امیر رزاقزاده. حافظه جمعی ملتها، از بنیادیترین ابزارهای شناخت هویت و تجربه زیست جوامع است. بسیاری از تحولات بزرگ بشری ـ از جنگها و انقلابها گرفته تا نهضتهای اجتماعی و دینی ـ زمانی ماندگار شدهاند که در آینه تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ بازتاب پیدا کرده و به نسلهای آینده انتقال یافتهاند. در این میان، جنگها همواره کانون توجه تاریخنگاری بودهاند؛ چرا که پیروزیها، شکستها، تصمیمهای راهبردی و پیامدهای اجتماعی آنها میتوانند مسیر سرنوشت یک ملت را دگرگون سازند.
تولد «بخش جنگ» در دفتر سیاسی سپاه
تاریخ ایران نیز آکنده از نبردها و منازعاتی است که ردپای آنها در کتیبهها، کتب تاریخی، جنگنامهها و ادبیات منظوم و منثور به جای مانده است. با این حال، تاریخنگاری جنگ هشتساله ایران و عراق وجه تمایزی آشکار با گذشته داشت. با آغاز تهاجم عراق به ایران در سال ۱۳۵۹، لزوم ثبت و ضبط و مستندسازی وقایع بهسرعت رخ نمود. در فضایی که کشور با چالشهای متعدد سیاسی و امنیتی دستوپنجه نرم میکرد و روایتهای گوناگونی از مقاومتهای مردمی و نیروهای انقلابی بازگو میشد، بیم آن میرفت که در آینده بخشی از واقعیتها دچار تحریف یا فراموشی شود. در این میان، تأکید امام خمینی(ره) مبنی بر نگارش تاریخ جنگ توسط شاهدان و رزمندگان حاضر در صحنه، نقش بنیادین در شکلگیری این رویکرد داشت.چند ماه پس از آغاز تهاجم عراق، ایده ثبت نظاممند رویدادها در دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطرح و بهطور محدود با گزارشگیری مختصر و کلی از وقایع راهاندازی شد. در گام نخست، جبههها بر اساس مناطق عملیاتی شمالغرب، غرب و جنوب تقسیم و برای هر محور سازوکار و کادر ویژهای تعیین شدند. راویان و پژوهشگران ضمن کاربست اقدامات میدانی، با تهیه و ثبت مصاحبههای عمیق از فرماندهان سپاه، ارتش، بسیج و مدافعان مردمی کوشیدند تا خلأهای اطلاعاتی و ابهامات و پرسشهای فراوان ماههای نخستین جنگ را برطرف سازند.
حاج ابراهیم حاجیمحمدزاده، مسئول وقت دفتر سیاسی، از طراحان و بانیان اصلی جریان تاریخنگاری بود. وی در بهار سال ۱۳۶۰ این طرح را با فرماندهان سپاه در محور خوزستان در میان گذاشت و پس از جلب موافقت، حمایت و همراهی آنان، امکان حضور راویان به مناطق عملیاتی برای تهیه گزارش نبردها فراهم شد. این فعالیتها از خردادماه ۱۳۶۰، مقارن با عملیات «خمینی، روح خدا، فرمانده کل قوا»، وارد مرحله جدیدی شد و با هدایت محمد درودیان، ساختاری منسجم و سازمانی به خود گرفت. مأموریت اولیه در ظاهر ساده، اما بنیادین بود که شامل صیانت از اسناد، مدارک و شواهد دستاول جنگ، ثبت عینی رخدادها، پیشگیری از تحریف، بازتاب سلحشوری و ایثار مردم و نیروهای مسلح و سرانجام هموار کردن مسیر تدوین جامع تاریخ دفاع مقدس میشد.
از ثبت وقایع تا حضور در کنار فرماندهان
نخستین تجربهها نشان داد که صرف انجام مصاحبه پس از پایان عملیات، برای شناخت دقیق جنگ کافی نیست. راویان میخواستند بدانند تصمیمها چگونه اتخاذ میشوند، فرماندهان در چه شرایطی دستور صادر میکنند و در لحظه وقوع حوادث گوناگون دقیقاً چه اتفاقی میافتد.
در عملیات طریقالقدس، برای نخستین بار تلاش شد مکالمات بیسیم و جلسات فرماندهی نیز ضبط شود؛ اقدامی که با مقاومت برخی فرماندهان روبهرو شد، زیرا ضبط مکالمات، اطلاعات کاملا محرمانه را در اختیار راویان قرار میداد. درخصوص ماهیت و سطوح مأموریت و فعالیتهای راویان، دیدگاههای متفاوتی وجود داشت و برای مدتی مشکل لاینحل باقی ماند. پس از آنکه دامنه اختلاف نظر فرماندهان به سطوح عالی فرماندهی سپاه نیز کشیده شد، در نهایت تصمیم بر ادامه و توسعه کار راویان گرفته شد.
در زمینه حل این مشکل، شهید حسن باقری نقش بسزایی داشت. پیشنهاد او این بود که اگر راویان مورد اعتمادند، چرا نباید از ابتدا در کنار فرماندهان سپاه باشند؟ پس از تجربه عملیات طریقالقدس و با حمایت فرماندهی سپاه، مقرر شد راویان از همان آغاز، طراحی عملیات در کنار فرماندهان قرار گیرند. این تجربه، زمینه تحول بنیادین را فراهم کرد: از این پس، راوی دیگر صرفاً گزارشگر پس از حادثه نبود؛ بلکه باید از مرحله طراحی و تصمیمگیری تا اجرای عملیات دوشادوش فرمانده در همه جا حضور پیدا میکرد.
این بار تلاش شد تا تاریخ همزمان با رویدادها توسط راویانی ثبت شود که خود در کانون و خط مقدم درگیریهای میدان نبرد حضور داشتهاند. به دنبال موافقت فرماندهی سپاه با این پیشنهاد، نخستین راوی بهطور رسمی در قرارگاه کربلا مستقر شد.
نقطه عطف تاریخنگاری جنگ
عملیات فتحالمبین نقطه عطف مهمی در تاریخنگاری جنگ محسوب میشود. از این مرحله به بعد، شبکه راویان بهتدریج گسترش یافت و آنان در قرارگاه مرکزی، قرارگاههای تاکتیکی، لشکرها، تیپها و حتی برخی یگانهای عملیاتی مستقر شدند. بدین ترتیب، تاریخنگاری جنگ از فعالیتی محدود، به یک نظام گسترده و منسجم ثبت و ضبط تبدیل شد.
حتی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز به این طرح پیوست و طبق دستور شهید صیاد شیرازی، فرماندهان ارتش موظف شدند اسناد و اطلاعات مورد نیاز را در اختیار راویان بگذارند؛ رویکردی که امکان ثبت مشترک بخشی از تجارب سپاه و ارتش را در عملیاتهای بزرگ و مشترک فراهم ساخت.
امکانات محدود، مأموریتی دشوار
در آغاز، امکانات بسیار محدود بود. راویان فقط مجهز به چند دفترچه، خودکار و یک دستگاه ضبط صوت، همپای فرماندهان و رزمندگان در خطوط عملیاتی گام برمیداشتند. رسالت آنان نه مشارکت مستقیم در نبرد، بلکه دیدن و شنیدن و ثبت دقیق رویدادهای گوناگون بود؛ امری که با توجه به روحیه جوان و اشتیاق وافر برای جنگیدن، یکی از دشوارترین و پرچالشترین بخشهای مأموریتشان به شمار میرفت.
پیوند بین تاریخنگاری سنتی و جدید
رویکرد آغازین «بخش جنگ» پیوندی میان سنت و مدرنیته بود؛ از یک سو، حضور مستقیم راوی در آوردگاه نبرد تداعیگر سنن دیرینه مانند مغازینگاری و وقایعنگاری میدانی بود و از سوی دیگر، کاربست ابزارهایی چون مصاحبه، تاریخ شفاهی، ضبط صوت، اسناد مکتوب، نقشهها و گزارشهای آماری اعم از پشتیبانی و لجستیکی، آن را به اسلوبهای پژوهش در تاریخنگاری مدرن پیوند میزد.
برای دستیابی به روششناسی علمیتر، سلسله نشستهایی با استادان تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی برگزار شد تا سازوکارهای تحقیق، گردآوری اسناد و شیوهها و الگوهای روایتگری تهیه و تدوین شود. دستاورد این هماندیشیها، شکلگیری رویکردی نو در تاریخنگاری دفاع مقدس بدین ترتیب بود: حضور مستقیم پژوهشگر در کنار طراحان و تصمیمگیران نظامی و ثبت تحولات در لحظه وقوع.
راویان؛ ثبتکنندگان وقایع در متن جنگ
راویان موظف به حضور مستمر و دائمی در حوزه مأموریت خود بودند. آنان در جلسات فرماندهی شرکت میکردند، مذاکرات را میشنیدند، از طریق بیسیم در جریان لحظهای وقایع و دستورات هدایت عملیات قرار میگرفتند، با فرماندهان و رزمندگان به گفتگو مینشستند و ضمن انجام مصاحبه، اسناد و نقشهها را گردآوری میکردند. از این رو، حضور راوی فقط به خط مقدم محدود نمیشد؛ او فعالیتهای پشتیبانی، مسائل عقبه، تصمیمهای ستادی، روابط میانیگانی و حتی نقش مردم در پشتیبانی از جبهه را نیز ثبت میکرد تا تصویری همهجانبه از یک رویداد تاریخی بازسازی شود، نه صرفاً روایتی محدود از یک درگیری نظامی کلاسیک محض.
مهمترین اصل در این رسالت، ثبت امانتدارانه واقعیت بود. راوی حق نداشت دیدگاه شخصی، تعلق سازمانی یا قضاوت ارزشی خود را بر واقعیتها تحمیل کند؛ چراکه او در درجه اول شاهد و گردآورنده دادهها بود.
دشواریها و چالشهای روایتگری
روایتگری مأموریتی سنگین و پرچالش بود. مهمترین چالش، حضور عنصری با گرایش جستجوگرانه و کنجکاوانه از حقایق در محیطی کاملاً نظامی بود؛ راوی باید در اوج هیجان و التهابات نبرد و هنگامه هجوم یا دفاع، از درگیر شدن در گرداب نبرد خودداری میکرد و تمام تمرکز خود را بر روی ثبت رویدادها میگذاشت.
از سوی دیگر، فشارهای روانی ناشی از همراهی مداوم با فرماندهان، خطرات جانی، مواجهه با تلخی شکستها و شهادت، اسارت یا مجروحیت همزمان، بخش دیگری از این سختیها بود.
علاوه بر این، برخی فرماندهان نیز در ابتدا بهسختی میپذیرفتند فردی تمام تصمیمات، گفتگوها و جزئیات جلساتشان را ثبت و ضبط کند.
نهادینهشدن شبکه راویان
با وجود تمامی این موانع، شبکه راویان بهمرور و با گذشت زمان به ساختاری منسجم و سازمانیافته تبدیل شد. آموزش راویان نیز از حالت تجربی و غیررسمی فراتر رفت و با برگزاری دورههای تئوری و کارگاههای آموزشی، دستورالعملهای روشمند پژوهشی و برپایی جلسات انتقال تجربه رشد کرد و به کمال رسید.
در سالهای نخست، راویان در میان نیروهای نظامی بیشتر با عنوان «بچههای دفتر سیاسی» یا اختصاراً «سیاسی» شناخته میشدند. در سال ۱۳۶۳ عنوان «راوی» برای آنان پیشنهاد شد؛ عنوانی برگرفته از سنت روایتگری و ثبت حقایق تاریخ اسلام.
در همین دوره، «مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ» بهتدریج به نهادی مستقلتر تبدیل شد و توانست بخش عمدهای از نیروی انسانی مورد نیازش را به طرق گوناگون از بین افراد دلسوز، متعهد و علاقهمند تأمین کند. از آن پس، حضور راویان شکلی دائمی و سازمانیافته به خود گرفت و آنان به یکی از اجزای جداییناپذیر ساختار فرماندهی جنگ بدل شدند.
گسترش شبکه راویان و شکلگیری گنجینه اسناد
برآوردهای موجود نشان میدهد تعداد راویان ثابت در طول دفاع مقدس حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر بوده و تعداد راویان موقت نزدیک به ۱۶۰ نفر بوده است. بسیاری از این افراد با حضور پیاپی در چندین عملیات بزرگ، تجربهای انباشته و درکی عمیق از فراز و فرودهای میدانهای نبرد به دست آوردند. یکی از ارزشمندترین دستاوردهای راویان، دفترچههای روزنگاشت آنان بود. یادداشتهایی که مشاهدات، شنیدهها، صورتجلسات، مصاحبهها و جمعبندیها در آن ثبت میشد و امروزه از معتبرترین منابع دستاول پژوهش جنگ به شمار میروند.
منبع مهم دیگر، نوارهای صوتی بود. راویان جلسات فرماندهان، گفتگوهای عملیاتی، همه پیامها و مکالمات بیسیم، سخنرانیها، مصاحبهها و حتی برخی مذاکرات غیررسمی و دغدغههای گوناگون فرماندهان را ضبط میکردند. این نوارها حاوی اطلاعات ناب و دستنخوردهای است که در هیچ سند مکتوبی یافت نمیشود. در این میان، نوارهای مکالمات بیسیم اهمیتی دوچندان داشتند؛ زیرا روند زنده و واقعی هدایت عملیات را بیکموکاست در لحظه بازتاب میدادند. این صوتها نشان میدهند که فرماندهان چگونه با تغییر شرایط میدان، تصمیمهای خود را بازبینی و اصلاح میکردند و جریان اطلاعات چگونه میان خطوط مقدم و قرارگاه هدایت و ردوبدل میشد.
میراث راویان پس از پایان جنگ
حاصل هشت سال مجاهدت راویان، شکلگیری گنجینهای بینظیر از اسناد مکتوب، نوارهای صوتی، دفترچههای روزنگاشت، نقشههای عملیاتی، گزارشها و مصاحبههای دستاول بود. پس از پایان جنگ، این مجموعه به پایهای استوار برای فعالیتهای گستردهتر مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تبدیل شد و بعدها به «مرکز اسناد و تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه» تغییر نام یافت.در سالهای پس از جنگ، این مرکز با برپایی جلسات تاریخ شفاهی با حضور فرماندهان ارشد، میانی و رزمندگان کوشید تا ناگفتهها و خلأهای اطلاعاتی اسناد دوران جنگ را تکمیل و منتشر کند. بدین ترتیب، میراث گرانبهای راویان در بایگانی راکد باقی نماند، بلکه به سرچشمهای زاینده برای تدوین صدها جلد کتاب، پژوهش و روایتهای تاریخی مستند بدل شد.
الگوی تاریخنگاری دفاع مقدس را میتوان از دستاوردهای شاخص پژوهشی تاریخ ایران دانست؛ جریانی که از دل ضرورتهای میادین جنگ زاده شد، در کوران حوادث گوناگون میادین نبرد هشتساله بارور شد و به بلوغ رسید و پس از جنگ به یک نهاد تخصصی در زمینه اسناد و مطالعات تاریخی مبدل گشت. میراث ماندگار این جریان، فراتر از کتابها و گزارشهای منتشرشده، مجموعه عظیمی از اسناد خام و روایتهایی دستاولی است که امکان بازسازی دقیق یکی از حساسترین برهههای تاریخ معاصر را برای نسلهای امروز و آینده فراهم میسازد و از تجارب ارزنده و کاربردی آن میتوان در نبردهای کنونی در برابر دشمنان بهره برد.