روح‌الله مهرپارسا- تهران:  اینجانب از فروردین ۱۳۴۰ خواننده روزنامه محبوبم «اطلاعات» شدم و تا امروز که ۶۵ سال از آن مبدأ می‌گذرد، همچنان با این محبوب معنوی، زندگی می‌کنم و از ایامی که گذشته، سه خاطره زیر را شایسته یادکرد می‌دانم:
(۱)
در فروردین ماه سال ۱۳۳۹ که شرعاً به مرحله تکلیف رسیدم می‌بایست برای انجام فروعات، مُقلد یکی از مراجع عظام تقلید می‌شدم. مرجعیت شیعه در آن سال‌ها با آیت‌الله العظمی حاج سیدحسین بروجردی بود که مرجع واحد در سطح شیعه جهان محسوب می‌شد و هیچکدام از علمای بزرگ حوزه علمیه قم با توجه به حضور ایشان، رساله‌ای عرضه نکردند.
در ایران نیز افراد زیادی مقلد آیت‌الله بروجردی بودند. بالطبع من هم از ایشان تقلید کردم. یکسال بعد دهم فروردین سال ۱۳۴۰ این عالم ربانی از دنیا رفت. چون منزل پدری در محله‌ای بود که دکه مطبوعاتی نداشت، بنابر کنجکاوی عالم نوجوانی، با دوچرخه‌ فورا به میدان شوش رفتم و برای اولین‌بار،  برای آگاهی بیشتر از درگذشت مرجع تقلیدم یک نسخه روزنامه اطلاعات خریدم. در حقیقت ارتباط من با روزنامه محبوبم از فروردین ۱۳۴۰ آغاز شد و تیترهای یک روزنامه در آن روز تاریخی دهم فروردین ۱۳۴۰ از این قرار بود:
«رحلت پیشوای بزرگ شیعیان جهان»، به‌محض انتشار خبر رحلت آیت‌الله بروجردی، بازار تهران به‌مدت سه روز تعطیل شد، انعکاس خبر رحلت آیت‌الله در شهرستان‌ها و عراق، حضرت آیت‌الله نجفی مرعشی از شدت تأثر بیهوش شد، در آبادان سوت ممتد پالایشگاه نفت و ناقوس کلیسای ارامنه به صدا درآمد.
همان سال من به اتفاق محمد بخارایی در کلاس نهم دبیرستان فرخی واقع در باغ فردوس، خیابان مولوی درس می‌خواندم. در مدرسه نیز با همکاری محمد بخارایی یک روزنامه دیواری به نام «طلوع دانش» درست کردیم که هر ماه زینت‌بخش دیوار سالن ورودی دبیرستان فرخی بود. 
سه سال بعد، در اول بهمن سال ۱۳۴۳، اطلاعات با تیترهای آتشین، عصر روز پنجشنبه در سطح شهر پخش شد: نخست وزیر تیر خورد: در جلو مجلس دو گلوله به گردن و شکم نخست‌وزیر اصابت کرد. ضارب به نام محمد بخارایی دستگیر شد و نخست‌وزیر به بیمارستان منتقل گردید.
اعلامیه دولت درباره سوء‌قصد به نخست‌وزیر که در ساعت ۱۱ و چهل‌وپنج دقیقه صادر شد: ساعت ۱۰ صبح امروز در موقعی که جناب آقای منصور، نخست‌وزیر در مقابل در ورودی مجلس شورای ملی از اتومبیل پیاده می‌شدند، مورد سوءقصد جوانی که طبق اوراق محتوی جیب او «محمد بخارایی» نام دارد، قرار گرفتند. ضارب بلافاصله، دستگیر و آقای نخست‌وزیر به بیمارستان پارس انتقال داده شدند.طبق اظهارنظر پزشکان معالج، حال آقای نخست‌وزیر رضایت‌بخش است و اعلامیه‌های پزشکی متعاقباً صادر خواهد شد.»
(۲)
نوروز سال ۱۳۵۵ به اتفاق خانواده به خوزستان سفر کردیم. یگانه دخترم به دل‌درد شدیدی دچار شد. بلافاصله او را به بیمارستان آرین آبادان بردیم. پزشک بیمارستان آرین، هندی بود و برای دل‌درد دخترم یک نوع قرص مسکن تجویز کرد که تأثیر مثبتی نداشت و دل‌درد بچه همچنان شدیدتر می‌شد. 
دخترم را به بیمارستان شیروخورشید خرمشهر بردیم. در آنجا توسط یک پزشک ایرانی ویزیت شد و سریعاً پیشنهاد آزمایش خون داد. با تشخیص مشکل آپاندیس، بچه راهی اتاق جراحی شد. بعد از پایان موفقیت‌آمیز عمل، پزشک جراح به من گفت که اگر تا یک ساعت دیگر دخترت عمل نمی‌شد، از دست می‌رفت. دخترم ۴۸ ساعت در بیمارستان، بستری و بعد از رفع مشکل مرخص شد.
به تهران که آمدم، برای قدردانی از اقدام بموقع تیم پزشکی بیمارستان شیروخورشید خرمشهر، نامه‌ای با عنوان «پزشک حاذق ایرانی دخترم را از مرگ حتمی نجات داد» به صفحه «اطلاعات برای همه» فرستادم. این صفحه یک ستون به‌نام «نامه برگزیده» داشت. نامه ارسالی در این ستون چاپ شد و  باعث دلگرمی بسیار کادر بیمارستان مزبور شد؛ تا جایی که پاسخی سراسر محبت و سپاس برای این صفحه فرستادند و انعکاس آن  میان فامیل و دوستان، مرا سرفراز کرد.
(۳)
آقای نوری مدیر سازمان شهرستان‌های اطلاعات در دهه ۴۰، بود. ایشان با یک حرکت ابتکاری، تهران را به ۱۰ منطقه در ۶۰ سال پیش تقسیم و در هر منطقه، یک شعبه روزنامه اطلاعات مستقر کرد. شعبه اطلاعات جنوب شهر در خیابان مولوی، نزدیک میدان محمدیه (اعدام) افتتاح شد. 
مسئول آن آقای رحیم‌آبادی بود. برای عرض خیرمقدم و اعلام همکاری نزد ایشان رفتم و گزارش های متعددی نیز از منطقه برایشان تهیه کردم. متأسفانه ۱۴ ماه بعد به‌دلیل بالا بودن هزینه کرایه ساختمان شعب با استخدام یک کارمند و یک خدماتی برای هر شعبه، از این حرکت آقای نوری حمایت نشد و بی‌سروصدا شعبات تعطیل شدند.
اکنون درست ۶۵ سال است که خواننده روزنامه اطلاعات هستم و هر از گاهی یادداشتی به روزنامه محبوبم ارسال می‌کنم که مورد پذیرش قرار می‌گیرد و اطلاعات را نیز مصداق این شعر اقبال لاهوری می‌دانم:
عمرها در کعبه و بتخانه می‌نالد حیات 
تا ز بزم عشق یک دانای راز آید برون 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی