مسعود رضوی
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
پس از سخنرانی تاریخی رئیسجمهور مسعود پزشکیان در صحن سازمان ملل متحد؛ در سه حوزه بینالمللی، منطقهای و داخلی، حقایقی برای ما روشن شد که اشاره به آن موجب تنبه و بیداری است. اول اینکه دکتر پزشکیان در پاسخ به یاوهگویی و زیادهگویی رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، با قدرت و فصاحت از مواضع کشور و مظلومیت ملت ایران دفاع کرد تا مخاطبان در سطح جهان بدانند که ایران به تنهایی در برابر چه تهاجم دژخیمانه و وحشتناکی ایستاده و سر خم نکرده است. پزشکیان با منطقی روشن، به چند موضوع مهم پرداخت که هر یک برای ایران و جهان، امری خطیر محسوب میشود.
اول اینکه پاسخ تهدید ترامپ را با زبان قدرت بیان کرد. منطق زیستن در جهانی که گویا ترحم و شفقت، اموری بیفایده است و تنها در افسانهها و فیلمهای سینمایی مجال بروز مییابد، ملتها تنها در سایه قدرت و امکان دفاع قدرتمندانه و عزتمندانه میتوانند زندگی کنند و از هستی و حیثیت خود مدافعه کنند. پزشکیان، از یک جهان آشفته، همانند دنیای تامس هابز پردهبرداری کرد: «دنیایی که هیولای لویاتان حاکم است و انسان گرگ انسان است». با این همه، صفا و صدق او در سخن و رفتار و چهره، همراه با فروتنی و وقاری که داشت، در مخاطبان تاثیر کرد و نشان داد میتوان در مقابل قدرتمندان، حتی بزرگترین آنها، باعزت و سربلندی ایستاد.
نگارنده، همیشه با سخنرانیهای هیجانی و شعارگونه از طرف روسای جمهور در سازمان ملل متحد مخالف بوده و آنها را نقد کردهام. به نظرم بیشتر مصرف داخلی داشته و بر تأثیر جهانی و توجه بینالمللی چندان متمرکز نبوده است. اما با توجه به سخنرانی روز قبل رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و ادعاهای گزاف وی علیه حکومت و کشور و مردم ایران، لازم بود حقایقی افشا و گفته شود و در عین حال، پاسخ قدرتمندانه به یاوهگو در همان تریبون و همانجا با صدای رسا داده شود.
پزشکیان از مسأله تنگه هرمز و مسائل هستهای نیز با ظرافت سخن گفت؛ضمن اینکه تنگه هرمز آبراه ایرانی است، از حق دیگران هم برای حل و فصل مسأله دفاع کرد.
شاهکار خطابه او آنجا بود که از یک «تراژدی خندهدار» در رفتارهای دوگانه در جهان و از جمله در زمینه موضوع هستهای و تسلیحات پرشمار هستهای اسرائیل اشاره کرد و گفت: رژیم صهیونیستی حتی عضویت NPT را نپذیرفته، اما بازرسی از ایران صورت میگیرد. ما هرگونه همکاری و حتی بیش از آییننامهها و قوانین جاری در سطح بینالملل را اجرا کردهایم، ایران بمباران میشود و زیر فشار قطعنامه و تحریم قرار میگیرد اما اسرائیل نادیده گرفته میشود.
مسائل دیگر هم در سخنان رئیسجمهور بود که اینجا نمیتوان تک تک آن گفتهها را باز گفت. ولی اینکه در نهایت منطق ایران را در حل و فصل مخاصمات و جنگها ،مذاکره اعلام کرد. اینکه ایران ضمن ایستادگی و اقتدار و دفاع از خود، آماده گفتگوست، بیانگر رفتار سنجیده و خردمندی ایران و مایه سربلندی و حکمت دولت و حکومت ماست.
استقبال رسانههای جهان در تیترها و شبکههای خبری از سخنان رئیسجمهور جالب بود. هم در آمریکا و اروپا و کشورهای غربی و هم در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین.
شگفت آنکه در کشورهای عربی همسایه چندان بازتابی نیافت. شگفتی دیگر در داخل کشور بود که از چند روز پیش از سفر رئیسجمهور به نیویورک با فضاسازی جماعتی از تندروها و افراد مشکوک و بیمنطق در فضای مجازی و شعارهای خیابانی وضع عجیبی شکل گرفت. عباس عراقچی وزیر امور خارجه در انتقال پیام و ماموریتی که در کنار مسعود پزشکیان بر عهده گرفته بود، به خیانت متهم شد.
فضای منفی و شعارها علیه دولت و پزشکیان، و حتی فرزند رئیسجمهور تداوم داشت. این وضعیت البته با سخنرانی در صحن سازمان ملل یکی دو روز فروکش کرد، اما همچنان علیه وزیر خارجه و مذاکرهکنندگانی که قبلا و فعلا در این کار ماموریت داشته و دارند، به شکل بیسابقه و اهانتآمیزی جریان دارد. این اتفاقات اکنون دارد به هرج و مرجی بدل میشود که شاید بعداً نظمیافتن و رمزگشایی از آن برای هیچ یک از مسئولین کشور میسر نباشد.
خاصه اینکه در سختترین لحظات تاریخ و جنگ به سر میبریم و هر لحظه ممکن است رژیم صهیونی یا آمریکا با مساعدت برخی مستعمرات منطقهای و فرامنطقهای بار دیگر به ایران تجاوز نمایند و با تخریب و کشتار، نایره جنگ تازهای را برانگیزند. وضع اسفانگیز منطقه، همچون انبار باروتی است که منتظر یک کبریت یا جرقهای از سوی جنگطلبان و مردمکشان حرفهای است.
در این میان شرایط، در ایران چه میگذرد؟! آیا نباید هشدار داد که وحدت و انسجام داخلی، تنها یک شعار نیست و مملکت تنها متعلق به یک گروه و از آن یک فرقه و فکر و حزب و شیوه نیست. این کشور از آن تمام شهروندان است و اگر قرار است در برابر دشمن و خصمی همچون آمریکا و قصابان بیرحمی چون اسرائیل بجنگد و دوام آورد، باید همه مردم و همه رجال و گروههای سیاسی، خبیران و صاحبان تجربه در سیاست و مدیریت، تدبیر کنند و کشتی مملکت را به ساحل امن برسانند.
حمله و هجوم و شعارهای توهینآمیز به رجال و مقامات سیاسی، از جمله رؤسای جمهور و وزرای سابق و اسبق، مزاحمت و تهاجم جلوی در منازل آنها و شعارها و اهانتها علیه کسانی که با برخی از جریانات سیاسی و ایدئولوژیکی کنونی زاویهای دارند، بسیار خطرناک است. این وضع در حالی که استانهای مرزی نیازمند آرامش است و پایتخت باید لنگر ثبات باشد، نیازمند یگانگی و انسجام و همدلی همه نیروهای سیاسی و مردم از هر سنخ و صنف و گروه و اندیشه و سبک زندگی است.
تجربه این جنگ در طول یک دو سال اخیر، بلکه پس از واقعه ۷اکتبر، افقی نامعلوم دارد. رژیم صهیونیستی و دشمنان نفوذی قبلا با وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران و شهرهای متعدد ایران، کوشیدند حاکمیت و ملت را رودرروی هم قرار دهند و میان ملت ایران نیز چندگانگی و قطبیت ایجاد کنند. آن برنامه به شکست انجامید.
چرا اینک کسانی به دست و زبان خود، در دل توفان دست به کارهایی میزنند که هیچ عقل سلیمی نمیتواند معنا و مبنای آن را درک کند.خداوند بزرگ نگهبان ایران و ایرانی باد.
شما چه نظری دارید؟