محمد علی مهتدی

از زمان سقوط حکومت بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴، سوریه وارد مرحله‌ای تازه از تاریخ خود شده است؛ مرحله‌ای که مهم‌ترین مسئله آن دیگر فقط تشکیل حکومت جدید نیست، بلکه تعریف دوباره مفهوم «سوریه» و احیای هویت ملی سوری است. در نزدیک به دو سال گذشته، هویت‌های مذهبی، قومی و محلی یعنی سنی، علوی، درزی، کرد و مسیحی کاملا برجسته‌تر شده‌اند. به این ترتیب، بحران سوریه از یک بحران سیاسی و نظامی به بحرانی درباره خودِ هویت ملی تبدیل شده است. این وضعیت البته ریشه‌هایی عمیق‌تر از سقوط اسد دارد. ۱۴ سال درگیری های داخلی ناشی از مداخلات خارجی، جابه‌جایی میلیون‌ها نفر و فروپاشی بخش بزرگی از ساختارهای دولتی، جامعه سوریه را از هم گسیخته است.
اما تحولات پس از سقوط اسد نشان می‌دهد حکومت جدید هنوز نتوانسته این شکاف‌ها را در چارچوب یک دولت ملی واحد ترمیم کند. در مناطق ساحلی، خشونت‌های مارس ۲۰۲۵ که عمدتاً علویان را هدف قرار داد، آثار عمیقی بر احساس امنیت این جامعه بر جای گذاشت. در سویدا نیز درگیری‌های خونین ژوئیه ۲۰۲۵ میان درزی ها، قبایل بدوی و نیروهای تکفیری حکومت مرکزی، بار دیگر نشان داد که دمشق نمی تواند انحصار قدرت و امنیت را در سراسر کشور برقرار کند. ورود نظامی رژیم صهیونیستی به این بحران و حملات هوایی آن، وضعیت را پیچیده‌تر کرد و نشان داد که حتی بحران‌های داخلی سوریه نیز می‌توانند به سرعت به میدان مداخله قدرت‌های خارجی تبدیل شوند. در شمال و شمال‌شرق نیز مسئله کردها همچنان یکی از چالش‌های اساسی دولت مرکزی است. خواسته‌های مربوط به آموزش و استفاده رسمی از زبان کردی و اعتراضات مربوط به نحوه اجرای توافق با دمشق نشان می‌دهد مسئله هویت کردی هنوز حل نشده است.
به این ترتیب، دمشق با جامعه‌ای روبه‌روست که در آن هر گروه قومی و مذهبی بیش از گذشته نسبت به سرنوشت و حقوق خود حساس شده است. آنچه امروز در سوریه مشاهده می‌شود، نوعی «تکثیر هویت‌ها» در غیاب یک هویت ملی فراگیر است. کرد می‌خواهد حقوق و زبان خود را حفظ کند؛ درزی امنیت و خودمختاری محلی می‌خواهد؛ علوی پس از حوادث ساحل نگران امنیت و آینده خود است و مسیحی نیز با پرسش‌هایی درباره جایگاه خود در سوریه جدید روبه‌روست. اینها لزوماً هویت‌های ضدسوری نیستند، اما هنگامی که دولت مرکزی نتواند آنها را در یک چارچوب ملی مشترک جای دهد، هویت فرقه‌ای و قومی به تدریج جای هویت ملی را می‌گیرد.
در این میان، نقش قدرت‌های خارجی نیز بسیار مهم است. آمریکا، ترکیه، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی هر یک با اهداف و محاسبات خاص خود در سوریه حضور دارند. واشنگتن از دولت احمد الشرع حمایت کرده و در تلاش برای شکل دادن به ترتیبات امنیتی جدید در سوریه است. رژیم صهیونیستی نیز پس از سقوط اسد حضور نظامی خود را در جنوب سوریه گسترش داده و بارها تأسیسات نظامی و امنیتی سوریه را هدف قرار داده است. حضور نظامی رژیم صهیونیستی در جنوب و ایجاد مواضع و زیرساخت‌های نظامی جدید، عملاً یکی از موانع اصلی شکل‌گیری یک دولت و ارتش ملی قدرتمند در سوریه است.
اما در ماه‌های اخیر، مسئله سوریه حتی به عرصه رویارویی منافع ترکیه و رژیم صهیونیستی نیز تبدیل شده است. دو طرف که هر یک آینده سوریه را از زاویه منافع امنیتی خود می‌نگرند، بر سر میزان حضور نظامی و نقش خود در این کشور اختلافات فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه ابوالظهور در شمال سوریه در اوت ۲۰۲۶، این اختلاف را آشکارتر کرد و هشدارهای متقابل میان آنکارا و تل‌آویو افزایش یافت. به این ترتیب، سوریه جدید نه تنها با شکاف‌های داخلی بلکه با رقابت بازیگران خارجی مواجه است که هر یک ملاحظات و منافع خاص خود را دارند و این رقابت‌ها امکان شکل‌گیری یک نظم ملی مستقل و پایدار را دشوارتر می‌کند. دولت احمد الشرع یا همان ابومحمد جولانی نیز در برابر این وضعیت با یک تناقض اساسی روبه‌روست.
دمشق از یک سو می‌خواهد ارتش و دولت واحد ایجاد کند و گروه‌های مسلح را در ساختار ملی ادغام نماید؛ اما از سوی دیگر هنوز کنترل کامل بر همه نیروهای مسلح و مناطق کشور ندارد. سابقه نیروهای تکفیری که بخش مهمی از ساختار حکومت جدید را تشکیل داده‌اند، حوادث خونین ساحل و درگیری‌های سویدا، پرسش‌های جدی درباره توانایی حکومت در ایجاد یک ارتش واقعاً ملی ایجاد کرده است.از سوی دیگر، فشار خارجی امکان بازسازی چنین ارتشی را محدود می‌کند. رژیم صهیونیستی پس از سقوط اسد بخش‌هایی از جنوب سوریه را در اختیار گرفته و بخش بزرگی از توان نظامی پیشین سوریه را نیز هدف قرار داده است. کشوری که اجازه نداشته باشد ارتش ملی خود را بازسازی کند، چگونه می‌تواند امنیت ملی و در نتیجه هویت ملی خود را احیا کند؟
در کنار بحران امنیتی و هویتی، بحران اقتصادی نیز به سرعت به بحران اجتماعی تبدیل شده است. مردم زمانی می‌توانند به آینده یک کشور احساس تعلق کنند که دولت بتواند حداقلی از امنیت، معیشت و امید به آینده را فراهم کند. اما سوریه امروز با اقتصادی فرسوده، فقر گسترده، بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم روبه‌روست. اخیرا افزایش قیمت سوخت نقطه انفجار تازه‌ای بود که تظاهرات گسترده ای را برانگیخت. اعتراضات تنها به چند تجمع محدود نماند و به چندین منطقه گسترش یافت؛ معترضان در برخی نقاط جاده‌ها را بستند و مسیر انتقال نفت و سوخت را مختل کردند. گزارش‌های منتشرشده این اعتراضات را گسترده‌ترین موج اعتراضات اقتصادی از زمان سقوط اسد توصیف کرده‌اند. این واقعیت بسیار مهم است: مردمی که پس از سقوط حکومت پیشین انتظار بهبود شرایط زندگی داشتند، اکنون با افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید خود روبه‌رو هستند.
همزمان، اعتراضات و مطالبات کردی، نارضایتی‌های اقتصادی و اعتراضات محلی در بخش‌های مختلف کشور، هر کدام به شکلی جداگانه خود را نشان می‌دهند. به این ترتیب، نارضایتی عمومی نیز مانند هویت‌های قومی و مذهبی، پراکنده و منطقه‌ای شده است. اگر دولت مرکزی نتواند این مطالبات را در قالب یک پروژه ملی پاسخ دهد، شکاف میان جامعه و دولت عمیق‌تر خواهد شد. بنابراین، مسئله اصلی فقط این نیست که چه کسی در دمشق حکومت می‌کند، بلکه این است که آیا سوریه می‌تواند بار دیگر خود را به عنوان یک «ملت» تعریف کند یا نه. راه برون‌رفت را باید در دو مسیر موازی جست‌وجو کرد: مقاومت در برابر تجزیه و تحمیل اراده خارجی، و فعالیت گسترده فرهنگی برای بازسازی مفهوم سوریه به عنوان یک هویت مشترک. سوریه نمی‌تواند با حذف کرد، علوی، درزی، مسیحی یا هیچ گروه دیگری به وحدت برسد. وحدت ملی هنگامی شکل می‌گیرد که همه این هویت‌ها بتوانند در یک هویت بزرگ‌تر، یعنی هویت سوری جای بگیرند. البته ایجاد یا احیای هویت ملی سوریه به معنای نفی هویت‌های قومی و مذهبی نیست؛ برعکس، به معنای تبدیل آنها به اجزای یک هویت ملی فراگیر است. سوریه برای عبور از مرحله کنونی، بیش از هر چیز به دولتی نیاز دارد که شهروند را پیش از مذهب، قومیت و منطقه‌اش ببیند و به ارتشی نیاز دارد که نه مجموعه ای از گروه های سنی تکفیری، بلکه ارتش همه سوری‌ها باشد. اگر چنین پروژه‌ای شکل نگیرد، خطر آن وجود دارد که سوریه پس از پایان جنگ داخلی، وارد مرحله‌ای تازه از کشمکش‌های هویتی شود؛ کشمکشی که این بار نه فقط بر سر قدرت در دمشق، بلکه بر سر خودِ مفهوم «سوریه» خواهد بود. در چنین شرایطی، مقاومت در برابر تجزیه و مداخله خارجی، همراه با یک نهضت فرهنگی برای بازسازی هویت ملی سوری، می‌تواند نخستین گام برای بازگرداندن سوریه به جایگاه یک کشور واحد و برخوردار از حاکمیت و هویت ملی مشترک باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی