رسول کربکندی دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال وتیم ذوبآهن، نزد اهالی فوتبال چهره ای آشنا است. وی چند سالی است که در فوتبال فعال نیست. همین موضوع بهانهای شد تا سراغ وی برویم و علت را جویا شویم.
****
مدتی است که در محافل فوتبال کمتر دیده میشوید. دلیل این فاصله و دوری از فوتبال چیست؟
یاد گرفته ام که برای در اختیار گرفتن هر مسئولیتی باید شایستگی آن را داشته باشم. ضمن اینکه اعتقادی به داشتن مدیر برنامه ندارم. خلاصه اینکه بنده تلاش تبلیغاتی کاذب ندارم. چیزی که متاسفانه در حال حاضر در فوتبال زیاد دیده میشود.
منظورتان از نداشتن تبلیغات چیست؟
شما به چرخش مربیان در لیگ برتر نگاه کنید. انگار یک عده مربی دور یک میز نشسته اند و هر ۶ماه یکبار فقط جابجا می شوند. فلان مربی که به دلیل عملکرد ضعیف برکنارشده چگونه وبر چه اساسی سه هفته بعد سر از تیم دیگری در می آورد؟ این نشان میدهد که دلالها تصمیم گیرندگان اصلی در فوتبال هستند. در آمد دلالها از در آمد کل فوتبال ایران بالاتر است، چون اختیار کامل فوتبال در دست آنها است. در این اوضاع و احوال چطور انتظار دارید من که می خواهم بدون زد و بند در فوتبال باشم در این چرخه جایی داشته باشم؟
روزگاری اصفهان به مهد مربیان فوتبال شهرت داشت و مربیان بزرگی از فوتبال اصفهان سر در آوردند، اما اکنون چنین نیست و حتی برای تیمهای اصفهانی مربی غیر بومی استخدام میکنند. چرا؟
همچنان اعتقاد دارم که اصفهان هم اکنون مهد مربیان فوتبال است اما باشگاهها انگیزه استفاده از مربیان بومی را ندارند زیرا باشگاههای اصفهانی غریب پرست هستند.
به همین دلیل است که شما در مربیگری، در شهر خودتان فعال نیستید؟
همانطور که گفتم بنده به دلال وصل نیستم، ضمن اینکه میگویند زبان تندی دارم. البته خودم این را قبول ندارم. من فقط اعتقاد دارم هر کس در جای خودش باید باشد. بازیکن باید در اختیار تیم باشد. مدیر عامل هم باید کارش اداره باشگاه باشد. اگر من مربی تیمی باشم اجازه نخواهم داد کسی خارج از مسئولیت خود گام بردارد. زبانم تند نیست، بلکه اعتقاد به اصول دارم که باب میل مدیران باشگاهها نیست.
چرا در فوتبال ما، مدیر عاملان باشگاهها در فاصله زمانی کوتاه جابجا می شوند؟
زیرا فوتبال ما در اصل آماتور است. باشگاهایی چون پرسپولیس، استقلال، سپاهان، ذوب آهن، فولاد، آلومینیوم، فجر، گل گهر، نفت آبادان، مس شهر بابک و پیکان بودجه شان از کجا تامین میشود؟ همه آنها به ارگان و نهاد وشرکتی که به دولت وابسته است ختم میشوند. طبیعی است که مدیر عامل باشگاه که منصوب یک ارگان دولتی است باید باب میل بالا دستیاش عمل کند و اگر ضعیف عمل کند و یا از دستورات سر پیچی کند تعویض میشود.
مدیر عامل هم برای بقا به سرمربی تیم فشار میآورد که کدام بازیکن سفارشی وارد تیم شود و کدام بازیکن هر چند مستعد از ترکیب خارج شود. چون تیم با هماهنگی دلالی که با بالادستی ارتباط دارد بسته شده است. اینگونه مسائل فقط در فوتبال آماتور وجود دارد که همه چیز سلیقهای است. اینگونه تصمیمات سلیقهای حتی در فدراسیون فوتبال هم وجود دارد و انتخاب مربیان تیم ملی هم دستوری است. طبیعی است که مربی تیم ملی هم در انتخاب بازیکنان طبق سفارش عمل خواهد کرد که هم در جام جهانی دیدیم و هم در جام ملتهای آسیا خواهیم دید. به همین دلیل است که در تیم ملی جسارت استفاده از بازیکنان جوان وتحول در تیم ملی هنوز وجود ندارد وبعید می دانم که محقق شود.
به انتخاب سلیقهای بازیکنان تیم ملی اشاره کردید. کدام بازیکنان سلیقهای به تیم ملی دعوت شدند؟
در همین فوتبال نیم بندی که داریم هنوز جوانانی حضور دارند که میتوانند در تیم ملی باشند ولی چشمها به روی جوانان بسته شد و رفتیم سراغ بازیکن پا به سن گذاشته یا دو رگه و نتیجه این شد که نه آن بازیکنان جوان به تیم ملی راه یافتند ونه بازیکن پا به سن گذاشته و یا دو رگه به تیم ملی کمک کردند.
خلاصه اینکه حرفه ای نیستیم ولی پول حرفه ای هزینه می کنیم، جوان خوب داریم اما انتخاب پیر مردها در اولویت است. با این شرایط پیشبینی بنده برای جام ملتها کسب یک نا کامی است.
شما چه نظری دارید؟