مهدی کتابدار
«آنها بیتحرک و بیصبر نیستند؛ فقط دیگر بر اساس تقویم نسل قبل حرکت نمیکنند.» این گزاره، نقطه شروع مناسبی برای فهم تغییراتی است که در نگرش نسل زد به کار، درآمد و موفقیت رخ داده است.
در الگوهای سنتی، مسیر پیشرفت خطی بود: تحصیل، استخدام، تثبیت شغلی، خرید خانه و تشکیل خانواده. اما برای جوانان امروز، این مسیر دیگر نه تضمینکننده امنیت است و نه تنها راه رسیدن به موفقیت! مسأله، بیش از آنکه به بیانگیزگی مربوط باشد، به دگرگونی شرایط اقتصادی، فناوری و انتظارات اجتماعی بازمیگردد.
اقتصاد تعویق؛ انتخاب یا اجبار؟
تأخیر در دستیابی به مراحل بزرگسالی را نمیتوان صرفاً نشانه سردرگمی دانست. پیمایش جهانی سال ۲۰۲۶ مؤسسه Deloitte با مشارکت بیش از ۲۲هزار نفر از نسل زد و هزاره در ۴۴ کشور، نشان میدهد۵۵ درصد پاسخدهندگان نسل زد و ۵۲ درصد نسل هزاره، بهدلیل شرایط مالی، تصمیمهای مهم زندگی را به تعویق انداختهاند. همچنین۶۹درصد نسل زد گفتهاند دسترسی به «مسکن و هزینههای آن» بر تصمیمهای شغلیشان اثر میگذارد.
در ایران نیز هزینههای زندگی، دشواری ورود به بازار کار و نااطمینانی نسبت به آینده، امکان برنامهریزی بلندمدت را محدود کرده است. در چنین فضایی، رابطه میان مدرک دانشگاهی و موفقیت شغلی نیازمند بازبینی است. تحصیلات همچنان سرمایهای مهم است، اما بهتنهایی اشتغال پایداریا استقلال مالی را تضمین نمیکند؛ از این رو، جوانان به پروژههای پیمانکاری مستقل(فریلنس)، کسبوکارهای کوچک و فروش برخط (آنلاین) روی آوردهاند.
وقتی سن ورود به تولید فناوری تغییر میکند
یکی از روشنترین نشانههای این دگرگونی، کاهش موانع ورود به تولید محصولات دیجیتال است. در گذشته ساخت نرمافزار نیازمند تیمهای تخصصی و دانش پیچیده بود؛ اما امروز ابزارهای هوش مصنوعی مولد (مانند شیوههای موسوم به «وایب کدینگ») به کاربران اجازه میدهند با زبان طبیعی، نمونههای اولیه دیجیتال بسازند.
نمونه بارز این تحول، مسابقه کدنویسی هوش مصنوعی در سپتامبر ۲۰۲۶ در شانگهای بود که بیش از ۱۰ هزار شرکتکننده داشت و نزدیک به ۷۰ درصد آنان زیر۱۸ سال بودند؛ برنده مسابقه نیز دختری۹ ساله بود که ایدهای برای موزه دیجیتال سرامیک توسعه داد. این رویداد نشان میدهد دسترسی به ابزارهای نوین، سن تجربه و خلق ارزش را به شدت کاهش داده است. جوانی که پیشتر باید سالها منتظر کسب مهارت میماند، اکنون میتواند زودتر ایدهاش را بیازماید و بازخورد بگیرد.
پلتفرمها؛ زیرساخت فرصت و اعتبار
از منظر مطالعات ارتباطات، سه سازوکار در این فضا برجسته است:
زیرساخت معرفی مهارت:
شبکههای اجتماعی صرفاً ابزار سرگرمی نیستند؛ بلکه مکانی برای عرضه خدمات به مخاطبانی فراتر از محیط پیراموناند.
شکلگیری اعتبار عمومی:
انتشار فرآیند یادگیری و اجرای پروژهها، شواهدی ملموس از توانایی فرد در اختیار کارفرمایان میگذارد.
کوتاهسرعت شدن چرخه بازخورد:
کاهش فاصله میان ایده و ارزیابی کاربران، با نیاز نیروی کار جوان به یادگیری مستمر سازگار است.
تقویم موفقیت تغییر کرده است
یافتههای Deloitte نشان میدهد تنها ۲۵ درصد نسل زد «پیشرفت سریع» و «ارتقای پیدرپی» را ترجیح میدهند و در مقابل، ۴۴ درصد «پیشرفت تدریجی» را مطلوب میدانند؛ همچنین تنها ۶ درصد رسیدن به «جایگاه مدیریتی» را هدف اصلی میدانند. این آمار نشانگر بیعلاقگی به کار نیست، بلکه از تنوع در تعریف پیشرفت، ثبات، یادگیری و تناسب کار با زندگی حکایت دارد.
برای سازمانها و سیاستگذاران، پیام روشن است: نمیتوان با معیارهای گذشته، رفتار شغلی امروز جوانان را تحلیل کرد. محیطهای کاری به انعطاف، یادگیری و مسیرهای شفاف رشد نیاز دارند. در سوی مقابل، جوانان نیز برای تبدیل فرصتهای دیجیتال به درآمد پایدار، به سواد مالی، شناخت بازار و مهارتهای تخصصی محتاجاند.
اموری که والدین و مربیان باید در فراهم آوردن آنها، با اقتضائات دنیای معاصر کوشش کنند.نسل زد نه یکپارچه است و نه از واقعیتهای اقتصادی جامعه مجزا؛ اما تقویم موفقیت آن تغییر کرده است. فهم این ناهمزمانی، بهجای سرزنش جوانان یا ستایش بیقیدوشرط فناوری، نقطه آغاز گفتوگویی واقعبینانه درباره آینده کار است.
شما چه نظری دارید؟