حمیدرضا شکارسری

خوانش شعری از محمد جهانشاهی


شعر سیاسی

« آهِ ما
چالش بزرگِ مرغان مهاجری ست
که خط عبورشان
خاورمیانه است.»۱

 گره خوردگی عمیق سیاست، به خصوص سیاست مدرن امروز با حوزه های دیگر علوم انسانی چون انسان شناسی ، جامعه شناسی ، دین شناسی و فلسفه ، شعر سیاسی را به مفهومی پیچیده ، چندوجهی و بیناژانری تبدیل کرده است که به راحتی تن به تفسیر و نقد نمی دهد . 
زیبایی شناسی شعر سیاسی، به بیان غیرمستقیم آن برمی گردد. شعر سیاسی گزارش سیاسی و بیانیه اجتماعی نیست . شعر سیاسی مانیفست و اساسنامه گروه ها و گرایش های سیاسی نیست. شعر سیاسی در زیرلایه های مفهومی خود به نیات سیاسی شاعر اشاره ـ و فقط اشاره ـ می کند و از هرگونه جبهه گیری و قضاوت مستقیم سیاسی فاصله می گیرد.
 طبعاً در بحبوحه تحولات و تلاطم های سیاسی و اجتماعی، چنین موضع گیری هنرمندانه و زیبایی شناسانه ای دشوارتر است و گاه غیرممکن می شود. چرا که می تواند شاعر را به محافظه کاری و جانبداری های سیاسی متهم گرداند و ضمناً او را از انجام تعهدات فراادبی اش به عنوان انسانی زنده و موضع دار بازدارد.«محمد جهانشاهی» در قبال آنچه در خاورمیانه می گذرد، موضع می گیرد. اما این موضع گیری صرفاً یک موضع گیری سیاسی نیست، بلکه اعلام موضعی هنرمندانه در برابر فجایع انسانی جاری در آن است. او در این شعر به تبعات جنگ ها و منازعات بی پایان سیاسی منطقه اشاره می کند. اشاره او اما اشاره ای مستقیم نیست . 
می دانیم که مرغان مهاجر، بخش مهمی از عمر خویش را در حال کوچ به سر می برند. سفری غالباً دور و دراز به مناطق خوش آب و هواتر . در این سفر آنها طبعاً با موانعی طبیعی چون کوه ها روبرو می شوند. «جهانشاهی» نام شعر خود را «اورست تر» گذاشته است. 
همین نام، کلمه ای شاعرانه است . مگر می توان به انتهای نام ، پسوند صفت تفضیلی افزود؟ «اورست  تر» در شعر می تواند بر بلندتر یا بلندتر از همه اطلاق شود. همان گونه که «پرنده تر» در آن بیت معروف مولانا می تواند بر بلندپروازتر اطلاق شود( کجایید ای سبک بالان عاشق / پرنده تر ز مرغان هوایی ). 
عنوان شعر آقای جهانشاهی، آه بلند و کشیده اهالی رنج دیده خاورمیانه را به بلندترین کوه جهان یا حتی از آن بلندتر تشبیه می کند . دشوارترین مانعی که می تواند بر سر مسیر مرغان مهاجر قرار گیرد.  حاصل کار یک شعر سیاسی موضع دار است، اما موضعی در برابر فجایعی که زندگی نسل های انسانی را به باد فنا داده است و نه در جانبداری از صاحبان قدرت که به دنبال مطامع حقیر خویش مقام والای انسانی را پایمال کرده اند.        

۱ـ سفر به جنوب شب، محمد جهانشاهی، فصل پنجم، ۱۴۰۴ 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی