میرجلال‌الدین کزازی، شاهنامه‌پژوه و ادیب برجسته، با تأکید بر اینکه ایرانیان در شاهنامه هیچ‌گاه به خواست خود آغازگر جنگ نیستند، دفاع از سرزمین را از مفاهیم بنیادین این اثر حماسی دانست. 
وی که در نشست بنیاد فردوسی شاخه توس در جهاد دانشگاهی مشهد سخن می‌گفت با طرح این پرسش که رزم در شاهنامه چه ماهیتی دارد و چه کارکردی پیدا می‌کند؟ گفت: شاهنامه را می‌توان برترین رزم‌نامه جهان دانست، اما این اثر نامه رزم نیست؛ زیرا در آن هیچ جنگی را نمی‌توان یافت که ایرانیان برای آغاز نبرد و به خواست خود وارد آن شده باشند.
به گزارش ایبنا این شاهنامه‌پژوه توضیح داد که در روایت‌های فردوسی، ایرانیان زمانی به میدان نبرد می‌روند که دشمن به سرزمینشان یورش برده باشد. از نظر او، دلاوری ایرانیان در شاهنامه نه از جنگ‌طلبی، بلکه از ضرورت دفاع از سرزمین و ایستادگی در برابر مهاجمان سرچشمه می‌گیرد.
کزازی ایران را سرزمینی برخوردار از نعمت‌های طبیعی و فرهنگی دانست که همین ویژگی‌ها در طول تاریخ، طمع دیگران را برانگیخته است. او با اشاره به سخن زرتشت درباره ایران به‌عنوان بهترین سرزمینی که مزدا آفریده است، تأکید کرد که پاسداری از این سرزمین در برابر مهاجمان، وظیفه‌ای بنیادین برای ایرانیان به شمار می‌رود.
وی در ادامه، کوروش بزرگ و شکل‌گیری شاهنشاهی هخامنشی را نمونه‌ای برای بررسی شیوه گسترش قدرت در تاریخ ایران دانست و به پیوستن بابل به قلمرو هخامنشیان اشاره کرد. به گفته کزازی، در این مورد، بابلیان خود راه را برای سپاه ایران گشودند؛ زیرا تصور می‌کردند پیوستن به این مجموعه می‌تواند به آبادانی بیشتر سرزمینشان بینجامد.
او با اشاره به رفتار ایرانیان با مردمان سرزمین‌های پیوسته به شاهنشاهی گفت که آنان الزاماً درصدد جدا کردن مردم از هویت خود یا تحمیل آیین ایرانی به آنان نبودند و مردم در انتخاب باورهایشان آزادی داشتند. کزازی در پایان بر اهمیت بازخوانی شاهنامه و توجه به مفاهیم بنیادین آن تأکید کرد.
کوه در شاهنامه؛ جایگاه پرورش پهلوانان
مصطفی سلطانی‌نژاد، پژوهشگر ادبیات و شاهنامه‌پژوه نیز در بخش دیگری از این نشست به جایگاه اسطوره‌ای کوه در شاهنامه پرداخت و گفت: کوه در جهان‌بینی اساطیری ایرانیان تنها پدیده‌ای طبیعی نیست، بلکه جایگاهی رازآلود و مینوی دارد که با پرورش پهلوانان، دریافت فره ایزدی و رخدادهای سرنوشت‌ساز حماسی پیوند خورده است.
او با اشاره به پژوهش دانشگاهی خود درباره «کوه در شاهنامه از دیدگاه اسطوره‌ای، حماسی و آیینی» توضیح داد که فردوسی با شناخت عمیق از سرچشمه‌های اسطوره‌ای و فرهنگی ایران، تصویری ویژه از کوه و طبیعت ارائه کرده است.
سلطانی‌نژاد، البرز را یکی از نمونه‌های مهم این جایگاه اسطوره‌ای دانست و به داستان زال اشاره کرد؛ پهلوانی که سام او را به سبب سپیدی مویش در کوه رها می‌کند، اما سیمرغ او را می‌یابد و پرورش می‌دهد. زال بعدها پدر رستم می‌شود و نقشی بنیادین در سرنوشت ایران ایفا می‌کند.
از اسطوره کوه تا مسئولیت حفاظت از طبیعت
سلطانی‌نژاد در ادامه، به ضرورت حفاظت از کوهستان‌ها و منابع طبیعی پرداخت و نسبت به حاکم شدن نگاه مصرفی به کوه‌ها و معادن و بهره‌برداری اقتصادی هشدار داد. او تأکید کرد که کوه‌ها بخشی از میراث طبیعی و فرهنگی ایران هستند و حفاظت از آنها برای آینده کشور ضرورت دارد.
این پژوهشگر با اشاره به فرونشست زمین، فرسایش خاک و کاهش ذخایر آب زیرزمینی، این مشکلات را از چالش‌های جدی زیست‌محیطی ایران دانست و گفت وضعیت کنونی با جایگاهی که طبیعت در فرهنگ و تمدن ایرانی داشته، تناسب ندارد.
وی افزود: همان‌گونه که ایرانیان در طول تاریخ برای پاسداری از سرزمین خود کوشیده‌اند، امروز نیز باید حفاظت از طبیعت و منابع حیاتی را جدی بگیرند. به اعتقاد او، نشست‌های فرهنگی و پژوهشی درباره اسطوره‌ها و میراث ادبی ایران می‌توانند به افزایش شناخت عمومی از ارزش طبیعت و تقویت مسئولیت‌پذیری در قبال محیط زیست کمک کنند.
شاهنامه؛ کتاب پرسش‌های دشوار
عبدالحمید ضیایی، استاد فلسفه غرب و عرفان شرق، نیز در این نشست با تأکید بر جایگاه انسان‌گرایانه حکمت خراسان گفت شفقت، ویژگی شاخص شاعران، ادیبان و حکیمان این سرزمین است. او شاهنامه فردوسی را فراتر از یک اثر حماسی، کتابی سرشار از پرسش‌های فلسفی و اخلاقی درباره انسان، زندگی و سرنوشت او دانست.
ضیایی با اشاره به چهره‌هایی چون فردوسی، ابوالحسن خرقانی، بایزید بسطامی و ابوسعید ابوالخیر، شفقت به انسان را از ارزش‌های بنیادین سنت فکری خراسان برشمرد. او با یادآوری حکایت مشهور منسوب به ابوالحسن خرقانی درباره پذیرایی از هرکس، فارغ از باور و ایمان او، گفت توجه به انسان رنج‌کشیده و نیازهای زمینی‌اش از ویژگی‌های مهم این سنت فکری است.
این استاد فلسفه با تأکید بر ضرورت خوانش معاصر آثار کلاسیک اظهار کرد که نباید هدف از پرداختن به شاهنامه صرفاً تجلیل از گذشته یا تبدیل آن به اثری دست‌نیافتنی باشد. به گفته او، شاهنامه باید چراغ راه زندگی امروز باشد و بتوان از اندیشه‌های آن برای گشودن گره‌های عملی و نظری جامعه معاصر بهره گرفت.
ضیایی شاهنامه را «خردنامه» خواند و توضیح داد که خرد در سراسر این اثر جایگاهی بنیادی دارد، اما فردوسی در عین تأکید بر ارزش خرد، محدودیت‌های شناخت انسان را نیز به رسمیت می‌شناسد. از این منظر، شاهنامه به خواننده می‌آموزد که میان موضوعات قابل شناخت، مسائلی که نیازمند موضع‌گیری‌اند و رازهایی که ممکن است از توان شناخت قطعی انسان بیرون باشند، تفاوت بگذارد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی