های مقابله با پهپاد، نظارت دریایی و اعزام نیروهای دفاعی به داخل خاک عربستان.از این منظر، ائتلاف جدید می‌تواند بدون آنکه آنکارا یا اسلام‌آباد را به طرف مستقیم جنگ یمن تبدیل کند، وارد مرحله عملیاتی شود.

چالش راهبردی جدید برای حوثی‌ها

حوثی‌ها طی سال‌های گذشته با تکیه بر توان موشکی و دریایی خود توانسته‌اند فشار نظامی را فراتر از مرزهای یمن گسترش دهند و در مواردی نیز تاثیر قابل‌توجهی بر محیط امنیتی منطقه بگذارند. اما توافق مکه می‌تواند محاسبات تاکتیکی این گروه را تغییر دهد.

احمد صالح، پژوهشگر علوم سیاسی و ناظر تحولات یمن، معتقد است اهمیت این توافق برای یمن در ظرفیت آن برای تغییر محیط سیاسی و امنیتی فعالیت حوثی‌ها نهفته است. او گفت: «اگر حوثی‌ها پس از توافق مکه همچنان عربستان را هدف قرار دهند، محاسبات تشدید تنش دیگر مانند گذشته صرفاً میان حوثی‌ها و ریاض محدود نخواهد ماند. هر حمله جدید می‌تواند ترکیه و پاکستان را به سمت مشارکت امنیتی عمیق‌تر در کنار عربستان سوق دهد و در نتیجه حوثی‌ها ممکن است خود را در برابر مجموعه گسترده‌تری از کشورها ببینند که امنیت عربستان را مستقیماً در راستای منافع خود می‌دانند».

این وضعیت می‌تواند ایران را نیز با یک معضل راهبردی مواجه کند. تهران همه تصمیم‌های نظامی حوثی‌ها را مستقیما تعیین نمی‌کند، اما با این گروه همکاری نزدیکی دارد و در شکل‌دهی به راهبرد آن نقش ایفا می‌کند. اگر فشارهای ناشی از یمن به گسترش همکاری‌های دفاعی پیرامون عربستان منجر شود، ایران ناچار خواهد بود این واقعیت را در نظر بگیرد که یکی از ابزارهای نفوذش ممکن است در نهایت به تقویت همگرایی میان کشورهایی منجر شود که در پی مقابله با نفوذ ایران هستند.

چه چیزی ممکن است در میدان نظامی تغییر کند؟

عربستان برای بهره‌برداری از این توافق الزما به استقرار نیروهای ترکیه یا پاکستان در خطوط مقدم یمن نیاز ندارد.ماهیت تهدید حوثی‌ها باعث می‌شود پدافند هوایی، هشدار زودهنگام، جنگ الکترونیک، سامانه‌های مقابله با پهپاد، شناسایی دریایی و تبادل اطلاعات، اهمیت بیشتری از صرفا افزایش نیروهای زمینی داشته باشند. ترکیه و پاکستان می‌توانند ظرفیت‌های عربستان را در این حوزه‌ها تقویت کنند. بنابراین پرسش اصلی این است که آیا آنکارا و اسلام‌آباد می‌توانند به ریاض کمک کنند حملات حوثی‌ها را دشوارتر، کم‌اثرتر و پرهزینه‌تر کنند یا خیر.

صلاح موید، یکی از فرماندهان نظامی دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن، در این باره گفت: «تغییرات مهم در عرصه نظامی، به سرعت شناسایی تهدید و مقابله با آن پیش از رسیدن به هدف مربوط خواهد بود. اگر این توافق هشدار زودهنگام، پدافند هوایی، شناسایی، توان مقابله با پهپادها و تبادل اطلاعات را تقویت کند، هزینه اجرای همان حمله برای حوثی‌ها افزایش خواهد یافت؛ حتی اگر یک سرباز ترک یا پاکستانی وارد خاک یمن نشود».

با این حال، این امر الزاما به معنای تغییر توازن قدرت در داخل جنگ یمن نیست. میان کمک به عربستان برای دفاع از قلمرو خود و حمایت از یک عملیات نظامی با هدف تغییر کنترل سرزمینی در داخل یمن، تفاوت اساسی وجود دارد. این پیمان یک توافق دفاعی میان اعضای خود است و تعهدی برای بازپس‌گیری مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در یمن ایجاد نمی‌کند. ترکیه یا پاکستان می‌توانند به رهگیری موشکی که به سمت عربستان شلیک شده کمک کنند، بدون آنکه از عملیات نظامی در داخل یمن حمایت کنند.

آزمون دریای سرخ

نخستین آزمون این پیمان حتی ممکن است در مرز زمینی رخ ندهد. دریای سرخ از سال ۲۰۲۳ به یکی از محورهای اصلی راهبرد منطقه‌ای حوثی‌ها تبدیل شده است؛ زمانی که این گروه در تلاش برای اعمال فشار بر اسرائیل برای توقف جنگ غزه، مجموعه‌ای از حملات را علیه کشتی‌های مرتبط با اسرائیل آغاز کرد. حملات به کشتی‌رانی، تنگه باب‌المندب ــ گذرگاه باریکی میان اقیانوس هند و دریای سرخ ــ را به یکی از کانون‌های رویارویی منطقه‌ای تبدیل کرده است.

برای عربستان، دریای سرخ یک مسیر حیاتی برای انرژی و تجارت است و بنادر و پروژه‌های اقتصادی مهم و راهبردی این کشور نیز در امتداد آن قرار دارند. از این رو، نخستین کاربرد عملی پیمان مکه ممکن است در دریا شکل بگیرد: تبادل اطلاعات، نظارت هوایی و دریایی، حفاظت از تأسیسات انرژی و خطوط کشتیرانی یا همکاری برای مقابله با پهپادها و موشک‌ها. چنین همکاری‌هایی ریسک سیاسی بسیار کمتری نسبت به حملات مستقیم در داخل یمن دارند، اما در عین حال می‌توانند فضای عملیاتی حوثی‌ها را محدود کنند.

معادله جدید برای واشنگتن

برای آمریکا، این توافق می‌تواند دو پیامد متناقض داشته باشد. از یک سو، واشنگتن سال‌ها از متحدان و شرکای خود خواسته است سهم بیشتری از مسئولیت تامین امنیت خود را بر عهده بگیرند. اگر عربستان، ترکیه و پاکستان بتوانند زیرساخت‌ها و مسیرهای دریایی را بهتر محافظت کنند و بدون اتکای مستمر به نیروهای آمریکایی با تهدیدها مقابله کنند، این امر با منطق تقسیم بار امنیتی مورد نظر واشنگتن همخوانی خواهد داشت.

اما افزایش ظرفیت‌های منطقه‌ای می‌تواند به معنای استقلال بیشتر در تصمیم‌گیری نیز باشد.این تناقض می‌تواند خیلی زود در یمن آشکار شود. واشنگتن ممکن است از تقویت دفاع عربستان حمایت کند، اما همزمان تلاش داشته باشد مانع از آن شود که حمله حوثی‌ها به آغاز دور جدیدی از جنگ در یمن منجر شود. در مقابل، ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد ممکن است درباره سطح و دامنه واکنش مناسب، تصمیم‌های مشترکی بگیرند که الزاماً با ترجیحات واشنگتن همسو نباشد.

بازدارندگی یا مسیر تازه‌ای برای تشدید تنش؟

موفقیت توافق مکه با تعداد هواپیماها یا نیروهایی که سه کشور می‌توانند بسیج کنند سنجیده نخواهد شد. آزمون واقعی این پیمان آن است که آیا می‌تواند هزینه حمله به عربستان را افزایش دهد، بدون آنکه احتمال گسترش جنگ منطقه‌ای را بالا ببرد. اگر واکنش به یک حمله بزرگ آن‌قدر محدود باشد که ضعف تعهد دفاعی مشترک را آشکار کند، حوثی‌ها ممکن است بار دیگر مرزهای این پیمان را آزمایش کنند. اما اگر هر حمله به واکنشی گسترده یا ازسرگیری درگیری‌های نظامی در داخل یمن منجر شود، خود توافق می‌تواند به ابزاری برای گسترش همان نوع تقابلی تبدیل شود که قرار بود از آن جلوگیری کند.

سخت‌ترین معادله در فاصله میان این دو سناریو قرار دارد: ایجاد بازدارندگی معتبر، بدون باز کردن مسیر جنگی تازه.توافق مکه به‌عنوان ائتلافی علیه حوثی‌ها معرفی نشده است؛ اما ممکن است حوثی‌ها نخستین گروهی باشند که مرزهای واقعی این پیمان را به آزمون می‌گذارند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی