به گزارش اطلاعات آنلاین، حکایت زندگی استاد شفیعی کدکنی از خطه پربار خراسان و شهر کدکن تا کرسیهای بلند دانشگاه تهران و معتبرترین محافل علمی جهان، روایتی است پیوسته از عشق به ریشهها و همراهی با زمانه.
شفیعی کدکنی از همان دوران کودکی در زادگاه خود، مسیر متفاوتی را برگزید. او به جای نشستن روی نیمکتهای مأنوس مدارس مدرن، زانوی تلمذ در محضر بزرگان علم و ادب زد؛ از پدر فرهیختهاش گرفته تا محضر استادان نامی همچون محمدتقی ادیب نیشابوری و فقیه آزادگان، شیخ هاشم قزوینی. این تربیت ژرف سبب شد تا او از همان جوانی با علوم قدیم، فقه، کلام و ادبیات عرب و فارسی چنان انس بگیرد که در هفتسالگی متنهای دشوار را از بر باشد. این پشتوانه استوار، پایهگذار پژوهشهای بینظیری شد که بعدها در قالب تصحیح متون کهن از جمله اسرارالتوحید، مختارنامه عطار نیشابوری و آثار صوفیه تجلی یافت. از منظر او، حرکت جوامع به سوی مدرنیته و نوگرایی هرگز بدون شناخت دقیق و علمی از سنت و متون کهن امکانپذیر نیست؛ چرا که تصحیح و احیای این گنجینهها، در واقع بازخوانی ژرفای هویت تاریخی یک ملت است.
استاد شفیعی کدکنی در عرصه شعر نیز چهرهای دوگانه اما همافزا دارد؛ او هم پاسدار وزن و قافیه و غزل سنتی است و هم از پیشگامان و نظریهپردازان برجستهی شعر نو و نیمایی به شمار میرود. مجموعهشعرهایی چون در کوچه باغهای نشابور، هزاره دوم آهوی کوهی و مثل درخت در شب باران گواه این حقیقت است که چگونه عواطف انسانی، دردهای اجتماعی دهههای چهل و پنجاد خورشیدی و زمزمههای عاشقانه، در قالب تصویرها، رمزها و کنایههای درخشان به تصویر کشیده میشوند. او شاعری است که کلمات را به رستاخیز میخواند و در این میان، پیوند عمیقی میان اقلیم خراسان، طبیعت، آیینهای ایرانی و زبان فاخر دری برقرار میکند.
بخش دیگری از عظمت علمی شفیعی کدکنی در آثار نظری و انتقادی او هویدا میشود. کتابهایی چون موسیقی شعر، صور خیال در شعر فارسی، با چراغ و آینه و رستاخیز کلمات، امروزه از ارکان اصلی و کتابهای کلاسیک آموزش نقد ادبی در دانشگاهها هستند. او با بهرهگیری هوشمندانه از دستاوردهای صورتگرایی روسی و تطبیق آن با ساختار زبان فارسی، ابزارهای نوین تحلیل متن را در اختیار نسل جوان قرار داده است. با این حال، او همواره بر این باور است که شعر راستین حادثهای است در زبان که تحلیل کامل علل تمایز آن از زبان روزمره، در همه ابعاد امکانپذیر نیست؛ راز و رمزی که به تعبیر او، جوهرهی جمال و هنر اصیل را میسازد.
نام محمدرضا شفیعی کدکنی فراتر از یک استاد دانشگاه یا یک شاعر نامآور است؛ او وجدان بیدار و حافظ حافظه تاریخی زبان فارسی است. در روزگاری که شتاب زندگی مدرن، پیوند انسانها را با ریشههای خویش سست میسازد، وجود استادی چون شفیعی کدکنی غنیمتی است بس بزرگ؛ چراغی روشن در تاریکی که به ما یادآوری میکند فردا بدون شناخت دیروز ساخته نخواهد شد.