آخرین نیروهای آمریکایی و ائتلاف بین‌المللی با خروج از عراق، به بیش از دو دهه حضور نظامی واشنگتن در این کشور با ماحصل ناامنی برای منطقه، پایان دادند؛ تحولی که در کنار بحث‌های مطرح‌شده درباره کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در الگوی حضور واشنگتن در غرب آسیا باشد. آخرین نیروهای آمریکایی پس از ۲۳ سال حضور نظامی، عراق را ترک کردند و آنچه مأموریت ائتلاف بین‌المللی تحت رهبری آمریکا خوانده می‌شد در این کشور به پایان رسید. این خروج بر اساس توافق بغداد و واشنگتن در سال ۲۰۲۴ انجام شد. بر اساس این توافق، مأموریت نظامی ائتلاف تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶(دیروز ۸ مهر) باید پایان می‌یافت و پس از آن روابط بغداد با کشورهای عضو ائتلاف در قالب‌های دیگری ادامه پیدا می‌کرد.

از حمله ۲۰۰۳ تا خروج ۲۰۲۶
حضور نظامی آمریکا در عراق از حمله سال ۲۰۰۳ آغاز شد. نیروهای آمریکایی پس از سرنگونی حکومت صدام، سال‌ها در عراق باقی ماندند و در مقطعی شمار آنها به بیش از ۱۷۰ هزار نفر رسید. آمریکا در سال ۲۰۱۱ نیروهای خود را از عراق خارج کرد، اما با خلق و ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ زمینه بازگشت خود را در قالب آنچه ائتلاف بین‌المللی ضد داعش خوانده شد دوباره فراهم کرد. پس از پایان حکومت داعش و فروپاشی سازمان این گروهک تروریستی، مأموریت نیروهای ائتلاف از عملیات رزمی به آموزش، مشاوره و پشتیبانی تغییر یافت و سرانجام بغداد و واشنگتن در سال ۲۰۲۴ برای پایان حضور نظامی ائتلاف به توافق رسیدند. اکنون، پس از بیش از دو دهه، نیروهای آمریکایی دیگر در عراق حضور نخواهند داشت.

حضوری که برای منطقه جز ناامنی نداشت
خروج آخرین نیروهای آمریکایی از عراق در حالی رقم می‌خورد که بیش از دو دهه از ورود نظامی آمریکا به این کشور گذشته است؛ دو دهه‌ای که با اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ آغاز شد، در حدود یک میلیون کشته بر جای گذاشت و این کشور را درگیر سال‌ها جنگ، تروریسم، بی‌ثباتی سیاسی و تخریب زیرساخت‌ها کرد. اکنون همان نیرویی که با شعار ایجاد امنیت و ثبات وارد عراق شده بود، آخرین پایگاه‌های خود را ترک می‌کند. آنچه از عراق باقی مانده، فقط آمار خروج چند هزار نیروی آمریکایی نیست. حمله ۲۰۰۳ ساختار سیاسی و امنیتی عراق را فروپاشید و سال‌ها خشونت فرقه‌ای و تروریسم را به دنبال داشت. پژوهش‌های منتشرشده در مقاطع مختلف، از افزایش شدید مرگ‌ومیر در عراق پس از حمله و صدها هزار مرگ اضافی خبر داده‌اند. 
حتی ظهور داعش را نمی‌توان جدا از آشوبی دانست که پس از اشغال عراق شکل گرفت. در چنین شرایطی، آمریکا ابتدا با جنگ وارد شد، سپس برای مقابله با پیامدهای همان بی‌ثباتی دوباره به منطقه بازگشت و سال‌ها حضور نظامی خود را ادامه داد.

هزینه ۲ تریلیون دلاری آمریکا
هزینه سنگین جنگ‌های خارجی و سیاست «تأمین مالی از طریق استقراض» به باری سنگین برای کاخ سفید تبدیل شده که برای نخستین بار در تاریخ، کل بدهی عمومی آمریکا را از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور داده است. همزمان طرح‌های آشکار آمریکا برای جبران این خون‌ریزی از طریق انحصار و غارت بخش انرژی عراق و برداشت اجباری درآمدهای نفتی، افشا شده است. 
مطالعات اقتصادی و داده‌های مستند از جمله ارقام پروژه «مؤسسه واتسون برای امور بین‌الملل» در دانشگاه براون نشان می‌دهد هزینه کل جنگ‌ها و عملیات خارجی واشنگتن پس از ۱۱ سپتامبر از مرز ۸ تریلیون دلار فراتر رفته است و این هزینه‌ها به طور کامل از طریق اوراق قرضه و انباشت سودهای مرکب در الگویی موسوم به «جنگ‌های کارت اعتباری» تأمین شده است. پرونده اشغال عراق پس از ۲۳ سال، بزرگ‌ترین کانون این فرسایش تاریخی است. گزارش روزنامه «وال‌استریت ژورنال» تأیید می‌کند که واشنگتن حدود ۱.۷ تریلیون دلار را صرف عملیات نظامی مستقیم خود در خاک عراق کرده است.

منطقه، دیگر همان منطقه ۲۰۰۳ نیست
در چنین شرایطی، خروج آمریکا از عراق را باید بخشی از تغییر بزرگ‌تری در محیط امنیتی غرب آسیا دید. آمریکا هنوز در منطقه حضور دارد و خروج از عراق به معنای پایان نفوذ سیاسی و نظامی واشنگتن نیست، اما الگوی حضور مستقیم و گسترده‌ای که پس از اشغال عراق شکل گرفت، با فشارهای جدی روبه‌رو شده است. کشورهای منطقه نیز طی سال‌های اخیر بیش از گذشته به این واقعیت توجه کرده‌اند که تکیه بر حضور نظامی قدرت‌های خارجی الزاماً امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند. جنگ‌های عراق و افغانستان، بحران‌های سوریه و یمن و استمرار تنش‌های منطقه‌ای، در کنار تجربه جنگ اخیر هزینه‌های این الگو را آشکارتر کرده است. از همین رو، خروج آمریکا از عراق تنها جابه‌جایی نیرو نیست. 
این خروج در شرایطی رخ می‌دهد که کارنامه دو دهه حضور نظامی آمریکا در عراق با جنگ، تلفات انسانی و بی‌ثباتی گره خورده و همزمان، توانایی آمریکا برای حفظ شبکه پایگاه‌های خود در منطقه با چالش‌های تازه‌ای مواجه شده است. 
آمریکا عراق را ترک می‌کند؛ اما آنچه در پس این خروج اهمیت دارد، فقط پایان یک مأموریت نظامی نیست. 
مسئله اصلی این است که الگوی حضور نظامی مستقیم آمریکا در غرب آسیا، پس از بیش از دو دهه جنگ و درگیری، با هزینه‌های فزاینده و آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است. خروج از عراق در چنین شرایطی می‌تواند یکی از نشانه‌های تغییر موازنه‌ای باشد که جنگ اخیر سرعت آن را بیشتر کرده است.

پایان حاشیه امن برای پایگاه‌های آمریکا
اما خروج آمریکایی‌ها از عراق در خلأ اتفاق نیافتاد و جنگ اخیر آمریکا و ایران را می‌توان یکی از مهم‌ترین متغیرهای تغییر محاسبات نظامی واشنگتن در غرب آسیا قلمداد کرد. حملات ایران به پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکا در منطقه، آسیب‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های نظامی این کشور وارد کرد. 
طبق گزارش منابع رسانه‌ای عمده آمریکایی از جمله واشنگتن‌پست، پنتاگون پس از این حملات، کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را بررسی کرده و حتی درباره بازسازی برخی پایگاه‌های آسیب‌دیده با همان ظرفیت قبلی تردیدهایی مطرح شده است. این اتفاق از یک جهت اهمیت ویژه دارد: بخش مهمی از راهبرد آمریکا در منطقه بر شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی، نیروهای مستقر و تأسیسات لجستیکی متکی بود؛ اما جنگ اخیر نشان داد این پایگاه‌ها برخلاف تصور گذشته، مصون از حمله نیستند و حفظ آنها می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای واشنگتن داشته باشد. بر همین اساس بسیاری از تحلیلگران حملات ایران را نشانه‌ای از آسیب‌پذیری جدی این الگوی استقرار نظامی می‌دانند.

فشار مقاومت، عامل اصلی خروج
کارشناسان تأکید می‌کنند خروج ائتلاف بین‌المللی بدون فشارهای نظامی و سیاسی مستمر مقاومت عراق محقق نمی‌شد. با خروج نیروهای ائتلاف بین‌المللی از عراق، چشم‌انداز امنیتی و سیاسی این کشور در نقطه عطفی استراتژیک قرار گرفته است. 
این تصمیم که به گفته کارشناسان، بدون مجموعه فشارهای نظامی و میدانی مقاومت عراق و تلاش‌های سیاسی مستمر آن به دست نیامده است، اکنون زمینه را برای پیگیری دیگر پرونده‌های حضور خارجی فراهم کرده است. هیثم الخزعلی، ناظر سیاسی می گوید: تصمیم خروج نیروهای ائتلاف بین‌المللی از عراق بدون فشارهای نظامی و سیاسی مستمر مقاومت عراق محقق نمی‌شد و این خروج تحت نظارت دقیق خواهد بود تا جدیت اجرای آن تضمین شود.  

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی