دکتر قاسم صافی گلپایگانی
هنگام سپیدهدم، خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحهگری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بیخبری
جای بسی تأسف و اندوه است که پژوهشگر سرشناس جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک ایران و استاد برجسته علوم سیاسی و روابط بینالملل و سخندان دلسوز و پرجنبوجوش وطندوست و مسلط به زبان و فرهنگ ایران و زبانهایی دیگر و شخصیت کمنظیر و آگاه در سیاستهای مرزی و مرزهای بینالمللی ایران، چشم از جهان فرو بندد و خرقه خاکی تهی کند و به نیاکان نامدار پرافتخارش بپیوندد؛ اگرچه مرگ، یک فرجام محتوم برای همگان و مجموعه آفرینش است، اما رفتن اندیشمندان فکور و دغدغهدار و دردمند ایران برای مردم، حرمان و اندوه دارد.
پیروز مجتهدزاده از علاقهمندان قدرتمند ایران و از سرآمدان دانش و فرهنگ و سیاست شناخته میشد و تلاشهای مستمرش برای فهم پیوند میان جغرافیا، قدرت، حاکمیت ملی، نقشی ماندگار داشت و فقدانش خلأیی علمی در از دست رفتن چهرهای پیشرو در جغرافیا و تاریخ سرزمین ایران محسوب میشود.
این سخن از سر تعارف نیست که دکتر مجتهدزاده بیش از نیم قرن از عمر پربارش، در دانشگاهها، محافل و مجامع معتبر بینالمللی با بیان علمی و در عین حال آتشین و با سلاح قلم و زبان، از مرزهای اقتدار ایران، حراست میکرد و بهویژه در سالهای اخیر، متألم و متأثر از سرنوشت سرزمین مردم ایران بود که مبادا گزندی به آن برسد. او در این مسیر، با سخنرانیها، گفتوگوها، تألیفات و یادداشتها و قلمزنیهای کثیر و بیپروا، با نگرشی به گذشته و حال و آینده در مجامع بینالمللی حضور بارز مییافت و میراث قابل اعتمادی به جا میگذاشت.
او اخلاق باور بود و در اخلاق سیاست و اقتصاد و آموزش، اعتقادی به خردورزی داشت و معتقد بود در سیاست و حکمرانی باید بهترین روش را که اقتضای شأن انسان و محیط زیست اوست، برگزید و ارزشهای دینی و ساختارهای ایدئولوژی به شکلی که اعمال میشود کافی برای اداره جوامع نیست. او به فلسفه اخلاقِ فضیلت مآبانه ارسطو و خردورزی امثال فردوسی توجه داشت و میاندیشید که سیاستمدار در اعمال خود باید به پیامدها و عواقب امور و تصمیمات خود بیندیشد و در قبال اعمالش، احساس مسئولیت کند تا گرفتار شوک عمیق از نتیجه اعمال ناشی از غفلت خود نشود.
شاید بیراه نباشد گفته شود که روش ماندلا و گاندی را در سیاست میپسندید و در هر اندیشهای، به ماهیت امور توجه داشت تا بتواند تصویر درستی در امور و در شناخت انسانها و جوامع و تئوریهای سیاسی و اخلاقی و مذهبی به دست آورد و به این نتیجه برسد که موفقیت مدعیان زمامداری باید مبتنی بر پذیرش مردم باشد والّا مشروعیت مدعی، سلب میشود.آنچه از مکتوبات و گفتارهای مجتهدزاده برمیآید گویای آن است که وجدان معذّب و احساس همدردی و به دور از نفاق در حراست از سرزمین و مردم ایران داشته است و در نگاه او سیاست به مثابه یک رسالت حرفهای تلقی میشد که باید هماره مدّ نظر سیاستمداران باشد.
مدافع حقوق ایران
آنچه بیش از هر موضوع، نام پیروز مجتهدزاده را ماندگار کرد، تلاشهای خستگیناپذیرش برای بیداری و توانمندسازی مردم ایران در حراست از سرزمینشان بود و در میدان عمل، با سخنان استوار و قلمی پرقدرت در مقالات و تألیفاتش، از حقوق این سرزمین و جزایر مربوط به آن در سطح ملی و بینالمللی دفاع میکرد و گفتار و نوشتار او چنان عمیق بود که از هر فرصتی برای پیشبرد این آرمان خود استفاده میکرد و مخاطبان را به تفکر و حرکت فرا میخواند و چراغی فرا راهشان برمیافروخت.
به قول دوستان و مطالعهکنندگان آثار این دانشمند، میهندوستی مجتهدزاده را باید در مسیری یافت که در طول حیات علمی خود پیمود؛ اثر جاویدان او «پژوهش درباره مرزهای تاریخی ایران» دفاع مستند از حاکمیت سرزمین ایران و تعیین جایگاه راهبردی خلیجفارس و شناساندن اهمیت ژئوپلیتیکی ایران به جهان است.
آن دانشمند فقید آن چنان که در آثار و بیاناتش معروض داشته، جغرافیای سیاسی را صرفاً مطالعه نقشهها و خطوط مرزی نمیدانست، مسأله اصلی که بر آن تأکید داشت و میکوشید که حکمرانان، آن را درک کنند، شناخت قدرت، حفظ منابع انسانی، حفاظت منابع طبیعی و حراست از موقعیت کشوری بود که تاریخ و جغرافیایش، موضوعی فراتر از اختلافات سیاسی روزمره بود.
آثار و گفتمان مجتهدزاده که با حرارت زایدالوصفی از آن دفاع میکرد پیرامون جزایر ایرانی خلیجفارس، تنگه هرمز، و مرزهای بینالمللی و امنیت منطقهای است که توجه داده شود ایران را نه از دریچه تبلیغات سیاسی، بلکه با شناخت تاریخ و جغرافیا و واقعیتهای ژئوپلیتیکی بشناسند.
تحصیلات
تحصیلات نگارنده این سطور در دوره کارشناسی در دانشگاه تهران (۱۳۴۶ـ۱۳۵۰)، با روانشاد مجتهدزاده، همزمان بود. او در رشته جغرافیای انسانی و اقتصادی دانشگاه تهران و بنده در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل میکردیم. پس از آنکه با درجه ستوان دوم وظیفه، در نیروی زمینی ارتش ایران، خدمت سربازی را گذرانیدیم (۱۳۵۰ـ۱۳۵۲) او برای ادامه تحصیل به بریتانیا رفت و دوره کارشناسی ارشد را در زمینه جغرافیای سیاسی در دانشگاه منچستر، سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ ادامه داد و سپس دوره دکترا را در همین رشته در دانشگاه آکسفورد در سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۸ گذراند و در آنجا با ژانکوتمان آشنا شد؛ استادی که نظریههای «نقشهای نمادین» و «گردش» در ادبیات این رشته به نام اوست.
دکتر مجتهدزاده بعدها در سال ۱۳۶۹ به دوره دکترای تخصصی در جغرافیای سیاسی در دانشگاه لندن ورود یافت و در سال ۱۳۷۲، این درجه را دریافت کرد و سرانجام با مطالعات جامعی که به دست آورد و تألیفاتی که نگاشت پژوهشگر و اندیشمندی نامآور و استادی محقق و تمام عیار و عاشق و دلداده ایران زمین و آگاه به تاریخ و فرهنگ ایران، شناخته شد.او در رسانههای مختلف ورود داشت و همانطور که به دانشجویانش تعلیم میداد در رسانهها هم میکوشید در برابر تحریف واقعیتهای تاریخی، خاموش نماند. در رسانههای تصویری نیز حتیالمقدور، داد سخن در انحرافات جامعه، سر میداد و با هیجان و صراحت، سخن میگفت.
به سخن دیگر، او از رویدادهای سیاسی و اقتصادی ایران دور نبود و در سرنوشت مملکت ایران و حراست از مرزهای آن، حساسیت داشت و از بیکفایتی بعضی از کارگزاران، ایراد میگرفت و از زخمها و جفاهایی که به روایت خودش، بر او روا شده بود متألم بود و اظهارنظرهایی میکرد که واکنشهای منتقدان را هم به دنبال داشت.
دکتر مجتهدزاده، فردی پرکار، دلیر، آیندهنگر، عالم و اندیشمند و آزادهای میهندوست بود و دغدغه وطن و نواحی و جوانب آن را داشت و دریغا که با درگذشت او، بخشی از حافظه پژوهشی ایران درباره خلیجفارس و مرزها و ژئوپلیتیک منطقه از دست رفت هرچند آثار علمی او همچنان میتواند برای نسلهای حال و آینده پژوهشگران و علاقهمندان به سرنوشت ایران، منبع ارزشمند و سرچشمه شناخت و تأمل و تدبّر باشد.
در برخی از گفتار مستند دیگران درباره استاد مجتهدزاده آمده است که میهندوستی در زندگی علمی او، در پیوند میان دانش و مسئولیت ملی، معنا پیدا میکرد و برای او، شناخت موقعیت کشوری مطمح نظر بود که سرنوشت تاریخی، امنیت، تمامیت ارضی و منافع ملیاش با معادلات پیچیده منطقهای و جهانی گره خورده است و اهمیت کار مجتهدزاده در این بود که برای دفاع از منافع ایران، به پژوهش، استدلال و اسناد تاریخی متکی بود و میکوشید جایگاه ایران را در جغرافیای سیاسی جهان، تبیین کند.
آثار و تألیفات
تألیفات و آثار زنده یاد دکتر مجتهدزاده و گفتارها و گفتوگوهای او متأثر از خردورزی و اخلاق آرمانگرایانه در حوزه علوم اجتماعی و سیاست و مطالبات مردم در اجرای حاکمیت قانون مدنی و کیفیت زندگی و منافع راهبردی از سرزمین خویش است.بخش عمده فعالیت علمی او به مطالعه جغرافیای سیاسی ایران، مرزهای بینالمللی، موقعیت راهبردی تنگه هرمز و مسائل حاکمیتی خلیجفارس اختصاص دارد. به چند عنوان از آثار مکتوب وی اشاره میشود: شیخنشینهای خلیجفارس؛ امنیت سرزمین بندی در خلیجفارس؛ نام خلیجفارس در درازای تاریخ؛ جغرافیای سیاسی تنگه هرمز، جغرافیای سیاسی خلیجفارس؛ جزایر تنب و ابوموسی؛ سیاست مرزی و مرزهای بینالمللی ایران؛ ایران مرزدار و مرزهای خاوری ایران؛ بازیگران کوچک در بازی بزرگ؛ و آثاری به انگلیسی.
مجتهدزاده در آثار گرانبهایش، مورخ و ایرانشناس و پژوهشگر و استاد برجسته دانشگاهی جلوه میکند که میکوشیده به قول پژوهشگر معاصر سیدسعید میرمحمدی ـ البته قرین به این مضمون ـ «بخش بزرگی از عمر خود را در ایران و جهان، صرف پژوهش درباره تاریخ و جغرافیا و ژئوپلیتیک و مسائل سرزمینی ایران کند و با تألیفات و نگارش مقالات و شرکت در محافل علمی ملی و بینالمللی و ایراد سخنرانیها، نام ایران را در محافل دانشگاهی و پژوهشی جهان مطرح سازد و از میراث علمی، آنچه آموخته و کسب کرده است نتایجی برای نسلهای آینده باقی گذارد.»
دکتر پیروز مجتهدزاده در بهمن ماه ۱۳۲۴ در شهرستان نور زاده شد و در ۸۱ سالگی پس از یک دوره طولانی و سخت بیماری، روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ در لندن درگذشت.
یادش گرامی و راهش پررهرو و اندیشهاش الهامبخش باد.
شما چه نظری دارید؟