مرتضی جوهری

دستگیری واعترافات مأموران موساد در نروژ، ضربه سختی به زیرساختهای عملیاتی موساد در اروپا وارد کرد. پلیس نروژ موفق شد در بازجویی از مأموران دستگیر شده، اطلاعات بسیاری در مورد شیوه کار و محل های اختفای آنها در نروژ و سایر کشورهای اروپایی به دست آورد. همچنین آنها به بیشتر قتل های قبلی خود اعتراف کردند. مقامات امنیتی نروژ هم تمامی اعترافات و اطلاعات به‌دست آمده و ثبت شده در جریان این پرونده را با دیگر کشورهای اروپایی به اشتراک گذاشتند.
همین باعث شد که موساد تمامی مأموریت های خود را به طور موقت در اروپا لغو کند و شیوه های عملیاتی خود را تغییر دهد. گلدا مایر نخست وزیر وقت اسرائیل دستور توقف عملیات «خشم خدا» را صادر کرد اما در دوره نخست وزیری «مناخیم بگین» دوباره از سر گرفته شد. یکی از مواردی که در آن سال ها باعث خشم دولت های اروپایی شد این بود که با وجود تمامی مدارک و شواهد به‌دست آمده، مقامات اسرائیلی حاضر نبودند مسئولیت این ترور و دیگر قتل ها را برعهده بگیرند. به نوشته روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۳، اسرائیل اعلام کرده بود هیچ ارتباطی با افراد دستگیرشده در نروژ ندارد و افراد دستگیر شده و ترورهای انجام شده در اروپا هیچ ارتباطی با آنها ندارند و چیزی هم در مورد این جریانات نمی داند.
با این حال اسرائیلی ها پس از ۲۰ سال راضی شدند مبلغی را به عنوان خون بها به همسر و فرزند «احمد بیشوکی» پرداخت کنند اما هرگز از آنها عذرخواهی نکردند. نکته جالب اینجاست که دو قاتل اصلی از نروژ فرار کردند. این دو مأمور پس از به دام افتادن همکارانشان، توانستند موقعیت مناسبی برای نجات خود پیدا کنند. پنج نفر از مأموران دستگیر شده نیز به چند سال حبس محکوم شدند. موساد پس از مدتی دوباره به تعقیب و ترور «علی حسن سلامه» ادامه داد. چهار سال بعد، آنها متوجه شدند که سلامه در بیروت است. لبنان در آن زمان درگیر جنگ های داخلی به ویژه بین شبه نظامیان حامی سوریه و مسیحیان بود. «گاد شیمرون»، مأمور سابق موساد نوشته است: «وضعیت بغرنجی در بیروت حاکم بود و هر چند صد متر، یک ایست بازرسی گذاشته بودند. ما در این شرایط باید مأموریت خود را هر طور شده ادامه می دادیم و کار انجام نشده را باید انجام می دادیم. تمامی امکانات و ظرفیت های خود را به کار گرفتیم تا هر طور شده به سلامه نزدیک شویم و اعتماد او را جلب کنیم.»
در ژانویه ۱۹۷۹، موساد یک مأمور زن به نام «سیلویا رافائل» (Sylvia Rafael) که در شماره های قبلی به او اشاره شد، با نام جعلی «اریکا» و تحت پوشش مددکار حقوق بشر و حامی فلسطینی ها را به بیروت می فرستد. به این ترتیب او با نفوذ در اعضای ساف موفق شد تمامی فعالیت های روزانه سلامه را زیرنظر بگیرد و یک عادت رایج او را به عنوان نقطه ضعف در اختیار موساد قرار دهد و آن این بود که سلامه هر روز با یک خودرو از خانه به دفتر کارش می رفت. عادات رایج و فعالیت‌های مشخص و همیشگی، یک اشتباه بزرگ در مدیریت امنیت محسوب می شود. سرانجام موساد در ۲۲ ژانویه ۱۹۷۹ یک خودرو بمب گذاری شده در مسیر همیشگی سلامه قرار داد که به محض رسیدنش منفجر شد. سلامه به همراه چند عابر بی‌گناه کشته شد و رسوایی های دیگری برای موساد به دنبال داشت.
ادامه دارد...
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی