علی نعیمی
انتخاب «سرزمین فرشتهها» ساخته بابک خواجهپاشا بهعنوان نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۲۷، بار دیگر یک پرسش مهم را پیش روی سینمای ایران میگذارد: آیا صرفاً انتخاب یک فیلم برای حضور در اسکار کافی است، یا آنچه بعد از انتخاب اتفاق میافتد، بخش اصلی ماجراست؟
معیار انتخابها تغییر کرد
به گزارش اطلاعات، انتخاب «سرزمین فرشتهها» بهعنوان نماینده سینمای ایران در نودونهمین دوره جوایز اسکار، در شرایطی انجام شده که قواعد حضور در شاخه بهترین فیلم خارجی نسبت به سالهای قبل تغییر کرده است. آکادمی برای نخستین بار دو مسیر را برای ورود فیلمهای غیرانگلیسیزبان به این رقابت تعریف کرده است: فیلم یا باید از سوی کمیته مورد تأیید کشور انتخاب شود یا برنده یکی از شش جایزه مشخصشده در جشنوارههای واجد شرایط باشد. در مسیر دوم، فیلم میتواند بدون عبور از کمیته ملی وارد فرآیند بررسی اسکار شود.
بنابراین انتخاب نماینده ایران دیگر پایان یک فرآیند نیست؛ آغاز مرحلهای دشوارتر است. این نکته درباره «سرزمین فرشتهها» اهمیت بیشتری دارد، چون اگرچه فیلم در ماههای اخیر توانسته حضور بینالمللی خود را آغاز کند، اما آنچه برای موفقیت در اسکار اهمیت دارد، صرفاً تعداد حضورهای جشنوارهای یا حتی دریافت یک جایزه نیست.
در مسیر جشنوارههای خارجی
«سرزمین فرشتهها» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و در همان جشنواره جوایزی از جمله سیمرغ بهترین فیلم، جایزه ویژه هیأت داوران و سیمرغ بهترین کارگردانی را به دست آورد. فیلم سپس مسیر نمایش بینالمللی خود را با جشنواره کازان آغاز کرد و در ادامه به جشنواره سلیمانیه نیز راه یافت. مهمتر اینکه در جشنواره کازان جایزه بهترین فیلم بلند سینمایی را دریافت کرد. پخش بینالمللی فیلم نیز برعهده مرکز بینالملل سوره است.
پس نمیتوان درباره «سرزمین فرشتهها» گفت که اساساً فاقد سابقه بینالمللی یا پخشکننده خارجی است. چنین ادعایی با اطلاعات موجود همخوان نیست. اما مسأله جای دیگری است: آیا این سابقه برای اسکار کافی است؟
پاسخ را باید در سازوکار خود آکادمی جستوجو کرد. اسکار یک جشنواره فیلم نیست که صرفاً با انتخاب یک فیلم و نمایش آن، مسیر رقابت آغاز شود. فیلم انتخابشده باید شرایط دقیق آییننامه را احراز کند و پس از آن، وارد فرآیندی میشود که در آن دیدهشدن، دسترسی رأیدهندگان، پخش بینالمللی و کمپین اهمیت پیدا میکند. آکادمی تصریح کرده است که حتی انتخاب یک فیلم از سوی کمیته ملی، بهخودیخود به معنای تأیید نهایی صلاحیت آن نیست و مدارک و شرایط فیلم توسط مدیران بخش فیلم بینالملل بررسی میشود.
اینجاست که میتوان درباره انتخاب «سرزمین فرشتهها» با نگاه حرفهایتر سؤال کرد. آیا فیلم سابقه حضور در جشنوارههای طراز اولی مانند کن، برلین یا ونیز را دارد؟ پاسخ فعلاً منفی است. فیلم در کازان و سلیمانیه حضور داشته و در کازان جایزه بهترین فیلم را گرفته است؛ اما این جشنوارهها در فهرست شش جشنوارهای که آکادمی برای مسیر مستقل اسکار تعیین کرده، قرار ندارند. بنابراین جایزه کازان، هرچند برای کارنامه بینالمللی فیلم دستاوردی مهم است، بهخودیخود مسیر ویژهای برای ورود به اسکار ایجاد نمیکند. شش جایزه مورد نظر آکادمی عبارتاند از خرس طلایی برلین، نخل طلای کن، شیر طلایی ونیز، جایزه بزرگ هیأت داوران سینمای جهان ساندنس، جایزه بهترین فیلم بوسان و جایزه پلتفرم تورنتو.
از این منظر، تفاوت اساسی میان «داشتن سابقه جشنوارهای» و «داشتن سابقه جشنوارهای مؤثر برای اسکار» آشکار میشود. اولی برای معرفی فیلم به مخاطبان جهانی مهم است، اما دومی میتواند جایگاه فیلم را در فصل جوایز تغییر دهد.
نمایندگان سینمای ایران در اسکار
نمونههای سینمای ایران در سالهای گذشته نیز این تفاوت را نشان دادهاند. «جدایی نادر از سیمین» پیش از اسکار خرس طلای برلین را در کارنامه داشت و «فروشنده» با سابقه موفقیت در جشنواره کن وارد فصل جوایز شد.
این تجربه نشان میدهد که حضور جهانی فیلم، شبکه ارتباطی آن و جایگاهی که در فصل جوایز پیدا میکند، میتواند به اندازه انتخاب رسمی یک کشور تعیینکننده باشد.
بنابراین مسأله درباره «سرزمین فرشتهها» این نیست که فیلم خوبی هست یا نیست. این پرسش را باید منتقدان و تماشاگران با معیارهای سینمایی پاسخ دهند. مسأله یادداشت حاضر، پرسش دیگری است: آیا فیلمی که انتخاب شده، از ابزارهای لازم برای تبدیل شدن به یک مدعی جدی اسکار برخوردار است؟
در اینجا باید میان «کیفیت فیلم» و «ظرفیت اسکاری فیلم» فاصله گذاشت. ممکن است فیلمی از نظر فنی، داستانی، بازیگری یا حتی مضمونی، نماینده قابل قبولی برای سینمای یک کشور باشد، اما برای حضور مؤثر در اسکار به عناصر دیگری هم نیاز داشته باشد؛ از سابقه جشنوارهای و پخش بینالمللی گرفته تا امکان نمایش در بازارهای مهم، روابط عمومی بینالمللی، نقدهای معتبر، نمایش برای اعضای آکادمی و مهمتر از همه، توانایی مالی و حرفهای برای یک کمپین هدفمند.
خود آکادمی نیز برای ۹۹مین دوره، مقررات مشخصی برای تبلیغ و معرفی آثار واجد شرایط در فصل اسکار دارد و فعالیتهای مرتبط با نمایش و ارتباط با اعضای آکادمی بخشی از این فرآیند است. بنابراین نمیتوان تصور کرد که پس از ارسال نام «سرزمین فرشتهها»، کار تمام شده است. برعکس، از آن لحظه بخش دشوارتر آغاز میشود.
اسکار برای ما هدف است یا فرایند؟
از این زاویه، انتخاب «سرزمین فرشتهها» میتواند فرصتی برای سنجش یک سؤال قدیمی در سینمای ایران باشد: آیا ما اسکار را همچنان یک «جایزه» میبینیم یا آن را یک «فرآیند بینالمللی» میدانیم؟
اگر نگاه اول حاکم باشد، انتخاب فیلم پایان کار است؛ اگر نگاه دوم جدی گرفته شود، انتخاب تازه شروع کار خواهد بود. باید مشخص باشد پخشکننده بینالمللی چه برنامهای برای فیلم دارد، فیلم در چه کشورهایی و برای چه مخاطبانی نمایش داده خواهد شد، چه نقدها و پوشش رسانهای بینالمللی برای آن شکل میگیرد، امکان برگزاری نمایشهای هدفمند وجود دارد یا نه و اصلاً چه منابعی برای معرفی فیلم در فصل رقابت در نظر گرفته شده است.
«سرزمین فرشتهها» دستکم برخلاف تصویری که شاید در روزهای پیش از انتخاب وجود داشت، بیسابقه وارد این میدان نشده است: فیلم یک جایزه بینالمللی گرفته، در دو جشنواره خارجی حاضر شده و پخشکننده بینالمللی مشخص دارد. اما فاصله میان این نقطه و تبدیل شدن به یکی از پانزده فیلم فهرست اولیه یا پنج نامزد نهایی اسکار، فاصلهای بسیار جدی است.
اسکار ۲۰۲۷ برای سینمای ایران، بنابراین، فقط آزمون «سرزمین فرشتهها» نیست؛ آزمون شیوه حضور ما در یک رقابت جهانی است. اگر قرار است فیلمی به نمایندگی از ایران انتخاب شود، باید بعد از انتخاب نیز برای آن برنامه داشت. فیلمی که به اسکار فرستاده میشود، بدون شبکه توزیع، بدون ارتباطات بینالمللی و بدون کمپین مؤثر، ممکن است پیش از آنکه فرصت دیدهشدن پیدا کند، از رقابت کنار برود. همچنین بنیاد فارابی به عنوان منتخب فیلمهایی برای اسکار در چند وقت اخیر از هر گونه اطلاع درباره فیلمها پرهیز کرده بودند و عملا کسی نمی دانست نماینده و یا رئیس انتخاب کیست؟
اگرچه، میتوان درباره انتخاب «سرزمین فرشتهها» اختلاف نظر داشت، اما یک نکته محل اختلاف نیست: نماینده اسکار شدن، با اسکار رقابت کردن دو چیز متفاوت است. اولی با رأی یک کمیته اتفاق میافتد؛ دومی به مجموعهای از امکانات، ارتباطات، سابقه و برنامهریزی نیاز دارد. حالا باید دید سینمای ایران برای حضور در رقابتهای اسکار چه در چنته دارد.
شما چه نظری دارید؟