شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۰
نظرات: ۰
۰
-
غرب چگونه سلاح شیمیایی در اختیار صدام گذاشت؟

محمد محمودهاشمی

مردم ایران  در دوران دفاع مقدس با ایمان و ایثار در برابر تمام دنیا ایستادند تا تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند و دسیسه‌های غرب نقش بر آب شود. عراق  با جمعیت و مساحتی کمتر از ایران، یارای ادامه جنگی طولانی مدت در برابر ایران را نداشت.برای همین، رژیم بعثی صدام از هر دستاویز نامشروعی بهره گرفت تا در برابر رشادت رزمندگان ایران اسلامی مقاومت کند و در این راه از ارتکاب هیچ گونه جنایتی در حق مردم غیور ایران و حتی مردم مظلوم عراق خودداری نمی‌کرد.
 یکی از مشهورترین جنایات جنگی صدام استفاده از سلاح شیمیایی در برابر مردم ایران و عراق بود. تصاویر تکان دهنده شهدا و مصدومان حملات شیمیایی سندی بر جنایت صدام و ابرقدرت‌های پشتیبان اوست. هنوز جانبازان شیمیایی از آسیب‌ها و جراحات مواد شیمیایی استفاده شده در تسلیحات کشتار جمعی رژیم صدام رنج می‌برند و خود و خانواده‌های آنها درگیر رنج‌های جسمی و روحی جنایات صدام  هستند.
در جستجوی اسلحه مرگبار
کشور عراق از زمان تشکیل، وارث اختلافات مرزی امپراتوری عثمانی با ایران شد. کشوری تازه تأسیس که زیر نفوذ مستقیم بریتانیا قرار داشت، با حمایت انگلیس معاهدات ایران و عثمانی را نادیده گرفت و بر سر اروندرود با ایران وارد دعوای حقوقی شد.
روزگار حکومت سلطنتی خاندان هاشمی در عراق چند دهه بیشتر طول نکشید و پس از کودتای افسران عراقی و برقراری نظام جمهوری، روزگار مدارا  بین ایران و عراق سپری گشت.پس از آن، حکومت عبدالکریم قاسم، عبدالسلام عارف و برادرش عبدالرحمان عارف چندان نپایید.
 اولی با درگیری، ترور و کودتا کشته شد و دومی در سقوط هواپیما جان باخت. در این بین، موقعیت یک گروه فاشیستی روز به روز مستحکم‌تر می‌شد. این گروه پیروان فکری فردی به نام میشل عفلق بودند و حزبی به نام حزب بعث با تکیه بر عقاید ناسیونال – سوسیالیستی تشکیل دادند. آنها به عربیت و برتری عرب بر سایرین تأکید داشتند. رهبری این گروه با احمدحسن‌البکر بود. آنها با کنار گذاشتن عبدالرحمان عارف قدرت را به دست گرفتند. یکی از محوری‌ترین سیاست‌هایی که حکومت بعثی در پیش گرفت تأکید بر ادعاهای واهی دولت‌های قبلی عراق بر سر اروندرود بود.
جاه‌طلبی بی‌حد و مرز و نژادپرستی حزب بعث با پشت پا زدن به تمام اصول اخلاقی حکمرانی در حسن‌البکر و معاون جاه‌طلب و بی‌رحمش، صدام حسین جمع شده بود. بعثیان از همان سال‌های ابتدایی قدرت‌گیری، به دنبال دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی رفتند. رژیم بعثی عراق از نیمه دهه ۱۹۷۰ به خرید تکنولوژی و تأسیس کارخانه‌های ساخت مواد اولیه تسلیحات شیمیایی و آموزش متخصص برای تولید این قبیل تسلیحات اقدام کرد.  
پشت پا زدن صدام به توافق نامه الجزایر
با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تأسیس نظام جمهوری اسلامی، «نه شرقی و نه غربی» به شعار و راهبرد اصلی نظام اسلامی در سیاست خارجی بدل و ایران از مدار وابستگی به آمریکا و غرب خارج شد. وضعیت تثبیت نشده انقلاب و رویگردانی ایران از آمریکا، از نظر صدام، فرصتی تاریخی برای رسیدن رژیم بعث به ادعاهای ارضی واهی‌اش علیه ایران به حساب می‌آمد. 
صدام که تازه حسن‌البکر را از قدرت کنار زده و مقام ریاست جمهوری عراق را با استفاده از زور به چنگ آورده بود، پس از ماه‌ها تحریک ناموفق تجزیه‌طلبان در خوزستان و درگیری‌های مرزی با نیروهای نظامی ایران، توافق‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر را باطل اعلام و فرمان حمله به ایران را در ۳۱شهریور ۱۳۵۹ صادر کرد. تیرگی روابط ایران و آمریکا بزرگترین مشوق صدام در این حرکت ناجوانمردانه بود.
مقاومت حیرت‌برانگیز ایران
رژیم بعث عراق بر این باور بود که به محض حمله به خوزستان، عرب‌های ایرانی خوزستان به حمایت صدام برخواهند خاست و در عرض چند روز، ارتش عراق خوزستان را به تصرف درخواهد آورد. اما مقاومت عرب‌های دلاور خوزستان در برابر رژیم سفاک صدام خیره‌کننده بود. سایر مردم ایران از سراسر کشور راهی خوزستان شدند تا در قالب نیروهای بسیج و سپاه ، در کنار سرفرازان ارتش و مردم غیور خوزستان در برابر دشمن بعثی بایستند. صدام پس از مدت‌ها نبرد تنها توانست برای چندماه خرمشهر و چند شهر مرزی دیگر را به تصرف درآورد و آبادان را محاصره کند. 
نیروهای ایران از نیمه سال ۶۰ تا سال ۶۱ انسجام دوباره خود را به دست آوردند. ارتش حالت تثبیت یافته‌ای یافت و سپاه و بسیج هم در امور جنگی کارآزموده‌تر شدند. به همین سبب، ایران توانست طی چند عملیات موفق، دشمن بعثی را درهم کوبد و محاصره آبادان را شکسته و خرمشهر را آزاد کند.
حمایت همه‌جانبه قدرت‌ها از صدام
با پیروزی‌های مستمر ایران در جبهه‌های نبرد با رژیم بعث، کشورهای عربی منطقه به حمایت مستقیم از صدام روی آوردند و میلیاردها دلار پول به صدام دادند تا اسلحه بخرد و در برابر انقلاب اسلامی ایران بایستد. این پول‌ها با حمایت مستقیم نظامی و اطلاعاتی غرب و شرق از صدام همراه شد.
در نوامبر ۱۹۸۳( آبان ۱۳۶۲) تشکیلات امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت که برای جلوگیری از شکست صدام در نبرد با ایران هر کاری که ضرورت دارد  آمریکا انجام دهد. دشمنی با انقلاب ایران باعث شد تا آمریکا و اروپا به مسئولیت‌های قانونی و اخلاقی خود در عرصه بین‌المللی پشت پا بزنند و تا جایی در حمایت از صدام پیش بروند که به او کمک کنند تا برای جلوگیری از پیروزی‌های مستمر ایران به سلاح شیمیایی دست پیدا کند. 
آنها مجامع بین‌المللی را وادار کردند تا چشمان خود را به روی استفاده عراق از این سلاح‌های کشتار جمعی ببندند.
علاوه بر آن هرگونه سلاحی که صدام نیاز داشت از طریق دلال‌های اسلحه در اختیار او می‌گذاشتند. ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۳(۲۹ شهریور ۱۳۶۲) دونالد رامسفلد، فرستاده دولت ریگان، به بغداد رفت و با صدام ملاقات و او را از حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا مطمئن کرد.
در اکتبر همان سال(مهر ۱۳۶۲) دولت ریگان با نقض قانون «کنترل صادرات اسلحه»، به برخی کشورهای عربی اجازه داد تا سلاح‌های آمریکایی را به عراق بدهند. در نوامبر ۱۹۸۳(آبان ۱۳۶۲) شعبه‌ای از یک بانک ایتالیایی در آتلانتای جنوبی ایالت جورجیای آمریکا ۵ میلیارد دلار وام به دولت عراق پرداخت کرد تا با آن از شرکت‌های اروپایی و آمریکایی کامپیوترهای پیشرفته، تجهیزات علمی و مواد لازم برای ساخت تسلیحات کشتار جمعی بخرد.  در ۱۴ ژانویه ۱۹۸۴(۲۴ دی ۱۳۶۲) وزارت امور خارجه آمریکا از ارسال مواد و تجهیزات دومنظوره به عراق خبر داد. این مواد و تجهیزات، علاوه بر کاربردهای غیرنظامی، در ساخت انواع سلاح‌های کشتارجمعی هم به کار می‌رفت.
پیش به سوی جنایت‌های جنگی
رژیم بعثی عراق با حمایت همه‌جانبه آمریکا و غرب با سرعت به سوی ساخت سلاح شیمیایی پیش رفت.
 برآورد دستگاه‌های امنیتی و سیاست خارجی قدرت‌های جهانی این بود که صدام با مشکلات داخلی ، جمعیت کمتر عراق و توان جمعیتی و انگیزه انقلابی و اسلامی ملت ایران به زودی شکست خواهد خورد و صدام، با توجه به سرکوب شیعیان و کردهای عراق، از مشروعیت و محبوبیت هم در عراق برخوردار نیست و هرلحظه ممکن است با شکست‌های پی در پی صدام در جنگ، موج انقلاب مردمی در عراق طومار حکومت رژیم بعث را در هم پیچد و انقلابیون در عراق بر سر کار بیایند. 
به همین خاطر، تجهیزات و دانشمندان لازم در اختیار صدام قرار گرفت تا با استفاده از سلاح شیمیایی راه را بر رزمندگان ایرانی ببندد.
 رژیم بعثی عراق با کمک مستقیم کارشناسان و دانشمندان شوروی، یوگوسلاوی، آمریکا، آلمان، فرانسه، هلند، اسپانیا، ایتالیا و... به خرید مواد و تجهیزات تولید سلاح‌های شیمیایی پرداخت. عراق گازهای مخرب شیمیایی در پوشش مواد لازم برای تهیه سموم دفع آفات کشاورزی، حشره‌کش، کود شیمیایی و ... را از کارخانه‌ها و شرکت‌های اروپایی می‌خرید و این مواد را در زیر پوشش برنامه‌ای با عنوان« توسعه امور کشاورزی» با کمک کارشناسان فنی خارجی، در کارخانه‌هایی به اسم کارخانه‌های حشره‌کش، به موادی برای استفاده در سلاح‌های شمیایی تبدیل می‌کرد.
کارخانه تولید مواد شیمیایی در شهرهایی مثل سامرا مشغول ساختن مواد شیمیایی مخوف و کشنده‌ای بودند که در قالب سلاح‌های شیمیایی علیه رزمندگان و مردم ایران به کار می‌رفت.
 شرکت‌های غربی در بغداد به صورت مداوم نقش دلالی و خرید مواد لازم این کارخانه‌ها را بر عهده داشتند. شرکت‌هایی نظیر شرکت بلژیکی سایبترا و چندین شرکت آلمانی از کمک به ساخت کارخانه‌هایی چون کارخانه تولید مواد شیمیایی در سامرا، عکاشات،  القائم و ... سود سرشاری به دست آوردند.
این مواد به کارخانه‌های تسلیحاتی ارتش عراق منتقل و مهمات شیمیایی تهیه شده در زیرزمین و در پناهگاه‌های ایمن نگهداری می‌شد.
 ارتش بعثی سپس  از خروجی‌های متعدد و سری این تسلیحات را به پایگاه‌های هوایی می‌برد و در شکل بمب و راکت علیه رزمندگان ایران و مردم استفاده می‌کرد. عراق در عملیات‌های مختلفی که ایران داشت شروع به استفاده از سلاح‌های شیمیایی کرد.
 در عملیات‌های خیبر و بدر، عراق علیه ایران سلاح شیمیایی به کار برد. همچنین در مناطقی چون فاو، شلمچه و حلبچه هم به صورت گسترده از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد. 
جنایت سردشت
 علاوه بر جنایت صدام در حلبچه که علیه مردم عراق صورت گرفت جنایت جنگی سردشت از مهمترین جنایات صدام به حساب می‌آید. در بعدازظهر ۷ تیر ۱۳۶۶ (۲۸ ژوئن ۱۹۸۷)، سردشت در استان آذربایجان غربی به صحنه یکی از هولناک‌ترین حملات شیمیایی علیه غیرنظامیان تبدیل شد. 
هواپیماهای نیروی هوایی عراق بمب‌های حاوی گاز خردل را بر چهار منطقه مسکونی این شهر کرد نشین ایران فرو ریختند؛ شهری که مردمش برای چنین حمله‌ای نه پناهگاه مناسبی داشتند و نه تجهیزات حفاظتی. 
ابری نامرئی و سمی بر خانه‌ها و خیابان‌ها نشست و در مدت کوتاهی زنان، مردان و کودکان گرفتار سوختگی پوست و چشم و آسیب شدید تنفسی شدند. بر اساس گزارش سازمان منع سلاح‌های شیمیایی،  این حمله بیش از ۱۰۰ شهید بر جای گذاشت و هزاران نفر را برای سال‌ها با پیامدهای جسمی و روحی آن روبرو کرد. 
 فاجعه سردشت با رفتن هواپیماها تمام نشد. بسیاری از بازماندگان، سال‌ها و حتی دهه‌ها بعد، همچنان با عوارض مزمن ناشی از گاز خردل زندگی کردند؛ زخمی که دیده‌شدنش گاهی از یک تصویر هم دردناک‌تر است: نفس‌کشیدن دشوار، آسیب‌های پوستی و چشمی و خاطره عزیزانی که دیگر بازنگشتند.
 این فاجعه ، سردشت را در کنار شهرهایی چون هیروشیما، حلبچه و ایپر به‌عنوان نمادی از رنج ناشی از سلاح‌های کشتار جمعی قرار داد. 
ادامه حمایت حتی پس از جنایت
در نوامبر ۱۹۸۳(آبان ۱۳۶۲) جورج شولتز وزیر امورخارجه آمریکا، اطلاعاتی در مورد حملات شیمیایی عراق علیه نظامیان ایران دریافت کرد. اما با وجود آگاهی آمریکا از جنایت جنگی صدام علیه ایران، از آن زمان تا پایان دوره دفاع مقدس این کشور در کنار سایر قدرت‌های غرب و شرق، در شورای امنیت سازمان ملل مانع از تصویب قطعنامه‌ای مؤثر علیه عراق شد. در بیانیه‌ای‌ که پس از حملات شیمیایی صدام صادر می‌شد، بدون نام بردن از رژیم بعث عراق، فقط به ابراز تأسف و توصیه به عدم استفاده از سلاح شیمیایی اکتفا شده بود.
 حتی پس از این جنایات، باز دولت آمریکا کمک می‌کرد تا مواد شیمیایی لازم در اختیار صدام قرار گیرد. وزارت دارایی آمریکا در آوریل ۱۹۸۸(فروردین ۱۳۶۷) مجوز صادرات گاز خردل را به عراق صادر کرد و ارتش بعثی از این زمان تا مرداد ۱۳۶۷ و پایان قطعی جنگ، چهار بار دیگر از حملات گسترده شیمیایی علیه رزمندگان ایران استفاده کرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی