بهناز عسکری
نسل Z عنوانی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری در ادبیات رسانهای و اجتماعی ایران شنیده میشود.نسلی که با اینترنت به دنیا آمد، با گوشی هوشمند بزرگ شده و اولین تجربههای اجتماعیاش را در پلتفرمهایی گذرانده که نهفقط در ایران، بلکه در جهان، معادلات قدرت رسانهای را تغییر دادهاند. برای رسانهای که مخاطبش را نه به عنوان «مصرفکننده صرف» بلکه به مثابه «شهروند آگاه» میبیند، شناخت این نسل یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. اما پرسش اصلی اینجاست: رسانههای ما چقدر نسل Z را میشناسند و چقدر برای او حرف و برنامه دارند؟
نسل Z کیست؟
نسل Z به متولدین حدوداً سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰، گفته میشود. نسلی که برخلاف نسلهای قبل، فضای مجازی، را نه یک ابزار، بلکه یک محیط زندگی میداند. برای انها، مرز بین آنلاین و آفلاین تقریباً از بین رفته است. انها هویت خود را در پلتفرمها میسازند، اخبار را از شبکههای اجتماعی میگیرند، سرگرمیشان را در استریمها پیدا میکند و در مورد مسائل اجتماعی، بیش از آنکه تماشاچی باشد، کنشگر هستند .
رسانه سنتی در برابر نسل Z؛ شکاف نسلی یا شکاف رسانهای؟
رسانههای سنتی در ایران، عمدتاً با ساختارهای عمودی، یکطرفه و کند، برای نسلی طراحی شدهاند که وقت و حوصله خواندن تحلیلهای طولانی را داشتند.
اما نسل Z:
سرعت را به عمق ترجیح میدهد (حداقل در نگاه اول.)
تصویر را به متن ترجیح میدهد.
تعامل را به دریافت صرف.
شفافیت را به رسمیت.
تنوع را به یکصدایی.
اما بسیاری از رسانههای ما هنوز فکر میکنند اگر همان محتوای گذشته را با فونت درشتتر و عکس رنگیتر منتشر کنند، نسل Z جذب میشود. اما این نسل، اگر محتوا را واقعی، بیواسطه وقابل مشارکت نبیند، به سادگی رد میکند.
انها در عرض چند ثانیه تصمیم میگیرند که یک پیام را بخوانند یا نه.اینجاست که شکاف نسلی، به شکاف رسانهای تبدیل میشود.
ویژگیهای رسانهای نسل Z
بعضی مواقع انجام چندوظیفه، همزمان در حال تماشای ویدیو، چت کردن و اسکرول کردن هستند.
بیاعتمادی به رسانههای رسمی: بهجای یک منبع واحد، از چند منبع مختلف (و گاه متناقض) اطلاعات میگیرد.
تمایل به محتوای کوتاه: ریلز، استوری، تیکتاک و شورتها زبان اصلی آنهاست
حساسیت به مسائل اجتماعی: از محیط زیست تا حقوق زنان، از فقر تا آزادی بیان.
تمایل به مشارکت: کامنت میگذارد، لایک میکند، شریک میکند و اگر لازم باشد، کمپین راه میاندازند.
رسانههای ایران و نسل Z؛ فرصتها و تهدیدها
رسانههای ایرانی در مواجهه با نسل Z با دو راه مواجهاند:
راه اول: انکار و تقلیل. اینکه بگوییم نسل Z سطحینگر است، یا آنها فقط سرگرمی میخواهند، این راه، به تدریج رسانه را به حاشیه میراند.
راه دوم: پذیرش و بازآفرینی. اینکه بپذیریم زبان، قالب و منطق تعامل تغییر کرده است. این راه، اگرچه سختتر است، اما میتواند رسانه را به کانون گفتوگوی نسل جدید تبدیل کند.
چگونه رسانهای برای نسل Z بسازیم؟
زبان ساده و صمیمی: نسل Z از لحن رسمی و پرتکلف فراری است. انها میخواهد رسانه با آنها حرف بزند، نه برای او.
قالبهای تعاملی: پادکست، ویدیوی کوتاه، اینفوگرافیک متحرک، نظرسنجی آنلاین و لایو.
حضور در پلتفرمهای نسل Z: اگر مخاطب در اینستاگرام و تیکتاک است، رسانه هم باید آنجا باشد؛ نه با محتوای کپیشده، بلکه با محتوای بومی همان پلتفرم.
شفافیت و صداقت: نسل Z بوی دروغ و پروپاگاندا را از کیلومترها حس میکند. صداقت، مهمترین سرمایه رسانه در برابر اوست.
مشارکت دادن مخاطب: نسل Z نمیخواهد فقط مصرفکننده باشد. انهامیخواهد در تولید محتوا، نقد و حتی تصمیمگیریهای رسانهای نقش داشته باشد.
روایتهای انسانی: آمار و ارقام برای نسل Z جذاب نیست، مگر اینکه پشت آن، یک، انسان، و یک داستان، باشد.
تجربههای جهانی
در جهان، رسانههای بزرگی مانند BBC، CNN و نیویورکتایمز بخشهای ویژهای برای نسل Z راهاندازی کردهاند. مثلاً BBC با برنامههای کوتاه اینستاگرامی، یا نیویورکتایمز با پادکستهای روایی، توانستهاند نسل Z را به خود جذب کنند. درس مشترک این تجربهها این است: نسل Z را نمیتوان با زور جذب کرد؛ باید با او همراه شد.
چالشهای خاص ایران
در ایران، محدودیتهای دسترسی به پلتفرمهای جهانی، فیلترینگ و عدم قطعیت در سیاستهای رسانهای، کار را برای رسانههای داخلی سختتر کرده است. اما همین محدودیتها، فرصتی هم ایجاد کرده است:
نسل Z ایرانی تشنه محتوای، داخلی ، است که حرف او را بزند، دغدغهاش را بفهمد و به زبان او حرف بزند. رسانههایی که بتوانند این خلأ را پر کنند، میتوانند برنده باشند.
پس،؛ نسل Z، نه یک تهدید برای رسانه است و نه یک فرصت صرف. آنها یک واقعیت، هستند. واقعیتی که اگر رسانه آن را نپذیرد، به تدریج از میدان خارج میشود.
رسانهای که میخواهد برای، ایران فردا، حرف بزند، ناچار است زبان ایران امروز، را بفهمد. نسل Z، با همه تفاوتهایش، تشنه گفتوگو، عدالت و صداقت است. اگر رسانه بتواند این سه را به او ارائه دهد، نهفقط مخاطب خود را از دست نمیدهد، بلکه آن را بازمییابد. رسانه برای نسل Z، نه یک تریبون یکطرفه، بلکه یک فضای مشترک، است. فضایی که در آن، هر دو طرف باید بشنوند، بپرسند و بسازند.
شما چه نظری دارید؟