امام محمد غزالی

امام محمد غزالی، فیلسوف، متکلم و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سده پنجم هجری است. از او آثار زیادی به جا مانده است که مهمترینش احیاءالعلوم است در اخلاق و کیمیای سعادت. آنچه در پی می‌آید، بخشهایی از کتاب اخیر است که به واقع ترجمه گزینشی خود اوست از کتاب بسیار مفصل احیاءالعلوم. 
کیمیای سعادت
بدان که حق تعالی بر مصطفی(ص) ثنا گفت به خُلق نیکو و گفت: «انّکَ لَعلی خُلُق عظیم». و رسول(ص) گفت: «مرا فرستاده‌اند تا محاسن اخلاق را تمام کنم» و گفت: «عظیم‌ترین چیزی که در ترازو نهند، خوی نیکوست.»
ـ یکی در پیش رسول(ص) آمد و گفت: «دین چیست؟» گفت: «خلق نیکو». از راست وی اندر آمد و از چپ وی اندر آمد و همچنین می‌پرسید و وی همچنین می‌گفت. بازپسین بار گفت: «می‌ندانی؟ آن که خشمگین نشوی.»
ـ و از وی پرسیدند که: «فاضل‌ترین اعمال چیست؟» گفت: «خُلق نیکو.»
ـ و رسول(ص) گفت: «هر که را خدای تعالی خُلق نیکو داد و روی نیکو وی را ارزانی داشت، خورش آتش نکند.»
ـ رسول(ص) گفت: «خوی بد طاعت را همچنان تباه کند که سرکه انگبین را.» 
ـ و رسول(ص) اندر دعا گفتی: «بارخدایا، خَلق من نیکو آفریدی، خُلق من نیکو بکن.»
ـ و گفتی: «بارخدایا، تندرستی و عافیت و خوی نیکو ارزانی دار.»
ـ پرسیدند رسول(ص) را که: «چه بهتر که حق تعالی بنده را بدهد؟» گفت: «خُلق نیکو.»
ـ و گفت: «خُلق نیکو گناه را همچنان نیست کند که آفتاب یخ را.»
ـ و گفت: «بنده به خُلق نیکو درجه بیاید، چنان‌که کسی که به روز به روزه باشد و به شب به نماز و درجات بزرگ اندر آخرت بیابد، اگرچه ضعیف عبادت بود.»
ـ رسول(ص): از پی هر زشتی نیکویی بکن تا آن را محو کند.
ـ رسول را گفتند که: «عیسی(ع) بر آب برفت.» گفت: اگر درجه یقین وی زیادت شدی، در هوا برفتی.
ـ رسول(ص) چنین گفته است: جستن علم، فریضه است بر همه مسلمانان.
ـ رسول(ص) گفت: پاکی یک نیمه مسلمانی است.
ـ هرگز در سفر و حضر، شانه از رسول(ص) جدا نبودی.
مسلمانی
ـ رسول(ص) گفت که: مسلمان آن کس است که مسلمانان از دست و زبان وی سلامت یابند.
ـ رسول(ص) گفت: «دانید که مسلمان که بوَد؟» گفتند: «خدای و رسول وی بهتر داند.» گفت: آن که مسلمانان از دست و زبان وی سلامت یابند.
گفتند: «پس مؤمن که بوَد؟» گفت: آن که مسلمانان را بر وی ایمنی بوَد در تن و مال خویش.
 گفتند: «پس مهاجر که بود؟» گفت: آن که از کار بد، بُرنده بوَد.
کار
ـ رسول(ص) گفت: هر که دنیای حلال طلب کند تا از خلق بی‌نیاز شود و یا با همسایه و خویشاوندان نیکویی کند، روز قیامت می‌آید و روی وی چون ماه شب چهارده بوَد.
ـ و رسول(ص) گفت: بازرگانان راستگوی، روز قیامت با صدّیقان و شهیدان برخیزند.
ـ و گفت: خدای تعالی مؤمن پیشه‌ور را دوست دارد.
ـ و گفت: حلال‌ترین چیزی، کسب پیشه‌ور است، چون نصیحت به جای آرد.
ـ محتکر ملعون است و رسول(ص) گفت: هر که چهل روز طعام نگاه دارد تا گران شود، آنگاه همه به صدقه دهد، کفّارت این نبوَد. 
ـ و رسول(ص) گفت: هر که طعام نگاه دارد (احتکار کند)، خدای تعالی از وی بیزار است و وی از خدای بیزار است!
ـ رسول(ص) به مردی بگذشت که گندم می‌فروخت، دست در گندم کرد، درون وی تر بود. گفت: «این چیست؟» گفت: «آب رسیده است.» گفت: «پس چرا این بیرون نکردی؟ هر که غشّ کند، از ما نیست.»
ـ رسول(ص) می‌گوید: رحمت خدای بر کسی باد که ستد و داد آسان کند. 
ـ و می‌گوید: هر که آسان گیرد، خدای تعالی کارهای وی آسان گیرد.
ـ سعد از بزرگان صحابه بود، گفت: «یا رسول‌الله، دعا کن تا دعا مرا اجابت بوَد به هر دعا که کنم.» گفت: حلال خور تا دعا مستجاب شود.
ـ رسول(ص) گفت: بسیار کس طعام و جامه و غذای وی حرام است، آنگاه دست برداشته دعا می‌کند، چنین دعا کی اجابت کنند؟!
گرسنگی
ـ رسول(ص) گفت: جهاد کنید با خویشتن به گرسنگی و تشنگی که ثواب این، ثواب جهاد است با کفار.
ـ و گفت: هر که شکم پر کرد، وی را به ملکوت آسمان راه ندهند.
ـ و گفت: فاضل‌ترین شما به نزدیک خدای تعالی، آن است که تفکر و گرسنگی وی درازتر است. و دشمن‌ترین شما به نزدیک خدای تعالی، آن است که طعام بسیار خورَد و آب بسیار خورد و بسیار خسبد.
ـ گفت رسول(ص) که: دل خویش زنده گردانید به اندک‌خوردن، و پاک گردانید به گرسنگی تا صافی و سبک شود 
ـ و رسول(ص) گفت: سیر مخورید که نور معرفت اندر دل شما کشته شود.
احسان
ـ رسول(ص) گفت: صدقه دهید و اگر همه یک خرما بوَد که آن درویش (=فقیر) را زنده کند و گناه را بکشد، چنان که آب آتش را .
ـ و گفت: بپرهیزید از دوزخ و اگر همه نیم‌خرما باشد و اگر نتوانید، به سخنی خوش. 
ـ و گفت: هیچ مسلمان از حلال صدقه ندهد که نه ایزد تعالی آن را بر دست لطف خود بستاند و می‌پرورد، چنان‌که شما چهارپای خویش بپرورید تا آنگاه که خرمایی چند کوه اُحد شود. 
ـ و گفت: فردا هر کسی در سایه صدقه خویش بوَد تا آنگاه که میان خلق حکم بکنند. 
ـ و گفت: صدقه هفتاد در از درهای شر ببندد.
ـ فقرا رسول(ص) را گفتند: «توانگران ثواب آخرت، همه بردند. هر عبادتی که ما می‌کنیم، ایشان نیز می‌کنند و ایشان صدقه می‌دهند و ما نمی‌توانیم.» گفت: شما را به سبب درویشی، هر تسبیحی و تهلیلی و تکبیری، صدقه است؛ و هر امر به معروفی و نهی از منکری، صدقه است؛ و اگر یکی از شما لقمه‌ای در دهان اهل خویش نهد، صدقه است.
ـ انس گوید رضی الله عنه که: رسول(ص) هرگز طعام تنها نخوردی.
ـ رسول(ص) هیچ طعام را عیب نکردی؛ اگر خوش آمدی، بخوردی و اگرنه، دست بازگرفتی.
ـ رسول(ص) گفت: هر که برادر مسلمان را طعام و شراب دهد تا سیر شود، ایزد تعالی ورا از آتش دور گرداند.
ـ گفت رسول(ص): کسی که مهماندار نیست، در وی خیر نیست.
ـ و گفت: برای مهمان تکلف مکنید.
ـ رسول(ص) می‌گوید: بدترین طعام‌ها طعام ولیمه‌ای است که توانگران را خوانند و درویشان را محروم کنند.
نماز
ـ رسول(ص) گفت: «مَثل این پنج نماز، همچون مثل آب روشن است که بر درِ سرای کسی می‌رود و هر روز پنج بار خویشتن بدان آب بشوید. ممکن شود که بر وی هیچ شوخ (=چرک) بماند؟» گفتند: «نه یا رسول‌الله.» گفت: این پنج نماز، گناه را همچنان ببرد که آب شوخ را.
ـ و رسول(ص) گفت: که نماز ستون دین است. هر که از نماز دست بداشت، دین خود را ویران کرد.
ـ پرسیدند از وی که: «از کارها چه فاضل‌تر است؟» گفت: نماز به وقت خویش به پای داشتن.
ـ و گفت: کلید بهشت نماز است. 
ـ و گفت: حق تعالی بر بندگان خود هیچ چیز فریضه نگردانید پس از توحید، دوست‌تر نزدیک وی از نماز.
ـ گفت رسول(ص): بدترین دزدان آن است که از نماز دزدد!
ـ رسول(ص) گفت: یک نماز به جماعت، چون بیست و هفت است تنها. 
ـ و گفت: هر که نماز خفتن (=عشا) به جماعت کند، چنان بوَد که یک نیمه‌شب احیا کرده بوَد؛ و هر که نماز بامداد به جماعت کند، چنان بوَد که جمله شب احیاکرده باشد.
ـ رسول(ص) گفت که: بسا کسا که نصیب وی از نماز، جز رنج و ماندگی نیست؛ و این آن بوَد که به کالبد، نماز کند و به دل غافل. 
ـ و گفت که: بسیار بنده بوَد که نماز کند و از نماز وی، بیش از ده یک یا شش یک ننویسند؛ و آن مقدار نویسند از نماز هر کسی، که به دل در آن حاضر باشد. 
ـ گفت: نماز چنان کن که کسی را وداع خواهی کرد.
ـ رسول(ص) گفت: هر نمازی که دل در وی حاضر نبوَد، خدای تعالی در آن نماز ننگرد.
ـ رسول(ص) که هر که در نماز ایستد و هوا و روی و دل وی با حق تعالی باشد، از نماز بازگردد، چنان‌که گویی از مادر زاده است (یعنی پاک از همه گناهان).
دنیا
ـ گفت رسول(ص): حُبّ الدّنیا رأس کل خَطیّه: دوستی دنیا سرِ همه خطاهاست.
ـ رسول(ص) گفته است: دنیا جادوتر است از هاروت و ماروت، از وی حذر کنید!
ـ رسول ما(ع) می‌گوید: همچنان‌که روا نباشد که کسی در آب رود و تر نگردد، روا نباشد که کسی در دنیا شود و آلوده نگردد!
ـ رسول(ص) گفت: دنیا و هر چه در آن است، ملعون است، الا ذکر خدای تعالی و آنچه بر آن معاونت کند.
دوست
ـ رسول(ص) گفت: هر که خدای تعالی به وی خیری خواسته باشد، وی را دوستی شایسته روزی کند تا اگر خدا را فراموش کند، یادش دهد و اگر یاد کند، یار وی باشد.
ـ رسول(ص) گفت: استوارترین دستاویزی در ایمان، دوستی و دشمنی است برای خدا.
ـ رسول(ص) را بسیار برنجانیدند دندان بشکستند و خون به روی وی فرو می‌دوید و وی می‌گفت: بارخدایا، بر ایشان رحمت کن که نمی‌دانند!
ـ رسول(ص) می‌گوید: «مؤمن آیینه مؤمن بوَد»؛ یعنی که عیب و نقصان خویش را از وی بداند.
ـ رسول(ص) می‌گوید که: هر که برادر خویش را دعا کند در غیبت، فرشته‌ای گوید: تو را نیز همچنین!
ـ رسول(ص) گفت: هر که پیران را حرمت ندارد و بر کودک رحمت نکند، از ما نیست.
ـ رسول(ص) گفت: خدای تعالی گشاده‌روی آسان‌گیر را دوست دارد. 
ـ و گفت: نیکوکاری که موجب مغفرت است، آسان است: پیشانی‌ گشاده و زبانی خوش.
ـ رسول(ص) گفت: «بگویم شما را که چیست از روزه و صدقه و نماز، فاضل‌تر؟» گفتند: «بگوی.» گفت: صلح‌افکندن در میان مسلمانان.
ـ رسول(ص) گفت: هر که گوش دارد به سخن مردمان که بی‌وی چه گویند، روز قیامت، سُرب گداخته در گوش وی ریزند.
ـ رسول(ص) گفت: «با مردگان منشینید!» گفتند: «آن کیانند؟» گفت: توانگران!
ـ رسول می‌گوید(ص): هر که حاجت مسلمانی روا کند، همچنان باشد که همه عمر خدای تعالی را خدمت کرده است. 
ـ و گفت: هر که چشم مؤمنی روشن کند، خدای تعالی در روز قیامت، چشم وی روشن کند. 
ـ و گفت: هر که در حاجت مسلمانی برود یک ساعت از روز یا از شب، اگر حاجت برآید یا نه‌برآید، ورا بهتر از آنکه دو ماه در مسجد معتکف نشیند. 
ـ و گفت: هر که اندوهگینی را فرح دهد، یا مظلومی را برهاند، خدای تعالی وی را هفتاد و سه مغفرت کرامت کند.
ـ و گفت: «برادر خویش را نصرت کن اگر ظالم بوَد یا مظلوم!» گفتند: «چون ظالم بوَد، چگونه نصرت کنیم؟» گفت: بازداشتن وی از ظلم، نصرت بود.
ـ و گفت: خدای تعالی هیچ طاعت دوست‌تر از آن ندارد که شادی به دل مسلمانی رسانی. 
ـ و گفت: دو خصلت است که هیچ شر ورای آن نیست: شرک‌آوردن و خلق را رنجانیدن. و دو خصلت است که هیچ عبادت ورای آن نیست: ایمان‌آوردن و راحت خلق جستن. 
ـ و گفت: هر که را غم مسلمانی نیست، از ما نیست.
ـ رسول گفت(ص): هر که دوست دارد که مردمان در پیش وی بر پای ایستند و وی نشسته، گو جای خویش در دوزخ بگیر!
خویش و همسایه
ـ و گفت: جبرییل مرا همیشه به حق همسایه وصیت می‌کرد تا پنداشتم که وی را میراث خواهد افتاد از من. 
ـ و گفت: هر که به خدای و قیامت ایمان دارد، گو همسایه خویش را گرامی دار. 
ـ و گفت: مؤمن نبود کسی که همسایه وی از رنج وی ایمن نبود.
ـ رسول را گفتند(ص): «فلان زن روزه دارد و شب نماز کند، لیکن همسایه برنجاند.» گفت: جای وی دوزخ است.
ـ و گفت: هر که خواهد که عمر وی دراز شود و روزی وی فراخ شود، گو خویشاوندان را نیکو دار.
ـ و گفت: نیکویی کردن با پدر و مادر فاضل‌تر از نماز و روزه و حج و عمره و غزا (=جهاد).
تلاوت
ـ گفت رسول(ص) که: «این دلها زنگار بگیرد، همچون آهن.» گفتند: «به چه زدوده شود؟» گفت: به خواندن قرآن و یادکردن مرگ. 
ـ و گفت: من رفتم و شما را دو واعظ ماندم که همیشه شما را پند می‌دهند: یکی گویا و یکی خاموش. واعظ گویا قرآن است و واعظ خاموش، مرگ است.
ـ گفت رسول(ص): ایمان مستقیم و راست نبوَد تا دل راست نباشد؛ و دل راست نبود تا زبان راست نبود.
ـ حنظله می‌گوید که: نزدیک رسول(ص) بودم و ما را پند می‌داد، چنان‌که دلها تنگ شد و آب از چشمها روان گشت. پس با خانه آمدم، اهل با من در حدیث آمد و با حدیث دنیا فروافتادیم. پس مرا آن سخن رسول(ص) یاد آمد و از گریستن خود بیرون آمدم و فریاد همی کردم که: «آه حنظله منافق شد!» در نزدیک رسول(ص) رفتم و گفتم: «حنظله منافق شد!» پس این حال وی را حکایت کردم. گفت: «یا حنظله! اگر بر آن که در پیش ما یافتی بماندی، فریشتگان آسمان با شما مصافحه کردندی در راهها و در خانه‌ها، ولکن ساعتی و ساعتی!»
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی