عباس رسولی املشی
هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحبقلم نداشت
در پیشگاه اهل خرد نیست محترم
هر کس که فکر جامعه را محترم نداشت
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
انصاف و عدل داشت موافق بسی، ولی
چون فرخی موافق ثابتقدم نداشت
«فرخی یزدی» شاعر و روزنامهنگار مبارز و آزادیخواه عصر مشروطه در سال ۱۲۶۸ شمسی در شهر یزد پا به عرصه حیات گذاشت. او را در شانزده سالگی به دلیل سرودن شعری از مدرسه اخراج کردند و به ناچار به سبب تنگدستی مشغول به کار شد.
در جوانی به دموکراتهای یزد پیوست و به خاطر شعری که در ستایش آزادی سروده بود، ضیغمالدوله حاکم یزد فرمان داد تا لبهایش را بدوزند. در سال ۱۳۰۰ شمسی روزنامه «طوفان» را انتشار داد.
فرخی به دلیل افکار آزادیخواهانهاش بارها توسط حکومت وقت زندانی و تبعید شد و روزنامه او بارها توقیف گردید. او هیچگاه دست از اندیشههای پُرشور وطنپرستانه و آزادیخواهانه خود برنداشت و سرانجام در سال ۱۳۱۸ شمسی جانش را در راه آزادی فدا کرد.فرخی یزدی در سرودن غزل سیاسی - اجتماعی مهارت داشت و در شعر بیش از همه تحت تأثیر سعدی و مسعود سعد سلمان بود. او اندیشههای سیاسی و افکار آزادیخواهانه خود را با مهارت خاصی بیشتر در ظرفهای غزل و رباعی میریخت و آن را به مخاطبانش ارائه میداد.
اشعار او روان و شیوا و زبان شعری او سنجیده و استوار و سرشار از مضامین والا است.شعر« دفتر زمانه» یکی از زیباترین غزلهای فرخی یزدی محسوب میشود. این غزل کوتاه و پنج بیتی در وزن متناوبالارکان« مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فَعَل» سروده شده است. بهرهگیری از ردیف« نداشت» به شاعر کمک کرده است تا از یک سو مناعت طبع خود و بینیازی از زندگی مادی و وارستگی از تعلّقات دنیوی را بیان نماید و از سوی دیگر غفلت جامعه از خردمندان، اندیشمندان و صاحبان قلم و به عبارتی دیگر بیتوجهی به اندیشه، آگاهی و دانایی را به نمایش بگذارد.زاویه دید شاعر بین اوّل شخص و سوم شخص در نوسان است. منِ شخصی او گاه گسترده میشود و به منِ فراگیر یا ما تغییر مییابد. بیت آغازین غزل با تکرار بجا و مناسب واژههای کم، بیش، غم و نداشت، بیانگر عدم توجّه شاعر به کمبودها و داشتههای زندگی دنیوی است و استغنا و وارستگی شاعر را به بهترین نحو جلوهگر است.
در ادامه شاعرِ اهل قلم، سرمایه و اعتبار هر ملّتی را در وجود صاحبان قلم و خرد و اندیشه میداند و اعتقاد دارد، جامعهای که از خردمندان و اندیشمندان تهی باشد، از صفحه روزگار به فراموشی سپرده میشود. کسانی که برای اندیشه و اصحاب خرد ارزشی قائل نیستند، مسلماً در نزد خردمندان احترام و ارزشی ندارند.
فرخی در واقع ضمن ارزشگذاری به تعقّل و تفکّر و اهالی اندیشه و خرد، گِله خود را از جامعه خود به دلیل ارزش قائل نشدن به صاحبان قلم ابراز میدارد.در مصراع نخست بیت چهارم شاعر دوباره به منِ شخصی خود گریزی میزند و با بهرهگیری مناسب و زیبا از لف و نشر مرتب، به تنگدستی خود اشاره میکند و در مصراع دوم منِ شخصی او گسترده و فراگیر میشود و به ما، یعنی خودِ شاعر و امثال او میرسد.
وی با تلمیحی به ماجرای جمشید، پادشاه اساطیری و صاحب جام جم، زندگی خود را با وجود فقرِ شرافتمندانه همراه با آسایش و فراغبالی میبیند که پادشاه قدرتمندی چون جمشید از آن بیبهره بود. در این بیت وجود آرایههایی چون لف و نشر، تلمیح و همچنین جناس ناقص افزایشی بین واژگان جام و جم چشمنواز است.شاعر در بیت پایانی به ثابتقدم بودن خود در عدالت خواهی اشاره میکند. اینکه در این مسیر هیچگاه پا پس نکشیده است، در حالیکه بسیار از افراد فقط دم از انصاف و عدالت میزنند و در این راه ثابت قدم نیستند.بهرهگیری از عناصر خیال از جمله لف و نشر، تلمیح، تضاد، جناس، واژهآرایی، واج آرایی، کنایه، تشبیه و...، بیان مضامین والا، تناسب واژگان و ارتباط منطقی به ویژه در محور افقی سبب شده است تا این غزل کوتاه به عنوان یکی از زیباترین غزلهای فرخی یزدی و ادب فارسی محسوب گردد.
شما چه نظری دارید؟