دکتر فرشاد رومی

تاریخ، پیش از آنکه روایت پیروزی ملت‌ها باشد، روایت کامیابی یا ناکامی تمدن‌هاست. آرنولد توین بی مورخ برجسته بر این باور بود «تمدن‌ها بیش از آنکه کشته شوند، خودکشی می‌کنند»؛ مقصود این بود که افول تمدن‌ها نه با عبور دشمن از مرزها، بلکه از زمانی آغاز می‌شود که جامعه توان تشخیص واقعیت را از دست می‌دهد. لحظه‌ای که یک جامعه دیگر نمی‌تواند «میدان» را آن‌گونه که هست ببیند و جهان را همچنان با مختصات ذهنی تحلیل می‌کند که به گذشته تعلق دارند.
تحولات یک سال اخیر در غرب آسیا و رویارویی مستقیم ایران با دو قدرت اتمی، تنها یک رشته درگیری نظامی نبود؛ بلکه نقطه عطفی در بازتعریف موازنه‌ قدرت و نشانه ورود خاورمیانه به مرحله‌ای تازه از تاریخ است؛ مرحله‌ای که در آن بسیاری از قواعد پیشین دیگر توان توضیح یا پیش بینی تحولات آینده را ندارند.
آینده‌پژوهان این لحظه را «نقطه گسست» می‌نامند؛ نقطه‌ای که گذشته دیگر راهنمای آینده نیست و جوامع ناگزیرند خود را بر پایه منطقی تازه بازتعریف کنند. اگر خاورمیانه به چنین نقطه‌ای نزدیک شده باشد، دیگر پرسش اصلی این نیست که کدام بازیگر پیروز می‌شود، بلکه آن است که کدام جامعه توان سازگاری با قواعد جدید را دارد؛ قواعدی که بیش از هر چیز در شیوه تولید قدرت خود را نشان می‌دهند.
جهانِ پس از انقلاب دیجیتال، هوش مصنوعی و اقتصاد شبکه‌ای، معیارهای قدرت را دگرگون ساخته است. در این جهان، مشروعیت حکومت‌ها بیش از هر زمان به توان آنها در خلق امید، تولید ثروت، حفظ سرمایه انسانی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان وابسته است. ایدئولوژی، صندوق رأی یا قدرت نظامی دیگر به‌تنهایی کفایت نمی‌کند. هر حکومتی که از این تحولات عقب بماند، خواه دینی باشد یا سکولار، دیر یا زود با بحران‌هایی روبه‌رو خواهد شد که صرفاً با ابزارهای امنیتی و سیاسی قابل مدیریت نیستند.
با این نگاه، مسائل ایران را نمی‌توان تنها در چارچوب تحولات سیاسی و منازعات جاری تبیین کرد؛ آنها بخشی از چالشی بزرگ‌تر، یعنی چالشی تمدنی‌اند. این چالش، بیش از هر چیز، به توان جامعه و نظام حکمرانی برای شناخت واقعیت، اصلاح کاستی‌های درونی و سازگاری با تحولات جهان بازمی‌گردد؛ چراکه اصلاح داخلی نه فقط شرط پیشرفت، بلکه مهم‌ترین راه کاهش آسیب‌پذیری در برابر تهدیدهای بیرونی است. سال‌هاست گفته می‌شود قدرت‌های خارجی در پی تضعیف و حتی نابودی ایران و تغییر نظم سیاسی حاکم بر آن هستند، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد اثرگذاری چنین فشارهایی بیش از هر چیز به شکاف‌ها و ضعف‌های درونی وابسته است؛ هرچه این شکاف‌ها عمیق‌تر شوند، امکان اثرگذاری عوامل بیرونی نیز بیشتر خواهد شد.
از همین رو، خطاست اگر همه تحولات و معضلات کشور را صرفاً به مداخله قدرت‌های خارجی فروبکاهیم. چنین روایتی، گرچه بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد، در نهایت مسئولیت اصلاح را از دوش جامعه و نظام حکمرانی برمی‌دارد و همه پاسخ‌ها را در بیرون جست‌وجو می‌کند. تاریخ اما روایت دیگری دارد. قدرت‌های بزرگ معمولا خالق روندهای تاریخی نیستند؛ آنها از شکاف‌هایی بهره می‌برند که پیش‌تر در درون جوامع شکل گرفته است و تنها زمانی اثرگذار می‌شوند که بنیان‌های داخلی فرسوده شده باشند.
از این منظر، آینده ایران را پیش از هر چیز باید در کیفیت رابطه جامعه با خود، با نهادهایش و با آینده خویش جست، نه صرفاً در نسبت آن با قدرت‌های خارجی. هر اندازه سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، کارآمدی نهادها و ظرفیت یادگیری تقویت شود، اثرگذاری عوامل بیرونی کاهش می‌یابد؛ و هر اندازه این سرمایه‌ها فرسوده شوند، مداخله بیرونی آسان‌تر خواهد شد. 
شاید اقبال لاهوری، آن‌گاه که گفت «ما سرماخورده یک زمستانیم»، بیش از هر چیز به سلطه و مداخلات قدرت‌های بزرگ زمانه خود می‌اندیشید؛ زمستانی که از بیرون بر سر سرزمین‌های اسلامی سایه افکنده بود، اما امروز، پس از یک قرن فراز و فرود تاریخی، شاید بتوان بر سخن اقبال افزود: زمستان واقعی، فصل جغرافیا نیست؛ وضعیتی از آگاهی است. 
هرگاه جامعه‌ای توان خودانتقادی را از دست بدهد، هرگاه گذشته را جایگزین آینده کند و واقعیت را قربانی روایت‌های مطلوب خود سازد، زمستان آغاز شده است؛ حتی اگر خورشید در آسمان بدرخشد. نشانه‌های این زمستان نه تنها در اقتصاد و سیاست، بلکه در فرسایش اخلاق و اعتماد عمومی، ضعف نهادها، سستی فرهنگ قانون‌پذیری، گسست پیوندهای اجتماعی، مهاجرت اندیشه‌ها و فرونشستن ظرفیت گفت‌وگو با دیگری آشکار می‌شود.
بر پایه همین منطق، آینده ایران برخلاف تصور رایج، نه در واشنگتن نوشته می‌شود، نه در مسکو و نه در پکن؛ سرنوشت کشور بیش از آنکه محصول آنچه دیگران درباره ایران تصمیم می‌گیرند باشد، حاصل کیفیت تصمیم‌هایی است که ایرانیان درباره شیوه زیستن خود می‌گیرند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی