سروش صحت را اگر فقط بهعنوان سازنده چند کمدی موفق تلویزیونی بشناسیم، بخش مهمی از مسیر کاری و حرفهای او را ندیدهایم. او در سالهای اخیر آرامآرام از کمدی متعارف فاصله گرفته و به جهان شخصیتری رسیده است؛ جهانی که در آن واقعیت، خیال، فانتزی، یا اصطلاحاً کمدی ابزورد، کنار هم قرار میگیرند و قرار نیست همیشه همهچیز خیلی واضح و شفاف توضیح داده شود و خبری هم از منطق رایج خیلی از قصهها نیست. شاید همین فاصلهگرفتن از قواعد آشنای قصهگویی است که باعث میشود آثارش برای بخشی از مخاطبان بسیار دوستداشتنی و برای بخشی دیگر سخت و حتی گاهی خستهکننده و البته غیرقابلدرک باشد؛ و مساله اصلی دقیقاً همینجاست که چنین جهانی برای چه طیف مخاطبی جذاب است؟ اگر بخواهیم به این پرسش پاسخی سریع و بدون تحلیل بدهیم، باید گفت در سینمای ایران اساساً سبک کمدی فانتزی، برخلاف سینمای جهان، چندان طرفدار ندارد و شاید هم علتش تجربههای ناموفقی است که مخاطب با آن مواجه شده؛ اما در این میان، سینما و سبک فیلمسازی صحت بحث دیگری است که اتفاقاً توانسته است، برخلاف تجربههای ناموفق قبلی، خیلیها را با خود همراه کند.
واکنش صفر و صدی مخاطب
یکی از سادهترین تعاریف برای واکنشهای متفاوت به آثار صحت این است که یک عده با این جهان خیلی زود همراه میشوند و یک عده نه. یک نفر از ریتم آرام و موقعیتهای عجیب لذت میبرد و دیگری دنبال قصهای سرراستتر و اتفاقاتی است که زودتر او را با خود همراه کند؛ به زبان عامیانهتر، مخاطبان ساختههای صحت معمولا نگاهی صفر و صدی دارند. «مگه تموم عمر چند تا بهاره؟» هم دقیقاً چنین واکنشی ایجاد کرد؛ سریالی که در کنار تحسین برای فضای متفاوت و سوررئالش، از سوی بخشی از مخاطبان به دلیل ریتم کند و پراکندگی قصه مورد انتقاد قرار گرفت.
فانتزی برای همه نیست
فانتزی و ابزورد، برخلاف آنچه گاهی در برخورد با آنها تصور میکنیم، ژانرهای بیقاعدهای نیستند. اتفاقاً سالهاست در سینما و تلویزیون جهان مورد استفاده قرار میگیرند و مخاطبان خودشان را دارند. در این ژانر قرار نیست هر اتفاقی توضیح داده شود، قرار نیست شخصیتها همیشه واکنشهایی نشان دهند که ما در زندگی واقعی از آنها انتظار داریم و قرار نیست قصه حتماً از نقطهای شروع شود و با یک نتیجه روشن و قطعی به پایان برسد؛ و این دقیقاً همان نکتهای است که در بخشی از آثار سروش صحت
میبینیم.
از کمدی تا یک جهان شخصی و عجیب
اگر «ساختمان پزشکان» و «لیسانسیهها» را به یاد بیاوریم، با اینکه هنوز با شکل امروزی فانتزی صحت فاصله داریم، اما آدمهای معمولی و رفتارهای غیرمعمول از همان زمان بخشی از کمدی او بودهاند؛ شخصیتهایی که قرار نیست کاملا واقعگرایانه باشند و گاهی اغراقشدهتر از آدمهای اطراف ما رفتار میکنند. آدمهای فیلم و سریالهای سروش صحت خیلی وقتها عجیباند، اما چندان ناآشنا نیستند. شاید رمز و راز یا علت ارتباط بخشی از مخاطبان با آنها هم همین باشد؛ آدمهایی که در نگاه اول ممکن است کاریکاتوری به نظر برسند، اما در رفتارشان نکتهای از آدمهای واقعی وجود دارد؛ آدمهایی که زیادی جدی میگیرند، زیادی میترسند، بیدلیل امیدوار میشوند، تصمیمهای عجیب میگیرند یا در بدترین موقعیتها به چیزهایی فکر میکنند که از بیرون بیربط به نظر میرسد. در تمام دنیا آثاری وجود دارند که قرار نیست برای مخاطب عام ساخته شوند. حتی بعضی از محبوبترین آثار این حوزه دقیقاً به این دلیل محبوب شدهاند که شبیه محصولات متعارف نیستند. مخاطبشان هم از قبل میداند قرار نیست با یک قصه سرراست و قابلپیشبینی روبهرو شود و درباره سروش صحت هم میشود چنین نگاهی داشت.
جهانی که بینقص نیست
البته اینکه صحت صاحب جهان شخصی خودش است، به این معنی نیست که هرچه ساخته، بینقص بوده است. اما اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، بعضی آثار او از نظر فیلمنامه، ریتم یا انسجام قصه موفقتر از بعضی آثار دیگر بودهاند. این موضوع شاید در فضای فعلی سینما و نمایش خانگی اهمیت بیشتری هم داشته باشد؛ جایی که بخش زیادی از تولیدات کمدی به سمت فرمولهای امتحانشده، شوخیهای مستقیم و قصههایی میروند که قرار است در سریعترین زمان ممکن مخاطب را نگه دارند، و در ژانر کمدی هم سینما در سیطره کمدیهای زرد و مبتذل است .در نهایت، شاید بحث اصلی درباره آثار سروش صحت این باشد که آیا همه مخاطبان آنها را دوست دارند یا نه؟ که قطعاً پاسخ به آن نسبی است، اما فارغ از این پاسخ باید گفت او توانسته در طول این سالها، از دل کمدی و در میان انبوه آثار مشابه، به زبان خودش برسد؛ زبانی که فانتزی دارد، ابزورد است، گاهی کند است، گاهی عجیب و گاهی حتی مخاطب را پس میزند، اما خودش است. اما سئوالی که شاید همچنان باقی بماند این است که این دیگر چه جور دنیا و آدمهایی است؟ جوابش به نظر ساده است: دنیای آدمهای فیلمهای سروش صحت است و قرار نیست شبیه دنیای ما باشد.
نژلا پیکانیان
شما چه نظری دارید؟