عبدالرحیم سعیدی راد

اشاره: در بخش نخست این مقاله که پنجشنبه پیش(۲ مهر) چاپ شد، نویسنده مطلب به بیان اهمیت شعر زنان در ادبیات دفاع مقدس پرداخت و این واقعیت که زن در جنگ فقط موضوع شعر نیست؛ راوی بخشی از حقیقت جنگ است که بدون صدای او تصویر جنگ ناقص می‌ماند. آنگاه به ذکر نمونه هایی از اشعار، کتاب ها و پژوهش‌های انجام‌شده درباره نقش زنان در ادبیات جنگ پرداخته شد و سخن از مختصات شعری بانوان در ادبیات جنگ و دفاع مقدس به میان آمد. اینک ادامه این مقاله پژوهشی را پی می گیریم.
**
گفتیم که در شعرهای «نغمه مستشار نظامی» نیز یکی از مسیرهای مهم شعر نسل جدید را می‌توان دید: 
حماسه بی زن و زن بی حماسه بی معناست
که مرد بی مدد عشق در جهان تنهاست
یا:
"پس از حماسه‌ گردآفرین، دوباره بخوان
غرور صف شکن این زن مسلمان را
تبدیل شخصیت شهید به خاطره‌ای خانوادگی و عاطفی. در چنین شعری، عناصر بزرگی مانند جبهه و عملیات ممکن است جای خود را به عناصر کوچک‌تری بدهند: عکس، پنجره، مادر، لباس، خاطره و جای خالی. این شاعر متولد ۱۳۵۹ است و از نسل شاعران پس از شکل‌گیری شعر دفاع مقدس به شمار می‌آید؛ آثار او نیز در حوزه‌های شعر آیینی، مقاومت و شهادت گسترده شده است.این تغییر مقیاس بسیار مهم است. شعر نسل اول می‌توانست بگوید: رزمنده به جبهه رفت. اما شعر نسل بعد می‌تواند بپرسد: بعد از رفتن او چه بر سر خانه آمد؟ این پرسش، شعر را از تاریخ جنگ به تاریخ زندگی می‌برد.«عالیه مهرابی» نمونه دیگری از این نسل است. کتاب
«سرمه‌دان»او در سال ۱۴۰۱ منتشر شده است. در شعر او مفهوم مقاومت لزوماً در همان جغرافیای هشت سال جنگ متوقف نمی‌ماند و می‌تواند به شهادت و مقاومت در دوره‌های بعد نیز امتداد پیدا کند.
برای نمونه، شعر «شلیک» او درباره شهید محسن فخری‌زاده نشان می‌دهد که برای شاعر نسل جدید، مفهوم شهادت و مقاومت همچنان قابلیت تبدیل شدن به شعر دارد، اما موضوع از جنگ کلاسیک به مصادیق تازه مقاومت منتقل شده است:
داغ شهیدان ترور، در خاطر ما جاودان
آه از حقوق بی بشر، آه از یهودای زمان
اینجا یک نکته مهم رخ می‌دهد؛ شعر دفاع مقدس برای نسل جدید ممکن است دیگر فقط شعر درباره «دفاع مقدس» به معنای تاریخی آن نباشد، بلکه شعر درباره میراث مفهومی دفاع مقدس باشد. یعنی مقاومت، شهادت، وطن، فقدان و ایستادگی در موقعیت‌های تازه بازآفرینی شوند.
در مورد «منیژه درتومیان» نیز نمونه جالبی وجود دارد؛ یکی از اشعار او در آلبوم «بابام شده ستاره» قرار گرفته است؛ مجموعه‌ای موسیقایی با موضوع دفاع مقدس که برای کودکان تولید شده بود. همین انتخاب، از نظر موضوعی اهمیت دارد:
نگاه بکن به اونجا، بابام شده ستاره
ازآسمون می کنه به سوی من اشاره
نگاه بکن به اونجا بابام شده کبوتر
پرزده ازاین هوا به یک هوای بهتر
وقتی جنگ از زبان کودک روایت می‌شود، دیگر موضوع فقط عملیات و رزم نیست؛ پدر، خاطره، فقدان و تصویر یک قهرمان در ذهن کودک به مرکز می‌آید. این همان مسیری است که ادبیات دفاع مقدس را از ادبیات حماسی صرف به ادبیات حافظه نزدیک می‌کند. اگر بخواهیم تفاوت دو نسل را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت که؛ شاعر نسل جنگ، شاهد بود؛ شاعر نسل جدید، وارث است. 
شاعر نسل اول می‌توانست از چیزی بنویسد که دیده بود، اما شاعر امروز باید درباره چیزی بنویسد که به او رسیده است.
این «رسیدن» می‌تواند از راه یک کتاب باشد؛ مانند شعر عارف‌نژاد بر اساس گلستان یازدهم(که در بخش نخست مقاله از آن سخن به میان آمد). می‌تواند از راه مادر یک شهید باشد؛ مانند شعرهای«نانی‌زاد». همچنین می‌تواند از طریق عکس و خاطره باشد، یا از طریق مطالعه تاریخ و گفت‌وگو با بازماندگان.
بنابراین، نبودن تجربه مستقیم جنگ لزوماً نقطه ضعف شاعر نسل جدید نیست؛ به شرط آنکه شاعر تجربه جعلی نسازد. او نباید وانمود کند که در سنگر بوده است. باید از جایگاه واقعی خودش حرف بزند: من جنگ را ندیدم، اما اثر جنگ را دیدم. 
هرچه از جنگ تحمیلی هشت ساله  فاصله خیلی زیادی گرفته‌ایم، شعر از «لحظه حادثه» به «پیامد حادثه» نزدیک‌تر شده است.
در نسل نخست، رزمنده شخصیت اصلی است. در نسل بعد، خانواده او وارد مرکز شعر می‌شود. در نسل امروز، حتی ممکن است یک عکس یا یک خاطره کوتاه، جای رزمنده را بگیرد. و این یعنی: هرچه از جنگ دورتر می‌شویم، خود جنگ کمتر موضوع شعر و اثر جنگ بیشتر موضوع شعر می‌شود.
اهمیت شعر زنان برای آینده دفاع مقدس 
شاید یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری شعر زنان همین باشد که شاعر زن می‌تواند به سراغ بخش‌هایی از جنگ برود که در روایت رسمی و حماسی کمتر دیده شده‌اند. زن می‌تواند از : جنگ در شهرها بگوید. مادری که پیر شده اما هنوز انتظار فرزندش را می‌کشد/ همسری که زندگی را بدون همسر ادامه داده است / فرزندی که پدرش را فقط در عکس دیده / جانبازان شیمیایی و جانبازان اعصاب و روان و جانبازی که با بدن مجروح به خانه برگشته / خانواده‌ای که هنوز با خاطره یک شهید زندگی می‌کند / و ..... شعر بسازد.
به همین دلیل، شعر زنان می‌تواند یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال حافظه دفاع مقدس به نسل‌های آینده باشد. شعر دفاع مقدس متعلق به زمانی است که جنگ در حال وقوع است. اما شعر حافظه، پس از جنگ شکل می‌گیرد. در شعر حافظه، دیگر لازم نیست شاعر در سنگر باشد. او می‌تواند کنار یک مادر بنشیند. یک آلبوم قدیمی را ورق بزند. کتاب خاطرات یک همسر شهید را بخواند. به مزار یک شهید برود. یا از یک فرزند شهید بپرسد پدرش را چگونه به یاد می‌آورد. در اینجا حافظه به میدان تازه جنگ تبدیل می‌شود. و شاید این مهم‌ترین وظیفه نسل جدید شاعران زن باشد.
نتیجه سخن:
شعر زنان در دفاع مقدس از یک مسیر طولانی عبور کرده است؛ از حضور مستقیم و تجربه جنگ تا بازخوانی، خاطره و حافظه جنگ. «سپیده کاشانی و طاهره صفارزاده و سیمین‌دخت وحیدی» از نسلی بودند که جنگ را در زمان وقوع آن تجربه کردند و شعرشان با جبهه، مقاومت، شهادت و وطن پیوند خورد.
اما امروز شاعرانی مانند: «فاطمه نانی‌زاد، عالیه مهرابی، فاطمه عارف‌نژاد، منیژه درتومیان، نغمه مستشار نظامی، پروانه نجاتی» و دیگران  با فاصله‌ای نسلی از جنگ ایستاده‌اند. آنها جنگ را ندیده‌اند؛ اما جای خالی جنگ را دیده‌اند.
شاعر دهه ۶۰    ازحماسه و سنگر می‌نوشت؛ شاعر امروز از حافظه تاریخی دفاع و سنگر سازان. یکی جنگ را روایت کرد؛ دیگری باید نشان دهد جنگ پس از پایانش چه چیزی در ما باقی گذاشته است. و این شاید تازه‌ترین و انسانی‌ترین فصل شعر زنان در ادبیات دفاع مقدس باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی