چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۰
نظرات: ۰
۰
-
[امید سراجان] جای خالی انطباق در صنایع داخلی

یکی از مهم‌ترین مشکلات واحدهای صنعتی و کارگاه‌های تولیدی ایران برای تاب‌آوری در مقابل تندباد مشکلات اقتصادی، به نوع طراحی غیربهره‌ور آنها بازمی‌گردد.

تقریباً تمام کارخانجات تولیدی در ایران از ابتدا به گونه‌ای طراحی شده‌اند که گویا قرار است سالهای متمادی یک محصول ثابت با یک شیوه تولید را به بازار عرضه کنند. تغییر خطوط تولید و به روزرسانی آنها برای عمده واحدهای صنعتی ایران بقدری دشوار و سنگین است که ترجیح می دهند سالها به همان شیوه اولیه روی یک محصول تمرکز کنند. بدیهی است در نوسان عوامل تولید، واحدهایی که قدرت انطباق با شرایط جدید بازار را نداشته باشند، بیشتر از سایر صنایع ضربه می خورند.

در جوامع پیشرفته ، واحدهای صنعتی معمولاً خطوط تولید خود را با دوره زمانی محدود و مشخص و با قابلیت انطباق سریع به اشکال دیگر محصول نهایی طراحی می‌کنند. به همین دلیل ضمن تنوع فراوان محصولات تولیدی قادرند به سرعت از یک کالا به کالایی دیگر تغییر مسیر دهند. به عنوان نمونه کارخانه‌ای که ۲۰ سال قبل در هندوستان لوازم خانگی کوچک تولید می‌کرد و اتفاقاً بازار فروش خوبی داشت، اکنون به تولید قطعات شناورهای کوچک دریایی روی آورده و در این بازار نیز به علت تنوع محصول، دارای موفقیت بالایی است. یا کارخانه‌ای که ۱۰ سال قبل در ویتنام کفش ورزشی تولید می‌کرد، از امسال روی همان خطوط قبلی، کف پوشش پلاستیکی و نمای کربنی دیوارهای کاذب منازل را تولید می کند.  به عبارت دیگر نظام مهندسی صنایع در کشورهای پیشرو پذیرفته است که باید همزمان با تغییرات اجتماعی و اقتصادی به سرعت آهنگ تولید خود را با سلیقه مصرف کننده منطبق کند. اما در ایران هنوز چسبندگی به خطوط قدیمی و تولید سنتی به عنوان یک‌نقطه ضعف واحدهای صنعتی به چشم می خورد.

اگر «صنایع خانگی ارج» ، «لوازم خانگی پارس الکتریک» یا «نساجی مازندران» و دهها واحد تولیدی بزرگ و معروف دیگر از این دست، پس از سالها فعالیت مداوم به یکباره در مقابل مشکلات اقتصادی زانو خم کردند و از گردونه بازار خارج شدند، صرفاً به دلیل مقاومت آنها در برابر تعییر خطوط تولید بوده است.   

واحدهای صنعتی فعال در کشور باید بدانند که  علاوه بر دانش فنّی، به‌ طور جدی به ارتقای بهره‌وری، بهینه‌سازی فرآیندها و تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر داده‌های روزانه نیاز دارند تا بتوانند در بازار رقابتی ادامه حیات دهند.

مدیران صنعتی باید با استفاده از تجارب نسل جدید تحصیل کرده دانشگاهی، فرصت تغییر سیستم‌های تولیدی را برای واحد صنعتی خود فراهم کنند و گرنه قدرت تاب آوری آنها در برابر مشکلات اقتصادی و تغییر سلیقه بازار کاهش خواهد یافت و به سرنوشت صنایع خانگی آزمایش و کفش وین مبتلا خواهند شد.

البته در این میان نقش نظام آموزش عالی نیز بسیار اهمیت دارد. دانشگاه‌ها می‌توانند در دو سطح، نقش مؤثری در حل چالش‌های صنعت و خدمات ایفا کنند. نخست، با تربیت دانش‌آموختگانی که علاوه بر دانش تخصصی، با فنّاوری‌های نوین، روش‌های علمی مدیریت، بهینه‌سازی، تحلیل داده‌ها و افزایش بهره‌وری آشنا باشند و بتوانند پاسخ‌گوی نیازهای واقعی کسب‌وکارها و سازمان‌ها باشند.

دوم، دانشگاه‌ها باید از نقش صرفاً آموزشی، فراتر رفته و به‌عنوان بازوی علمی و مشورتی توسعه کشور، ارتباطی نظام‌مند و پایدار با صنعت برقرار کنند. این مهم از طریق تشکیل کارگروه‌های مشترک میان دانشگاه، صنعت، دستگاه‌های اجرایی و سایر ذی‌نفعان امکان‌پذیر است.
 مدیران صنعتی نیز باید به سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه برای انطباق پذیری خطوط تولیدی بیشتر اهمیت دهند. قرار نیست مصرف کنندگان بازار سالها از یک محصول با یک شیوه ثابت تولیدی استقبال کنند.

تکنولوژی‌های جدید ارتباطی، سایت های اینترنتی و شبکه های مجازی هر لحظه آخرین نوع آوری‌های صنعتی را به مردم معرفی می‌کنند و سرعت تغییر سلیقه مصرف کنندگان در تمام دنیا به قدری افزایش یافته است که فقط صنایع انطباق پذیر، توان مقاومت در این شرایط را دارند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی