چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۹
نظرات: ۰
۰
-
[مینا حیدری] هیچ‌کس نباید در تنهایی پیر شود

هفته سالمند، فقط فرصتی برای یادآوری نیازهای جسمی و درمانی سالمندان نیست، شاید بد نباشد در این هفته، کمی هم درباره تنهایی آن‌ها فکر کنیم.

درباره سالمندی که روزهایش آرام و تکراری می‌گذرد و شاید مهم‌ترین اتفاق روزش، یک تلفن، یک دیدار کوتاه یا چند دقیقه هم‌صحبتی آدم‌هایی که سال‌ها زندگی کرده‌اند، خانواده ساخته‌اند، کار کرده‌اند و خاطراتی در زندگیشان رقم زده‌اند، حالا بخش مهمی از روزگارشان در سکوت می‌گذرد.

در سوی دیگر، کودکانی هستند که به دلایل مختلف از داشتن خانواده محروم مانده‌اند؛ کودکانی که شاید هیچ‌وقت فرصت نکرده‌اند پدربزرگ یا مادربزرگی داشته باشند که برایشان قصه بگوید، دستشان را بگیرد یا با حوصله به حرف‌هایشان گوش دهد. دو گروه متفاوت، اما با یک نیاز مشترک؛ نیاز به محبت، تعلق و داشتن کسی که حضورش برایشان مهم باشد.

در سنگاپور، تجربه هم‌نشینی کودکان و سالمندان در مجموعه‌هایی مانند خانه سالمندان سنت جوزف، نمونه‌ای از تلاش برای نزدیک کردن این دو نسل است. در این الگو، کودکان و سالمندان در فعالیت‌هایی مانند قصه‌گویی، موسیقی، نقاشی و بازی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. هدف فقط سرگرم کردن سالمندان یا آموزش کودکان نیست؛ بلکه ایجاد رابطه‌ای است که هر دو نسل در آن چیزی برای بخشیدن و چیزی برای دریافت کردن داشته باشند.

تصور کنیم سالمندی را که صبح، با شنیدن صدای کودکان از اتاقش بیرون می‌آید؛ کودکی که نقاشی‌اش را نشان می‌دهد، از اتفاقات روزش می‌گوید یا دست او را برای قدم زدن می‌گیرد. شاید همان چند دقیقه برای سالمند، از بسیاری از برنامه‌های روزانه مهم‌تر باشد. در مقابل، کودک نیز ممکن است در آن سالمند، چیزی شبیه تجربه‌ای را پیدا کند که همیشه از آن محروم بوده است؛ یک پدربزرگ یا مادربزرگ که قصه می‌گوید، نگرانش می‌شود و از دیدنش خوشحال می‌شود.

ما گاهی سالمندی را فقط از دریچه بیماری، درمان و مراقبت می‌بینیم، در حالی که سالمندان به چیزی فراتر از مراقبت جسمی نیاز دارند. آن‌ها هنوز می‌خواهند دوست داشته باشند، محبت کنند، حرف بزنند، تجربه‌هایشان را منتقل کنند و احساس کنند حضورشان برای کسی اهمیت دارد. کودکان نیز علاوه بر سرپناه و حمایت، به رابطه عاطفی و تجربه تعلق نیازمندند.

البته چنین ارتباطی نباید جای خانواده را بگیرد یا مسئولیت تنهایی سالمند را بر دوش کودک بگذارد. این رابطه باید با رضایت، حمایت متخصصان و توجه به امنیت و نیازهای هر دو نسل شکل بگیرد. در ایران نیز می‌توان از دیدارهای منظم کودکان مراکز نگهداری با سالمندان، قصه‌خوانی، بازی، فعالیت‌های هنری و برنامه‌های مشترک آغاز کرد؛ شاید همین دیدارهای ساده، به مرور رابطه‌هایی ماندگار بسازد.

هفته سالمند می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه سالمندان را فقط دریافت‌کننده خدمات نبینیم. آن‌ها می‌توانند بخشی از زندگی نسل بعد باشند؛ همان‌طور که کودکان می‌توانند دوباره شور و صدای زندگی را به روزهای آنها برگردانند.

شاید نتوانیم همه تنهایی‌های دنیا را از بین ببریم، اما می‌توانیم کاری کنیم که یک سالمند، صبحش را با شوق دیدن کودکی آغاز کند و کودکی، با اطمینان از این‌که کسی منتظر است، به دیدار او برود. شاید معنای واقعی خانواده نیز همین باشد؛ آدم‌هایی که فارغ از نسبت‌های خونی، برای یکدیگر جا باز می‌کنند و حضورشان، زندگی را برای هم قابل‌تحمل‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

هیچ‌کس نباید تنهایی پیر شود و هیچ کودکی نباید از لذت داشتن پدربزرگ و مادربزرگ محروم بماند؛ حتی اگر این دو در ابتدا غریبه‌هایی برای یکدیگر باشند.

در راستای تحقق همین هدف اخیرا سازمان بهزیستی طرحی به‌عنوان «دست‌های مهربان» را کلید زده است که می‌تواند آغازگر راهی نو برای جامعه رو به سالمندی باشد. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی