مولانا از عشق، کرامت انسان، مدارا، شناخت خویشتن و جستجوی حقیقت سخن میگوید؛ مفاهیمی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز داریم .
به گزارش ایسنا، در آیین بزرگداشت شمس و مولانا که همزمان با فرارسیدن این مناسبت در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد، استادان ایرانی و نمایندگان فرهنگی کشورهای ترکیه، پاکستان، روسیه و رئیس مؤسسه فرهنگی اکو حاضر شدند تا درباره جایگاه بلند شمس و مولانا در جهان فرهنگ و اندیشه سخن بگویند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شمس و مولانا را یک تن دانست که میان آنان وحدتی عمیق شکل گرفته بود؛ چنانکه مولانا میگوید: «من کیم لیلی و لیلی کیست من / هر دو یک روحیم اندر دو بدن».
محمود شالویی درباره تأثیر شمس بر مولانا توضیح داد: شمس آتشی در وجود مولانا برافروخت که موجب پختگی او شد و پس از این دیدار، به مرتبهای رسید که اندیشههایش پس از گذشت قرنها همچنان زنده و اثرگذار است و در عین بهرهگیری از اندیشههای پیشینیان، در فهم و ارائه آنها یکتاست.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو نیز گفت: شمس و مولانا متعلق به یک شهر، کشور یا حتی یک ملت نیستند، بلکه بخشی از میراث مشترک فرهنگی منطقه اکو و سرمایه معنوی ملتهایی بهشمار میآیند که در طول قرنها در این گستره تمدنی، با زبان، فرهنگ، ادب، اندیشه و معنویت با یکدیگر سخن گفتهاند.
محمد حسن تأکید کرد: مولانا از عشق، کرامت انسان، مدارا، شناخت خویشتن و جستوجوی حقیقت سخن میگوید؛ مفاهیمی که امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز داریم. در روزگاری که جهان با جنگ، خشونت، افراطگرایی، بیاعتمادی و فاصلههای فزاینده میان انسانها روبهروست، بازگشت به میراث فرهنگی بزرگانی چون شمس و مولانا میتواند به بخشی از بحرانهای انسانی و معنوی عصر حاضر پاسخ دهد.
وی افزود: باید این میراث مشترک را از کتابها و موزهها به زندگی امروز آورد و آن را به زبان نسل جوان، زبان گفتگو، هنر و ادبیات ترجمه کرد. مؤسسه فرهنگی اکو نیز خود را متعهد میداند از چنین رویکردی حمایت کند تا ملتهای منطقه بیش از گذشته یکدیگر را بشناسند و در کنار هم برای صلح و سعادت انسان گام بردارند.
مولوی ما را به هم نزدیک میکند
رایزن فرهنگی ترکیه در ایران نیز در این مراسم اظهار کرد: سخن گفتن از مولانا و شمس، روایت یک جغرافیای گسترده فرهنگی و تمدنی است که خراسان، تبریز و آناتولی را به یکدیگر پیوند دادهاست. مولانا پس از سفرهای طولانی به قونیه رسید و بخش مهمی از زندگی خود را در آناتولی گذراند و آثار ارزشمندش را به زبان فارسی پدید آورد؛ آثاری که طی قرنها در ایران، آناتولی و جغرافیاهای گستردهتر خوانده، شرح و تفسیر شدهاند. بنابراین، میراث مولانا را نمیتوان در چارچوب مرزهای سیاسی امروز محدود کرد.
گوکهان چتینکایا با تأکید بر پیوندهای تاریخی ایران و آناتولی گفت: روابط فرهنگی ایران و ترکیه در طول تاریخ، رابطهای یکسویه نبوده و دو حوزه فرهنگی در ادبیات، عرفان، موسیقی، معماری، زبان و اندیشه از یکدیگر تأثیر پذیرفته و یکدیگر را غنیتر کردهاند.
او افزود: امروز بهجای اینکه بپرسیم مولانا به کدام سرزمین تعلق دارد، باید دنبال این باشیم که میراث مولانا چگونه میتواند ما را به یکدیگر نزدیکتر کند. استمرار پژوهشهای مشترک، ترجمه متقابل آثار، برگزاری نمایشگاهها و برنامههای موسیقی و هنری و اجرای طرحهای فرهنگی مشترک برای نسل جوان، میتواند این میراث مشترک را به آینده منتقل کند.
سید علیاصغر میرباقریفرد، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان نیز با اشاره به شکلگیری قطب علمی مطالعات بنیادی و کاربردی ادب عرفانی در این دانشگاه اظهار کرد: فعالیت این قطب با آسیبشناسی وضعیت میراث ادب عرفانی آغاز شد و در سال ۱۳۹۵، کرسی مولویپژوهی در بنیاد ملی علم ایران برنامه جامع مولویپژوهی را آغاز کرد که در ۹ساحت طراحی شدهاست؛ از جمله مبانی فکری و تعالیم عرفانی مولوی، زبان عرفانی، بررسی تاریخی احوال مولانا، متنپژوهی و مطالعات کاربردی، نسبت مولوی با ابنعربی و جایگاه او در سنت عرفانی.
وی افزود: مولوی را باید بهگونهای بررسی کرد که به نیازهای متنوع انسان امروز پاسخ دهد. در حوزه مطالعات میانرشتهای نیز ظرفیت بزرگی در کلام اوست؛ از روانشناسی و مشاوره گرفته تا علوم تربیتی، ادبیات کودک و نوجوان، هنر، موسیقی و سینما. این رویداد با تجلیل از فخرالدین مخبری، نقاش برجسته کشور و نمایش تابلوی شمس و مولانای وی، پایان یافت.
شما چه نظری دارید؟