به گزارش اطلاعات آنلاین، خاچیکیان سال ۱۳۰۲ در تبریز متولد شد. پدرش از بازماندگان نسلکشی ارمنیان در تبریز به تجارت قالی مشغول بود اما دستی هم بر آتش فرهنگ و هنر داشت؛ به نحوی که ساموئل از کودکی به لطف کتابخانه بزرگ پدر و علاقه خانوادگی به هنر، با شعر، تئاتر و موسیقی آشنا شد. او در سنین نوجوانی در تبریز روی صحنه تئاتر رفت و پس از رخدادهای دهه بیست و مهاجرت خانواده به تهران، فعالیتهای هنریاش را پی گرفت و به یکی از پیشگامان نامآور سینمای ایران تبدیل شد.
خاچیکیان در طول نزدیک به پنج دهه فعالیت پرکار، ۴۶ فیلم بلند سینمایی ساخت و سهم بزرگی در معرفی چهرههای سرشناس به سینمای ایران داشت؛ از آرمان، ویگن و ناصر ملکمطیعی گرفته تا بهروز وثوقی، پوری بنایی و جمشید هاشمپور. او از نخستین فیلمسازانی بود که با دکوپاژ سر صحنه میرفت، نورپردازی جنایی و ریتم را وارد سینمای ایران کرد و برای نخستین بار در تاریخ سینمای کشورمان، برای فیلم «دختری از شیراز» آنونس ساخت. فیلم پرفروش «عقابها» در سال ۱۳۶۳ نیز از ماندگارترین آثار کارنامه او و یکی از موفقترین فیلمهای تاریخ سینمای دفاع مقدس به شمار میرود.
از نگاه دیگران
هوشنگ گلمکانی، فیلمساز و منتقد درباره این کارگردان بزرگ گفته است: «خاچیکیان اولین فیلمساز تاریخساز سینمای ایران است؛ البته افرادی مانند مرحوم کوشان نیز به نحوی پایهگذار بودند، حتی بیشتر از آن سپنتا، ولی آنها کسانی بودند که بهصورت دورهای کارهایی انجام دادند و سپس رها کردند؛ اما خاچیکیان در واقع چیزهایی بهعنوان فرم سینمایی را در آن دوره جدی کرد. کاری که خاچیکیان کرد کار خیلی بزرگی بود بهخصوص در دورانی که در سینمای ایران همه چیز به تعبیری در مرحله جنینی بود. سبک سینمای خاچیکیان از سینمای اکسپرسیونیستی آلمان آمد و بعد وارد فیلم نوآر شد و بعد تبلورش در فیلمهای هیچکاک دیده شد و عموم مردم بیشتر این قسمت داستان را میشناختند به همین دلیل خاچیکیان نیز با همین عنوان معروف شد.»
او توضیح می دهد: «یکی از عناصر خیلی مهم برای خاچیکیان، ریتم در صحنههای اکشن بود. خاچیکیان ریتم تند را خیلی دوست داشت و کاری که از نظر فنی میکرد این بود که فیلمها را بهجای ۲۴ فریم در ثانیه بهصورت ۲۲ فریم در ثانیه فیلمبرداری میکرد و اگر به صحنههای اکشن فیلمهای خاچیکیان دقت کنید میبینید یک مقدار تندتر از حد معمول است و این ترفند ۲۲ فریم در ثانیه از ابتکارهای خاچیکیان بود. من پیش از انقلاب با او مصاحبهای انجام دادم و متوجه شدم که او همچنان اجارهنشین است و خیلی تعجب کردم که کارگردانی با اینهمه اهمیت و موفقیت و آن انبوه جمعیتی که جلوی سینماهای نمایشدهنده فیلمهایش صف میکشیدند همچنان اجارهنشین باشد. ساموئل خاچیکیان فردی بود که بهاصطلاح امروزی خودش را نمیفروخت؛ هرچند که آرمان سیاسی نداشت، اما بر اساس آن جنبه اخلاقی وجودش دوست نداشت برخلاف آنچه که به آن معتقد است عمل کند و این خصلت باعث شد که بهعنوان یکی از محبوبترین و مهمترین کارگردانان سینمای ایران از حداقلهای امکانات رفاهی کارگردانی در این سطح محروم باشد. شاید خاچیکیان بلد نبود از موفقیتهایش استفاده اقتصادی کند؛ او یک حالت معصومانهای داشت، گویی با کودکی روبرو هستید که کار جالبی انجام میدهد، اما شاید حتی خودش نیز اهمیت کاری که انجام میدهد را نمیداند.»
ادوین خاچیکیان (فرزند ساموئل خاچیکیان و کارگردان سینما) نیز درباره پدرش میگوید: «تعهد حرفهای و عشقی که پدرم به سینما داشت باعث شد که به سایر امتیازاتی که میتوانست از این حرفه به دست بیاورد که حق مسلمش هم بود توجهی نکند مگر در سالها و دهه پایانی عمرش که شاید در آن زمان بود که متوجه آن شد. بهعلاوه رفتارهای نادرستی هم با او میشد؛ بهعنوانمثال در فیلم نعره طوفان بخشهایی که فردین آواز میخواند به خاچیکیان تحمیل شد، اما او نپذیرفت و حتی خانهای که در قرارداد بهعنوان دستمزدش بود را برگرداند و از حقش گذشت! یا مافیای آن زمان سینما در زمان اکران فیلم قصه شب یلدا بهجای بلیتهای این فیلم، بلیتهای فیلم دیگری را پاره میکردند؛ یعنی سالن پر از جمعیت بود ولی آماری که داده میشد این بود که کسی برای دیدن فیلم نیامده و در نهایت سر یک هفته فیلم را پایین کشیدند. اما پدرم دوستانی را که در این حرفه با او مواجه بودند از صمیم قلب دوست داشت. عقابها را نیز برای برادران مزینانی که به قول خودش میگفت بچههای خودم هستند و خودم بزرگشان کردم ساخت؛ اما از آن فیلم هیچ عایدی نصیب خاچیکیان نشد به جز آن اقبال عمومی و اظهار لطفهایی که از سمت مردم انجام میشد. به نظر من بهعنوان پسرش، خاچیکیان تکستاره و تنها فیلمسازی بود که بنای این موج نو را ۱۵ و حتی ۲۰ سال پیشتر در سینمای ایران نهاد و تغییرات و تحولی در سینمای آن زمان ایجاد کرد که زمینهساز سینمای موج نو بود و او بهتنهایی مفهوم فیلمسازی و مفهوم کارگردانی را بنا نهاد.»