محتشم مؤمنی (سامان) - اراک: از آن زمانی که «آموزشوپرورش» به شکل نوین آن در ایران پای گرفت، جمع کثیری از دانشوران و فرزانگان این مرز و بوم اهورایی در عرصه فرهنگ به خدمت پرداختند و منشأ آثار نیک و برکات فراوان شدند، از جمله دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱۳۷۶-۱۲۸۷خورشیدی)؛ مدیری توانا و دانشوری دانا که به مدت ۳۳سال (۱۳۵۷-۱۳۲۴) مدیریت یکی از مهمترین واحدهای آموزشی کشور یعنی «دبیرستان البرز» تهران را بر عهده داشت.
این دبیرستان در ابتدا توسط آمریکاییها تأسیس و مدیریت میشد و سپس اداره آن به دکتر مجتهدی سپرده شد که به نیکوترین وجهی از عهده کار برآمد و هزاران جوان تحصیلکرده در رشتههای گوناگون علمی تربیت کرد که پس از فراغت از تحصیل و رسیدن به مدارج بالای علمی، خدمات فراوانی به ایران ارائه دادهاند.
اخیراً کتاب «خاطرات دکتر محمدعلی مجتهدی» را که حاصل چندین جلسه مصاحبه دکتر حبیب لاجوردی با ایشان در قالب «پروژه تاریخ شفاهی ایران» (مرکز مطالعات خاورمیانه، دانشگاه هاروارد) است، مطالعه کردم، بیشتر به کمالات، فضائل و تواناییهای مدیریتی آن بزرگمرد عرصه دانش و فرهنگ پی بردم. این کتاب بهراستی یک دوره کامل مدیریت آموزشی در قالب خاطرات با مصادیق عینی و ملموس است و جای آن دارد که دو وزارتخانه آموزشوپرورش و علوم، آن را بهعنوان یک الگوی مدیریتی در اختیار تمامی مدیران مدارس و سایر مراکز علمی-فرهنگی قرار دهند. با مطالعه این کتاب درمییابیم که برخی از عوامل موفقیت دکتر مجتهدی در مدیریت ۳۳سالهاش در دبیرستان البرز از این قرار است:
ـ استقلال رأی و شخصیت و عدم دلبستگی و وابستگی به منصب و مقام
ـ احاطه کامل به مجموعه تحت مدیریت و رسیدگی پیوسته به آن
ـ وطندوستی و عشق و علاقه وافر به ایران
ـ ایثار و ازخودگذشتگی در مسائل گوناگون مادی و معنوی
ـ مقابله با هرگونه رفتار، گفتار و پیشنهاد غیرقانونی و غیرمنطقی بدون توجه به مقام و موقعیت افراد
ـ احساس مسئولیت در حدّ وسواس
ـ احاطه به وضعیت دانشآموزان از نظر روحی، روانی، اقتصادی و خانوادگی و تلاش برای حل مشکلات و معضلات آنها
ـ پشتیبانی و حمایت همهجانبه از مجموعه تحت امر و دانشآموزان در برابر دستورات نهادهای بالادستی و غیرفرهنگی
ـ ایستادگی در برابر تقاضاهای خارج از ضوابط دیگران بهویژه مقامات حکومتی وقت
ـ تلاش شبانهروزی و بدون وقفه در راستای ارتقاء کمیت و کیفیت واحد آموزشی
ـ خدمت بدون هرگونه چشمداشت مادی یا معنوی
ـ شجاعت در ابراز نظر و عقیده و عمل
ـ حرکت درچارچوب ضوابط و پرهیز کامل از هرنوع سفارشپذیری
ـ اداره مجموعه ی تحت مدیریت خود بدون اتکا به منابع دولتی
ـ پرهیز از تبعیض میان دانشآموزان و نادیده انگاشتن موقعیت شغلی والدین آنها
ـ مشارکت دادن اولیای دانشآموزان در اداره دبیرستان و بهرهگیری از توانایی و تخصص آنها بهصورت داوطلبانه
ـ ترجیح دادن منافع ملی برمنافع شخصی
ـ مشورت با متخصصان و اهل فن در کارها
ـ حمایت از دانشآموزان بیبضاعت و اختصاص ده درصد از ظرفیت آموزشگاه به آنان همراه با حفظ کرامت انسانی آنها
ـ در اولویت قراردادن همکاران در بهرهمندی از امتیازات و منافع شغلی و چشم پوشی از منافع شخصی
بهواسطه همین خصائص انسانی و مدیریتی بود که دانشآموزان دبیرستان البرز همچون پروانه، گرد شمع وجود دکتر مجتهدی میگشتند و آنگاه که باخبر شدند وزارت فرهنگ تصمیم دارد ایشان را بهعنوان سرپرست دانشجویان ایرانی در اروپا منصوب کند، از رفتن به کلاس خودداری کرده و دست به اعتصاب و اعتراض زدند و وزیر فرهنگ را وادار به عقبنشینی و عذرخواهی کردند.
دکتر مجتهدی در کنار مدیریت دبیرستان البرز، همزمان در تأسیس و مدیریت دانشگاههای صنعتی شریف، ملی ایران، عالی، شیراز و پلیتکنیک نیز کارنامهای درخشان داشتهاست. دکتر حسن صدر حاج سیدجوادی، سردبیر اسبق روزنامه اطلاعات نیز در کتاب «خاطرهها و رویدادها»، درباره احساس مسئولیت بالای دکتر مجتهدی در مدیریت دبیرستان البرز میگوید: «در اواسط یکی از سالهای تحصیلی، دکتر مجتهدی به من تلفن کرد و گفت: از شما خواهشی داشتم که امیدوارم حتماً بپذیرید. دبیر ادبیات ما در سالهای پنجم و ششم، به ریاست دبیرستان دارالفنون منصوب شده و کار تدریس در البرز را رها کرده. کار او بر خلاف تمامی موازین اخلاقی است. من بسیار متأثر و ناراحتم. همکاران و فرهنگیان آشنا با من، شما را بهعنوان یک جانشین مناسب معرفی کردهاند. البته من شما و خانوادهتان را میشناسم ولی این شناسایی، ارتباطی با تسلط در کار تدریس ندارد. حقالتدریس ما به دبیران، حدود دو برابر دبیرستانهای دیگر است. خواهش میکنم دو روز از بعدازظهر خودتان را به ما بدهید.
در پاسخ به دکتر مجتهدی، از حسن نظر او تشکر کردم و گفتم: آقای دکتر! برای من همکاری با شما و تدریس در کالج البرز موجب افتخار است؛ ولی دو روز تدریس در دبیرستان نوربخش و یک روز در فیروزبهرام، برای من فرصتی نمی گذارد. من از ابتدای سال تحصیلی آینده در اختیار جنابعالی خواهم بود. دکتر مجتهدی بسیار ناراحت شد. جای اصرار هم نبود. زیرا یقین داشت آنچه من به او گفتم جز بیان واقعیت چیز دیگری نیست. حتی از او خواستم که اگر لازم بداند، استادان و دبیران صاحبصلاحیت را پس از کسب اجازه به وی معرفی کنم. ولی او پاسخی نداد. منواقعاً از صمیم قلب متأسف بودم که نتوانستم به خواست ابرمرد آموزشوپرورش پاسخ مثبت بدهم. ولی چارهای نبود. بعد از ظهر همان روز وقتی وارد دبیرستان نوربخش شدم، دربان مدرسه به من گفت:خانم کیا، رئیس مدرسه در دفترشان منتظر شما هستند. به دفتر رئیس مدرسه رفتم. با کمال تعجب دکتر مجتهدی را دیدم؛ در حالی که لبخندی بر لب داشت، با لهجه مخصوص خودش و لحنی شوخی و جدی گفت: گرچه شما حاضر نشدید دوری خانم کیا را تحمل کنید، ولی من آمدهام فقط دو روز در هفته شما را از ایشان قرض بگیرم. خانمکیا با حجب و حیای خاص خودشان گفت: من که نمیتوانم تقاضای دکتر مجتهدی را رد کنم. ایشان به گردن همه ما حق دارند. حال خود دانید و ایشان! بالاخره دکتر مجتهدی موفق شد. دو رئیس مدرسه با جابهجایی ساعتهای ورزش و ساعتهای حضور در لابراتوارهای فیزیک و شیمی، راه حل نسبتاً مناسبی پیدا کردند.
دکتر مجتهدی یک استثنا بود. او در تعلیم و تربیت صدها بلکه هزاران جوان لایق و شایسته، نقش اصلی و اساسی را ایفا کرد. نام نامیاش همواره در تاریخ آموزشوپرورش نوین ایران جاودانه میدرخشد.» (۱)
به هر روی دکتر محمدعلی مجتهدی را باید یکی از نوابغ عرصه مدیریت بهویژه مدیریت آموزشی دانست که بیش از سه دهه یکی از مهمترین واحدهای آموزشی کشور را چنان اداره کرد که به تعبیر دکتر حاج سیدجوادی، «ابرمرد آموزشوپرورش» بود.
روانش در مینو، شادمان باد
شما چه نظری دارید؟