محمد صالح علا

خطاب به دهن بین‌ها! 

سلام به دهن‌بین‌های عزیزم! ما دهن‌بین‌ها که هیچ عقیده و اراده‌ای از خود نداریم. همه‌ دانش و اطلاعات ما حرف‌هایی است که از این و آن می‌شنویم. که ما دهن‌بین‌ها خودمان تشخیص دیدگاه نداریم. همیشه چشم‌مان به دهان دیگران است.
 عقاید ما را آنچه از این و آن می‌شنویم، تشکیل می‌دهد. خودمان فکر نمی‌کنیم، مطالعه‌ای نداریم. برای ما حقیقت آن است که می‌شنویم، حتی در غیاب گوینده‌اش. مثل باد نرم و سرگردانیم. مثل پارچه‌ای نازک و خیس از شکلی به شکل دیگری در می‌آییم و خود را به آنچه که شنیده‌ایم، نقش‌بندی می‌کنیم. یک شب در خانه‌ دوستی از دهان کسی یا کسانی مطلبی را می‌شنوم. مثلاً کسی می‌گوید روزهای سختی در پیش است، دیگر در دنیا بهار نخواهد شد. من حرف او را با چشم‌هایم می‌شنوم و فرداشب جای دیگری می‌گویم: من عقیده دارم در دنیا دیگر بهار نمی‌شود.
 یک نفر آنجا با من مخالفت می‌کند. می‌گوید چنین نیست تا وقتی که خورشید هست بهار هم خواهد بود. من بی‌استدلال با او مخالفت می‌کنم. اما پس فردا شب در محفل دیگری می‌گویم: دوستان، تا خورشید هست، بهار هم هست. آنجا کسی می‌گوید: شیطان به آن بدی که می‌گویند نیست. شب بعد جای دیگر می‌گویم: شیطان به آن بدی که می‌گویند نیست. که ما دهان‌بینان، اندیشه و داوری و اراده‌ای از خودمان نداریم. دانسته‌هامان شفاهی است. اسیر شایع‌ایم، زودباوریم، اهل فکر کردن و کنجکاوی و عمیق‌ شدن و فهم کردن پدیده‌ها نیستیم. 
به همین خاطر ما برای اشخاص جلب جذابیم. کسانی که ما را دوست دارند، مایل‌اند همه شبیه ما باشند؛ انسانی فاقد قضاوت  و اراده‌ شخصی. برای آنها خوبیم. برای همین ما را در عکس‌های دسته‌جمعی‌شان راه می‌دهند. آنها به ما یاد می‌دهند که با دهان‌مان چه بگوییم. ما هم هیجان‌زده می‌پذیریم. 
زیرا ما، من شخصی، من خصوصی، من خود نداریم. تشخیص و سلیقه‌ای نداریم. می‌گویند پفک نمکی بخورید، می‌خوریم. نخورید، نمی‌خوریم. این کتاب را بخوانید، می‌خوانیم. نخوانید، نمی‌خوانیم. او را دوست داشته باشید، دوست داریم. دوست نداشته باشید، نداریم. می‌گویند سخت نگیرید، این دنیا محل گذر است، می‌گوییم سخت نگیریم، دنیا محل گذر است. می‌گویند سخت بگیرید که این دنیا محل گذر نیست. می‌گوییم سخت بگیریم که دنیا محل گذر نیست. از تماشای غروب آفتاب هنگامی لذت می‌بریم که به ما گفته باشند تماشای غروب آفتاب با کسی که دوستش دارید لذت بخش است. 
پس ما دهن‌بین‌ها خودمان را بلد نیستیم. عقیده، اراده و انتخابی نداریم. چنان که من گاهی به خود می‌گویم: تو هم از صورت بگذر به معنی نفوذ کن....
 چون ماهی‌ات مباد ز نرمی فرو برند
 در کام خلق ارّه‌ پشت نهنگ باش
 گر پشت پا به عالم صورت نمی‌زنی
 تا حشر در شکنجه‌ این کفش تنگ باش!

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی