سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۰
نظرات: ۰
۰
-
هنرمندی که مجرمان هم به او ارادت داشتند؛ نگاهی به زندگی و میراث پرویز یاحقی در سالروز تولد

امروز، ۳۱ شهریور، سالروز تولد یکی از بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین چهره‌های موسیقی ملی ایران است؛ نوازنده چیره‌دست، آهنگساز برجسته و بداهه‌نواز بی‌نظیر، استاد پرویز یاحقی؛ هنرمندی که با پنجه‌های سحرآمیزش تاجی زرین بر سر ویلن ایرانی نهاد.

به گزارش اطلاعات آنلاین، پرویز صدیقی پارسی، مشهور به یاحقی، در ۳۱ شهریور ۱۳۱۴ در تهران چشم به جهان گشود. او از همان کودکی در خانواده‌ای هنرمند و موسیقی‌شناس پرورش یافت؛ به  دایی‌اش، استاد حسین یاحقی و آشنایی‌اش با بزرگان موسیقی چون ابوالحسن صبا، مسیر زندگی او را رقم زدند.

خاطره روزهای کودکی او پر از اشتیاق به موسیقی است؛ چنان‌که خودش در مصاحبه‌ای گفته است: «به خاطرم می‌آید سه یا چهار سال بیشتر نداشتم که با انگشتان کوچکم روی آبپاش باغبانی پدرم ضرب می‌گرفتم و نغماتی را که از دایی هنرمندم و دوستانش شنیده بودم زمزمه می‌کردم.»

یاحقی با تلاشی وصف‌ناپذیر و تمرینات طاقت‌فرسا در زیرزمین خانه، راه ترقی را پیمود. او درباره آن دوران سخت روایت کرده است: «حدود ۱۳ یا ۱۴ سال داشتم و خاطرم هست که مادرم اتاق کوچکی در زیرزمین خانه برای من آماده کرده‌بود. صبح‌ها ساعت پنج، زودتر از اینکه اهل خانه از خواب بیدار شوند به‌اتاق می‌رفتم و در را بر روی خودم می‌بستم و شروع می‌کردم به تمرین تا ساعت ۷ و نیم که باید به‌مدرسه می‌رفتم...»

استعداد درخشان او سبب شد در جوانی آثار جاودانه‌ای همچون ترانه‌های ماندگار با صدای خوانندگان نامی دوران خود خلق کند. او در ۱۸ سالگی آهنگ شاهکار «ای امید دل من کجائی» را ساخت که رهبری ارکستر آن توسط استاد ابوالحسن صبا به خود او سپرده شد؛ افتخاری بی‌سابقه برای یک جوان هجده‌ساله.

هنر بی‌بدیل پرویز یاحقی تحسین بسیاری از بزرگان موسیقی را برانگیخته بود و استادان پیشکسوت درباره نبوغ او پیش‌بینی‌های شگرفی داشتند. رضا محجوبی (نوازنده ویلن و آهنگساز) روزی که صدای ساز پرویز یاحقی را شنید، رو به حسین یاحقی گفت: «پرویز جوانی است که در حال ظهور در موسیقی ما است و زمانی که ظهور کند تکلیف ویلن را یکسره می‌کند.»

یاحقی گزارشگر

نوشیروان کیهانی‌زاده درباره فعالیت او به عنوان گزارشگر رادیویی در سال ۱۳۴۱ گفته است: «یاحقی در زبان گفتاری نیز صدایی پر و پیمان داشت و پیروزی این برنامه عمدتاً نتیجۀ علاقۀ مردم به شخص یاحقی و شهرت اجتماعی او بود. صدای یاحقی بسیار جذاب و لحن او چنان گیرا و اندرزهایش صمیمانه بود که بر دل می‌نشست.»

یکی از عجیب‌ترین و جذاب‌ترین فرازهای زندگی پرویز یاحقی، نقش‌آفرینی او در یک پرونده جنایی است. در اواخر دهه ۳۰، یاحقی در بازجویی از جوانی روستایی به نام هوشنگ امینی (مشهور به «ورامینی»، متهم به قتل ۶۷ نفر در اطراف تهران) نقش مهمی ایفا کرد. متهم که پیش‌تر با هیچ‌کدام از بازجویان همکاری نمی‌کرد، با مواجهه با یاحقی (که در رادیو تهران گوینده و نوازنده شناخته‌شده‌ای بود)، نه‌تنها به همه قتل‌ها اعتراف کرد، بلکه حاضر شد کل اعترافاتش در یک برنامه رادیویی با یاحقی ضبط شود. پای چوبه دار نیز ورامینی یاحقی را با شوق در آغوش گرفت.

یاحقی در سال ۱۳۸۵ در یک مصاحبه تلفنی با برنامه تلویزیونی «ادبیات آهنگین و مجله تصویری صدا»، دیدگاه‌های صریح خود را درباره هنر و اصطلاحات رایج بیان کرد. اگرچه ابداع شیرین‌نوازی در ویولن به خاندان یاحقی نسبت داده می‌شود، اما او چندان با این اصطلاح موافق نبود و گفت: «موسیقی اگر شیرین و زیبا نباشد، با صدای سوهان چه فرقی می‌کند؟ استعاره شیرین‌نوازی بی‌لطفی به مملکت ما است. موسیقی متعلق به روح انسان است و باید شیرین باشد. این استعاره غلط است. مگر ما تلخ‌نوازی هم داریم؟ من شاگرد استاد صبا و دایی خودم بودم و تعجب می‌کنم که عده‌ای درباره شیرین‌نوازی حرف می‌زنند. من چنین تعاریفی را نمی‌پسندم. موسیقی از روح انسان برمی‌خیزد و یک موسیقیدان آن چیزی را عرضه می‌کند که در درون خود می‌شنود.»

او افزود: «نیکولو پاگانینی را در زمان خود می‌خواستند آتش بزنند؛ چراکه به قدری صدای زیبایی از ساز خود درمی‌آورد که در آن زمان گمان می‌کردند که او جادوگر است؛ درحالی که آن صدا برخاسته از روح لطیف او بود. به هر حال سلایق متفاوت است، کسی ممکن است از صدای ساز من خوشش بیاید و یک نفر هم از صدای مرحوم حبیب‌الله بدیعی که خود من از علاقه‌مندان او بودم. نباید خودمان اسم بسازیم.»

پرویز یاحقی سال‌های پایانی عمر را در غمی بزرگ و انزوایی خودخواسته سپری کرد؛ دورانی که مصدومیت دست، این هنرمند بزرگ را از یار دیرینه‌اش یعنی ویولن جدا کرده بود. با این حال، او تسلیم فراموشی نشد و پیش از مرگش در ۱۳ بهمن ۱۳۸۵، با ثبت تصاویر و ویدئوهایی از روزگار تنهایی‌اش، راوی خاموش آخرین فصل زندگی پربار خود شد. یاحقی رفت، اما آرشه‌ای که او بر تار و پاد موسیقی این سرزمین کشید، همچنان در گوش زمان جاری است؛ نوایی برخاسته از جان و دل که هرگز رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرد و نام او را تا ابد بر تارک هنر ایران زنده نگه داشته است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی