ارمغان زمانفشمی
هفته گذشته، علی نصیری، سخنگو و عضو شورای شهر تهران در جشنواره فرهنگی هنری بحران گفت: امروزه جای نقد با زبان طنز در کشور ما خالی است، در گذشته طنز گل آقا وجود داشت تا اقدامات ما مسئولان را با طنز نشان دهد، امیدواریم این اتفاق بار دیگر رخ دهد.
این سخن از آن منظر اهمیت دارد که دستکم دو دهه وجود و حضور دهها طنزپرداز را در مطبوعات کشور نادیده گرفته است!
هفتهنامه گلآقا ۲۴ سال پیش به کار خود پایان داد و ششسال بعد، سایر فعالیتهای مؤسسه گلآقا نیز تقریبا متوقف شد، اما در تمامی این سالها طنزپردازان جوان دیگری ظهور کردند که در کنار بازماندگان نسلهای پیشین و پیشکسوتان این حوزه قرار گرفتند و چراغ طنز را در کشور روشن نگه داشتند، ازجمله در صفحات طنز مجلاتی مثل «چلچراغ»، «جوانان امروز» و «اطلاعات هفتگی»، ستونهای طنز روزانه در روزنامهها، ضمیمه طنز «بیقانون» در روزنامه قانون، صفحه طنز «شهرونگ» در روزنامه شهروند، مجلات طنز سراسری و محلی مانند «خطخطی»، «سهنقطه»، «پلخمون»، «گاهگول» و در چند سال اخیر، بلاگرهای محبوبی که در پلتفرمهای جدید با زبان طنز کار کردند.
برخی از این کارها بسیار دیده شدند و موفق از کار درآمدند، اما سرنوشت آنها و طنزپردازانشان چه شد؟ آیا با طنزنویسان برخورد قضایی نداشتیم و آنها را به دادگاه مطبوعات فرا نخواندیم؟ آیا روزنامهها را به خاطر بخش طنزشان توقیف نکردیم و پای بلاگرها را به دادسراها نکشیدیم؟
تا وقتی به این نتیجه نرسیم که طنز، قصد جراحی دارد و نه زخم زدن، وضعیت تغییری نخواهد کرد. طنزنویس، از دلسوزترین هنرمندان جامعه است. او در اوج تلخی و سیاهی، سعی میکند با زبان خوش و شیرین به جنگ آسیبهای اجتماعی برود و این کار را انجام میدهد، چون هنوز باور به اصلاح و بهبود دارد و از همین روست که گاه برخی با بیانصافی او را «سوپاپ اطمینان حاکمیت» مینامند!
اگر واقعا دلمان میخواهد زبان نقادانه طنزنویسان به یاری مسئولان کشور بیاید و در حل مشکلات مردم، نقشی داشته باشد، باید بساط بگیروببند آنها را جمع کنیم، به نقدشان اعتماد داشته باشیم و نهتنها اجازه بدهیم آزادانه فعالیت کنند، که در این مسیر یاریگرشان باشیم و موانع پیش رویشان را از میان برداریم.
شما چه نظری دارید؟