رامتین مرتضوی
سلام. حالتان خوب است؟ ما که خیلی خوبیم و اخبار خوب، زیادند! مثلا این که آیفون ۱۸ هم آمد؛ درست سر وقت. وسط جنگ، گرانی، داروهایی که پیدا نمیشوند و اول مهر، زنگ مدرسه و بقیه چیزها. درست، وقتی که برای بعضی خانوادهها، خریدن دفتر، مداد و جامدادی، تبدیل به یک حسابوکتاب جدی شده و ماشینحساب، از همیشه واجبتر! این وسط آمدن آیفون ۱۸ مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
آیفون تازه و نو یعنی حافظه، دوربین و پردازنده بهتر؛ رنگ متفاوتتر؛ مدل جدیدتر؛ پرو و پرومکستر! آدم هم که حق دارد، زندگی فقط نان و دارو و قبض و دفتر مشق نیست. آدم دلش چیز تازه میخواهد. مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
شاید هم اصلا مسأله آیفون نیست. ما مدتهاست چیزهایی را فقط برای استفاده نمیخریم؛ برای دیدهشدن میخریم و برای عکس. گوشی برای عکس، لباس برای عکس، خانه برای عکس، زندگی برای عکس. بعد خودمان میمانیم و یک عالمه عکس که در هیچکدام، حالمان خوب نیست. این یکی مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
در شبکههای اجتماعی، از عشق میگوییم. از آدم حسابی. از ارتباط سالم. از مرد و زن خوب. فقط یک نکته کوچک یادتان نرود: ماشین داشته باشد، خانه داشته باشد، درآمد داشته باشد، خوشتیپ هم باشد. عشق هست؛ فقط با شرایط و ضوابط. مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
ما آدم امن میخواهیم، اما امنیت را هم با قیمت میسنجیم. آدم فهمیده میخواهیم، اما فهمیدن را هم با کادو اندازه میگیریم. آدم وفادار میخواهیم، اما بهتر است ویلا هم داشته باشد. مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
مسأله اینجاست که یکی با خرید آیفون تازه هیجانزده میشود و دیگری با خرید داروی فرزندش. وقتی «داشتن» دیگر فقط داشتن نیست، میشود نشانه، اعتبار و آبرو. مگر چقدر مهم است؟ خیلی!
فردا روزی، آیفون ۱۹ میآید. بعد ۲۰. ۲۱ و ... . اما یک مهر دیگر هم خواهد آمد و باز کودکی که مداد میخواهد، بیماری که دارو میخواهد، پدری که درآمد میخواهد و مادری که لحظهای، آرامش.
حالا تو بپرس مگر چقدر مهم است؟ من که میگویم: خیلی خیلی!
شما چه نظری دارید؟