او مردی بود که مرزها را نه با دیوار، بلکه با قلب‌ها جابه‌جا کرد. وقتی پیکرش تشییع شد، اشک‌ها فقط از چشم شیعیان جاری نشد؛ مسیحی، سنی، زیدی و دروزی نیز در سوگ او گریستند. راز این تعلق قلبی چه بود؟ سیدحسن نصرالله، شاگرد مکتب شهید صدر و وارث سنت نبوی، «هم‌شناسی فرهنگی» را نه یک شعار، بلکه یک راهبرد زیستی کرده بود. او نشان داد که مقاومت پیش از آنکه یک پروژه نظامی باشد، یک پروژه فرهنگی و انسانی است؛ پروژه‌ای که ریشه در سیره پیامبر اعظم (ص) دارد و از دل قرآن کریم سر برآورده است. سیدحسن نصرالله یک پدیده بود، زیرا در جهانی که سیاست‌ورزی معمولاً با تقسیم، تفرقه و مرزبندی پیش می‌رود، ظهور شخصیتی که بتواند اقشار مختلف را حول یک آرمان مشترک گرد آورد، یک استثناست. سیدحسن نصرالله چنین استثنایی بود؛ او نه فقط دبیرکل حزب‌الله لبنان، بلکه نماد یک جریان فرامذهبی و فراطایفه‌ای بود که توانست در قلب خاورمیانه‌ای پرآشوب، مدلی از همزیستی و هم‌افزایی را به نمایش بگذارد.
زنجیره الگوگیری؛ از پیامبر(ص) تا امام موسی صدر
برای درک شخصیت سیدحسن نصرالله باید از مدینه آغاز کرد. پیامبر اسلام (ص) در سال اول هجرت، با جامعه‌ای روبه‌رو شد که از نظر فرهنگی، قومی و دینی، ترکیبی پیچیده و متضاد بود. قبایل اوس و خزرج سال‌ها با یکدیگر خونریزی کرده بودند. یهودیان بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع هر یک قدرت مستقل خود را داشتند. مسیحیان نجران با آداب و رسوم خود زندگی می‌کردند. مشرکان قریش نیز هنوز در مدینه نفوذ داشتند. پیامبر در چنین بستری، نه با حذف تفاوت‌ها، بلکه با مدیریت آن‌ها نخستین «جامعه چندفرهنگی» تاریخ را بنیان نهاد و با تدوین «پیمان‌نامه مدینه» که می‌توان آن را نخستین قانون اساسی چندفرهنگی جهان دانست، مسلمانان، یهودیان و مشرکان را در کنار یکدیگر و زیر یک پرچم گردآورد. 
پس از پیامبر این سنت در طول تاریخ، فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرد، اما در قرن بیستم، شخصیتی ظهور کرد که توانست این میراث را احیا کند: «امام موسی صدر» وی متفکری بود که مقاومت را نه فقط به عنوان یک ضرورت نظامی، بلکه به عنوان یک پروژه فرهنگی و تمدنی می‌دید و به همین دلیل، هسته اصلی مقاومت را در جنوب لبنان شکل داد. صدر معتقد بود مقاومت بدون پشتوانه مردمی و بدون هم‌شناسی فرهنگی، محکوم به شکست است. سیدحسن نصرالله نیز پرورش‌یافته مکتب صدر بود. او سال ۱۹۶۰ در روستای البازوریه در جنوب لبنان به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در نجف و قم ادامه داد و در همان جوانی به جریان مقاومت پیوست. نصرالله نه فقط یک رهبر نظامی، بلکه یک «معمار فرهنگی» بود که توانست در لبنانی که به تعبیر خودش «کشور هزار رنگ و هزار قوم» است، مدلی از رهبری را ارائه دهد که فراتر از مذهب، قومیت و طایفه بود.
سال‌ها رفتار منصفانه و عدالت‌محور
نخستین اصل در راهبرد سیدحسن نصرالله، تأکید بر «کرامت انسانی مشترک» بود. او مقاومت را نه یک پروژه شیعی، بلکه یک پروژه انسانی علیه اشغال و ظلم معرفی کرد. در خطبه‌ها و سخنرانی‌هایش، همواره تأکید می‌کرد که «مقاومت، متعلق به همه لبنانی‌هاست، نه فقط شیعیان.» این رویکرد، در عمل نیز نمود یافت و حزب‌الله در مناطق مسیحی‌نشین جنوب لبنان به جای تحمیل فرهنگ خود، به همزیستی مسالمت‌آمیز با مسیحیان پرداخت. در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، مسیحیان جنوب لبنان در کنار شیعیان در برابر تجاوز اسرائیل ایستادند. این هم‌افزایی، نتیجه سال‌ها رفتار منصفانه و عدالت‌محور حزب‌الله بود. دومین اصل، «گفت‌وگوی فرهنگی» بود. نصرالله با رهبران مسیحی، سنی و دروزی نشست و گفت‌وگو می کرد و به تفاوت‌ها به عنوان فرصت نگاه می‌کرد، 
نه تهدید. 
در دیدارهای خود با رهبران سنی و مسیحی، همواره بر مشترکات تأکید می‌کرد و از اختلافات می‌گذشت. سومین اصل، «عمل به جای شعار» بود. نصرالله به آنچه می‌گفت عمل می‌کرد و در سال‌های رهبری خود هرگز به مسیحیان یا سنی‌ها ظلم نکرد؛ در جنگ‌ها به غیرنظامیان آسیب نرساند و در سیاست، به وعده‌های خود وفادار ماند. نتیجه این رفتار، در تشییع پیکرش به وضوح دیده شد. وقتی پیکر سیدحسن نصرالله در بیروت تشییع شد، صحنه‌ای بی‌نظیر رقم خورد؛ مسیحیانی که در کنار شیعیان اشک می‌ریختند، سنی‌هایی که او را «سید مقاومت» می‌خواندند و زیدی‌هایی که او را نماد عزت می‌دانستند.
از نظامی‌گری تا جامعه‌سازی
سید حسن نصرالله ثابت کرد که مقاومت، تنها با موشک و سلاح نیست، بلکه با «هم‌شناسی فرهنگی» زنده می‌ماند. او در یکی از سخنرانی‌های خود گفت: «مقاومت فقط تفنگ نیست؛ یک فرهنگ است، یک اندیشه است، یک سبک زندگی است.» نصرالله مقاومت را از جنوب لبنان آغاز کرد، اما آن را به کل منطقه گسترش داد و با حمایت از مقاومت فلسطین، عراق، یمن و سوریه، «محور مقاومت» را به یک واقعیت تبدیل کرد. اما این محور نه یک اتحاد نظامی صرف، بلکه یک اتحاد فرهنگی و فکری بود. در این محور، شیعه، سنی، مسیحی و زیدی در کنار هم ایستادند. امروز در سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، ما تنها یاد یک رهبر را گرامی نمی‌داریم، بلکه یک الگو را گرامی می‌داریم. الگویی که در آن مذهب، قومیت و طایفه رنگ می‌بازد و انسانیت رنگ می‌گیرد. الگویی که پیامبر در مدینه بنیان نهاد، شهید صدر آن را احیا کرد و سید حسن نصرالله آن را به اوج رساند.
راز ماندگاری نصرالله
یکی از دلایل ماندگاری سیدحسن نصرالله، صداقت و شفافیت او بود. در سخنرانی‌های خود همواره حقیقت را می‌گفت، حتی اگر به ضررش بود. او شکست‌ها را پنهان نمی‌کرد و از پیروزی‌ها مغرور نمی‌شد. این صداقت، اعتماد مردم را جلب کرد. نصرالله همچنین با وجود جایگاه بالای سیاسی و نظامی، ساده‌زیست بود. او در خانه‌ای ساده زندگی می‌کرد و از تجملات پرهیز داشت؛ همین ساده‌زیستی، او را در قلب‌ها جا کرد. نصرالله عدالت‌محور نیز بود و در توزیع منابع و امکانات به همه اقشار توجه می‌کرد. 
او در قضاوت‌ها به مذهب و قومیت توجه نمی‌کرد و این عدالت‌محوری، او را به یک رهبر فرامذهبی تبدیل کرد. نصرالله همچنین یک رهبر شجاع بود و در برابر تهدیدهای اسرائیل و آمریکا هرگز عقب‌نشینی نکرد. او در جنگ ۳۳ روزه، در برابر یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان ایستاد و پیروز شد. این شجاعت، او را به یک نماد مقاومت تبدیل کرد.
میراث سیدحسن نصرالله
نصرالله یک میراث فکری غنی از خود باقی گذاشت. او در سخنرانی‌ها و نوشته‌های خود به تبیین فرهنگ مقاومت پرداخت و نشان داد مقاومت یک اندیشه است، نه فقط یک عمل. این میراث فکری، برای نسل‌های آینده یک نقشه راه است. نصرالله یک میراث عملی نیز از خود باقی گذاشت. او حزب‌الله را به یک تشکیلات منسجم و قوی تبدیل کرد که توانست اسرائیل را زمین‌گیر کند. او محور مقاومت را به یک واقعیت تبدیل کرد که امروز، قدرتمندترین جریان ضداستکباری در منطقه است. اما مهم‌ترین میراث نصرالله، میراث فرهنگی اوست و نشان داد که می‌توان در دل اختلافات، وحدت ساخت. این میراث فرهنگی، برای آینده جهان اسلام یک الگوی بی‌نظیر
 است.
درس‌های نصرالله برای امروز
سیدحسن نصرالله نشان داد که وحدت، رمز پیروزی است. او با گرد آوردن اقشار مختلف، جبهه‌ای متحد در برابر دشمنان ساخت. نصرالله همچنین نشان داد که مقاومت، یک فرهنگ است و ما باید مقاومت را به یک ارزش مشترک تبدیل کنیم. او یک رهبر بود، اما نه فقط یک رهبر سیاسی یا نظامی؛ بلکه یک «معمار فرهنگی» بود. او شاگرد امام موسی صدر بود که مقاومت را از جنوب لبنان آغاز کرد و خود، معلمی شد که به جهان نشان داد چگونه می‌توان حتی در دل بحران، یک امت واحد ساخت.
منبع: خبرگزاری ابنا

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی