سیدعطاءالله مهاجرانی

هنر داستان سرایی قرآن مجید (۳۹)
داستان ابراهیم خلیل(ع)
قربانی کردن اسماعیل (۲)
‌داستان قربانی کردن اسماعیل ظرفیت و گنجایش آن را دارد که خود کتاب مستقلی شود. رنگین کمانی از ظرافت و میناگری در این داستان وجود دارد که انسان در برابر خداوند متعال لطیف خبیر بهت زده بر جای می‌ماند.
الف) رؤیای ابراهیم(ع)
داستان با رؤیای ابراهیم در خواب آغاز می‌شود. تعبیر خواب برای بیان این نکته است که رؤیا به معنای دیدن و دیدار، گاه در بیداری اتفاق می‌افتد و گاه در خواب. رؤیای در بیداری نامش «مشاهده» یا «شهود» است. این رؤیا مرتبت ملکوتی حق الیقین و علم حضوری است؛ ۱مانند رؤیای ابراهیم در سیر ملکوت. در قرآن مجید واژه «الرُّؤیَا» برای رؤیای پیامبر(ص) در فتح مکه (إسراء، ۶۰ ؛ فتح، ۲۷) و نیز برای رؤیای ابراهیم(ع)‌ در قربانی کردن اسماعیل در سوره صافات مطرح شده است.
تفاوت روشنی بین واژه‌های قرآنی «رؤیا»، «نوم»، «منام»، «سنه» و «نُعاس» وجود دارد. واژه «سَنَه» که به معنی خرده خواب یا چرت است، ناخواسته و به ناگزیر پیش می‌آید. رؤیا گوهر دیگری دارد. به همین دلیل در قرآن مجید واژه رؤیا برای تبیین یکی از جلوه‌های وحی به کار رفته است. تفاوت این واژه‌ها و کاربرد آنها در داستان ابراهیم، پنجره روشنی به افق تماشایی داستان است:
۱ـ سَنَه: خرده خوابی برق آسا و یا خوابزدگی بی‌اختیار است. معمولاً خوابزده گاه به خود می‌آید و سرش را تکان می‌دهد.
۲ـ نُعاس: خوابزدگی دلپسند، ناشی از خستگی و بی‌قراری که مثل نسیمی بر ذهن و جان می‌تابد.
۳ـ نَوم: به معنی خواب و یا همان حالت و موقعیت خواب است.
۴ـ مَنام: به معنی شیوه استقرار و یا زمان و مکان خواب است.
۵- رؤیا: آن تصویر و یا پیامی است که در خواب و یا در بیداری دیده می‌شود. گویی نوم صدف و رؤیا گوهر خواب است. در رؤیا پیام اصلی دیدن است. خواب طبیعت مادی خواب است و رؤیا روح خواب و گوهر آن است. در خواب چشم سر بسته می‌شود و در رؤیا چشم دل بیدار می‌شود.
این واژگان پنجگانه در قرآن مجید در موقعیت‌های مختلف استفاده شده است. دو واژه نوم و سنه در آیه ۲۵۵ سوره بقره وجود دارد. هر گونه خوابزدگی و خرده خواب و یا خواب از خدا منتفی شده است. هر دو واژه رؤیا و منام درباره ابراهیم در سوره صافات آمده است. واژه نُعاس دو بار در شرایط جنگی مطرح شده است. هر دو بار با وصف «امنه» مانند: «ثُمَّ أنزَلَ عَلَیکُم مِن بَعدِ الغَمِّ أمَنَۀً نُعَاسا: سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، آرامشی [به صورت‌] خواب سبکی بر شما فرو فرستاد» (آل عمران،۱۵۴). نعاس بار و پیامی مثبت پیدا می‌کند. در حالی که «سنه» در واقع خوابزدگی ناخواسته است.
واژه رؤیا در قرآن مجید پیچ و تاب و کرشمه‌های جذابی دارد. مثل برلیانی که می‌توان از هر بعد جلوه و درخشش آن را مشاهده کرد:
الف) رؤیای ابراهیم که کانون بحث ماست.
ب) رؤیای حضرت یوسف که دید ستارگان و ماه و خورشید به او سجده می‌کنند.
ج) رؤیای زندانیان هم بند یوسف
د) رؤیای عزیز مصر، هفت گاو فربه و هفت گاو لاغر و هفت خوشه سرسبز و هفت خوشه خشکیده و زرد
هـ) رؤیای پیامبر(ص) در باره فتح مکه
نکته بسیار جذاب و شگفت انگیز در قرآن مجید این است که همه این رؤیاها تعبیر می‌شود و سرانجامِ هر پنج رؤیا را در قرآن مشاهده می‌کنیم. رؤیای یوسف در پایان بندی سوره یوسف تعبیر می‌شود. رؤیای هر دو زندانی تعبیر می‌شود. رؤیای عزیز مصر با خشکسالی و قحطسالی هفت سالة مصر تعبیر می‌شود. رؤیای ابراهیم و پیامبر(ص)‌ تعبیر می‌شود. درباره تحقق صدق رؤیای ابراهیم، واژه تعبیر «قَد صَدَّقتَ الرُّؤیا» و درباره رؤیای پیامبر(ص) تعبیر «لَقَد صَدَقَ الله رَسُولَهُ الرُّؤیا» مطرح شده است. این همان چفت وبست جادویی داستان و نسبت واژگان و تصاویر و مضامین با یکدیگر است. هیچ مضمون، واژه و تصویری در نظام قرآنی رها نمی‌ماند و نمانده است. همان هارمونی و نظام قرآنی است که به تعبیر امام فخر رازی در تفسیر سوره قریش، تمام سوره‌های قرآن مجید به مثابه یک سوره و تمام آیات به مثابه یک آیه است. گویی تمامی الماس‌های جهان در یکدگر ادغام شده و تراشیده شوند و میلیون‌ها جلوه داشته باشند. اما همه جلوه‌ها و درخشش‌ها در نسبت و پیوند با یکدیگر است. گویی تمام جلوه‌ها یک جلوه و تک جلوه است.
این جهان یک صورت است از عقل کل
عقل چون شاه است و صورت ها رسل
در همه رؤیاهای قرآنی، به غیر از رؤیای ابراهیم، شاهد امری الزامی و یا فرمان خدا نیستیم؛ نوعی پیش آگاهی است. نمایش افقی دوردست مانند رؤیای ماه و خورشید و ستارگان در خواب یوسف که پس از چهل سال محقق شد. رؤیای دو زندانی پس از چند روز، رؤیای عزیز مصر پس از چند ماه و رؤیای پیامبر اکرم(ص) پس از یکی دو سال محقق شد. تعبیر و تحقق رؤیای پیامبر در ورود به مسجد الحرام در دو مرحله مطرح شده است: نخست ورود پیامبر(ص) برای انجام عمره است که سالی پس از معاهده حدیبیه انجام شد. دوم فتح مکه است که دو سال پس از پیمان حدیبیه بود.
نکته بسیار مهم و گرهگشا در فهم رؤیای ابراهیم، نسبتی است که رؤیای به عنوان وحی تلقی می‌شود؛ چنان که برای نمونه در تفسیر بسیار پر لطف ابن برّجان (در گذشت: ۵۳۶ ق) رؤیای ابراهیم در فرمان الهی برای قربانی کردن اسماعیل، وحی تلقی شده است: «رؤیا الانبیاء وحی»۲ (رؤیای پیامبران وحی است).
همین تلقی در حقیقت نشانه‌ای از معرکه آرا درباره رؤیای ابراهیم است. آنچه ابراهیم دید، وحی الهی و فرمان خداوندی بود یا خوابی که می‌بایست تعبیر شود و ابراهیم به روایت ابن عربی در تعبیر خواب خویش دچار اشتباه شد؛ به همین صراحت و سادگی و سطحی!
نخست نگاهی به تفاسیر بیندازیم؛ سپس به بررسی و نقد سخن ابن عربی خواهم پرداخت. در واقع فهم این نکته کلیدی که رؤیای وحی بود یا خوابی ساده،‌ وحی نیاز به اجرای فرمان داشت؛ چنان که ابراهیم برای قربان کردن اسماعیل آماده شد. اسماعیل نیز آماده بود. یا خوابی عادی و معمولی که ابراهیم در فهم تعبیر خواب خویش مانده بود. امام فخر رازی متوجه این نکته بود و این پرسش را مطرح کرده است: «ابراهیم در خواب دید که فرزند خود را قربانی می‌کند. ممکن است کسی بپرسد خواب که حجت نبود؛ ابراهیم از کجا به این باور و اطمینان رسید که اسماعیل را قربانی کند؟ پاسخ این است که فهم ابراهیم از رؤیا این بود که وحیِ صریح است.» چرا ابراهیم(ع) چنین تلقی داشت که رؤیای او وحی صریح است؟                                                        ادامه دارد
پی نوشت:
۱) سید حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات‌القرآن، ج۴ ص ۱۷
۲ ابن برجان الاشبیلی، تفسیر ابن برّجان، المسمی تنبیه الافهام الی تدبر الکتاب الحکیم و تعرف الآیات و النباء العظیم، تحقیق شیخ احمد الفرید المزیدی، بیروت، دارالکتب العلمیه، سال ۲۰۱۳، ج ۴ ص ۵۰۳ و ۵۰۴

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی