سیدعطاءالله مهاجرانی

سوم: اُنس با جهان داستان و حکمت مثنوی معنوی
حاج مولی هادی در تفسیر مقدمه دفتر اول به تفسیر مثنوی به عنوان «اصولِ اصولِ اصول دین پرداخته است. همان نکته‌ای که در سخنان شهید امام خامنه ای دیده می‌شود: «شعر مولوی را ببینید... مثنوی که خودش می‌گوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است. یک وقتی مرحوم آقای مطهری از من پرسیدند: نظر شما درباره  مثنوی چیست؟ همین را گفتم. گفتم: به نظر من مثنوی همین است که خودش گفته: و هو اصول ... ایشان گفت: کاملاً درست است، من هم عقیده‌ام همین است.» ۳
همین نکته را شهید آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با آیت‌الله سید عزالدین زنجانی مطرح کرده بودند. من با مرحوم آیت‌الله زنجانی بیش از آشنایی، اُنس داشتم. هر وقت به مشهد مقدس مشرف می‌شدم، دیدار با ایشان جزو برنامه بود. همیشه در گفتگو اشاره‌ای به مثنوی پیش می‌آمد. ایشان نسبت به مثنوی حضور ذهنی دقیق و وقّاد داشتند. روان و درخشان بیتهای متعددی از مثنوی را از حفظ می‌خواندند. یک بار به من گفتند: «مدتی در زندان با مرحوم شهیدمطهری با هم بودیم؛ مثنوی می‌خواندیم. ایشان نکته‌ها را در حاشیه مثنوی می‌نوشتند.» قرار با ایشان بر این بود که فرصتی را شکار کنیم و دور از غوغای شهر و سیاست، در خلوتی همان نکته‌ها را بگویند تا من بنویسم. چنین توفیقی رفیق نشد. 
سبک و سلوک علامه طباطبایی و شاگردان ممتاز ایشان، آیت‌الله حسن زاده آملی و آیت‌الله جـوادی آمـلی،  پیداست که با مـثنوی مأنـوس بودند. در کـتاب« الرسائل» درباره مولوی نوشته‌اند: «مولانا عارف رازدان و خدابینی است که غواص اقیانوس معنی و معارف و قدوه اصحاب معرفت است.»۴ شهیدمطهری در جلد دوم آشنایی با قرآن می گوید: «مولوی حرفی غیر از قرآن ندارد. هر چه می‌گوید، تفسیر قرآن است، منتها از دید عرفانی.»۵  
 آیت‌الله جوادی آملی در انتخاب عنوان «شمس الوحی تبریزی» برای کتابی که درباره شخصیت علامه طباطبایی نوشته‌اند، سخن را تمام کرده‌اند. در این کتاب در کمتر صفحه‌ای است که بیتی از دیوان شمس  یا مثنوی معنوی مطرح نشده باشد. حضور شمس و مولوی در کتاب سرشار است.  استاد استادان، جلال همایی، بر مثنوی یادداشت‌های بی نظیر و سرشار از لطف و باریک اندیشی و تسلطی نوشته‌اند. ایشان سال ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران مثنوی چاپ سنگی (قطع رحلی) خرید که چاپخانه میرزا حبیب‌الله در شعبان ۱۳۰۷ق چاپ کرده بود و در تمام صفحاتش حاشیه نوشتند.۶
سخن علامه محمدتقی جعفری درباره مولوی و تجربه زندگی عارفانه ایشان با مولوی و مثنوی در «نقد و تحلیل و تفسیر مثنوی معنوی» و نیز در «شرح نهج البلاغه» مثال زدنی است. با دوست دانشمند، انقلابی اصیل و فرزانه عزیز، جناب آقای دکتر فضل الله صلواتی، درباره علامه جعفری و توجهشان به مثنوی صحبت می کردم، گفتند: علامه روزی می گفت: «اگر قرار بود خداوند پس از حضرت محمد مصطفی (صلوات الله علیه) پیامبری را مبعوث کند، جلال‌الدین مولوی چنان کسی بود!» 
تردیدی نیست که مثنوی از ظرفیت شگفت انگیز «داستان» استفاده کرده است. داستان بال بلندپرواز مفاهیم حکیمانه شده است. مولانا جلال الدین در پیمانه قصه، شراب ربانی حکمت الهی را به ما می‌نوشاند:
ای برادر، قصه چون پیمانه ای است           معنی اندر وی به سان دانه ای است
دانـه مـعنـی بگـیرد مـرد عقـل          ننــگرد پیمانه را گر گشت نقل
(مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۶۳۵ ـ ۳۶۳۶)
این رویکرد جلال‌الدین درباره داستان و شیوه ارزیابی از داستان، دقیقاً در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای پدیدار است. داستان برای داستان نیست. می‌بایست داستان زمینه و ظرفیتی برای تبیین پیام باشد. چنان که سبک قرآن مجید نیز همین است. حکیم فردوسی هم در شاهنامه همین رویکرد را دارد. داستان پردازی را دروغ سرایی نمی‌انگارد. قرآن مجید ملاک و میزان قصص گویی را «حقیقت» می‌داند.         ادامه دارد

پی نوشت ها:
۳. بیانات در دیدار شاعران در ماه مبارک رمضان، ۲۵ شهریور ۱۳۸۷//  ۴. شهید مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، تهران، انتشارات صدرا، ج۲، ص۱۸۲// ۵. علامه سید محمدحسین طباطبایی، مجموعه رسائل، به کوشش سیدهادی خسروشاهی، ج۲، ص ۱۲۰//  ۶. مثنوی معنوی از مولانا جلا ل الدین محمد بلخی، با حواشی و تعلیقات استاد جلال الدین همایی، با مقدمه دکتر مهدی محقق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ـ دانشگاه مک گیل کانادا، ۱۳۸۶ ، انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی