مرتضی جوهری
حذف یکی از مهره های اصلی «سپتامبر سیاه» شاید به نظر یک موفقیت برای موساد محسوب می شد اما عواقب و رسوایی هایی که بعد از آن به وجود آمد نشان می دهد چنین ترورهایی همیشه به ضرر خود صهیونیست ها تمام می شود.
موساد چندین سال تلاش کرد علی حسن سلامه را حذف کند. کشته شدن سلامه و چندین عابر پیاده، یک جنجال بزرگ علیه اسرائیل به راه انداخت. کشورهای اروپایی اگر تا آن زمان در انتساب قتل های گذشته به اسرائیلی ها تردید داشتند، با این اتفاق به اطمینان کامل رسیدند. پس از آن هر تروری در دنیا اتفاق می افتاد، انگشت اتهام به سمت موساد می رفت. ترور سلامه نشان می دهد این سازمان همیشه روی یک هدف تمرکز دارد و تا به آن هدف نرسد، کار دیگری را دنبال نمی کند مگر اینکه رؤسای آن عوض شوند یا سیاست مقامات اسرائیل تغییر کند. در میان اسرائیلی ها یک ضرب المثل وجود دارد: «اگر پس از ۴۰ سال انتقام گرفتی، معلومه که خیلی عجله داشتی.»
هدف اصلی موساد از ترور سلامه، قطع کامل ارتباط فلسطینی ها با ایالات متحده بود؛ چراکه اگر ارتباط آنها چند سال دیگر ادامه پیدا می کرد، سرنوشت اسرائیلی ها و فلسطینی ها به گونه دیگری رقم می خورد. موساد با ترورهایش قصد دارد یک پیام تهدیدآمیز آشکار برای دشمنان خود بفرستد اما بسیاری از کارشناسان این سازمان و دیگر نهادهای امنیتی اسرائیل به شدت با ترور و حذف رهبران جبهه دشمن مخالف هستند. «گاد شیمرون»، مأمور سابق موساد که در عملیات «خشم خدا» نقش داشت نوشته است: «حذف اهداف، یک کار اطلاعاتی نیست، بلکه یک کار مافیایی است. وقتی انجام می شود که چاره دیگری نداشته باشی و به این نتیجه رسیده باشی که با حذف یک فرد خاص، می توانی تغییری اساسی در بطن دشمنی که با آن در جنگ هستی ایجاد کنی.»
«دانی یاتوم» که در سال های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ رئیس موساد بود نیز نوشته است: «تمامی تلاش های لازم به کار گرفته می شود تا مخالفی نباشد. با این حال پیش میآید وقت هایی که کاری افتضاح، بسیار ناخوشایند و غیراخلاقی انجام می شود. چاره ای نیست؛ چراکه ما همیشه در جنگ هستیم و جنگ به ما تحمیل می کند که به هر وسیله ای متوسل شویم.»
«افرایم هالو» (رئیس موساد ۲۰۰۸-۱۹۹۸) هم نوشته است: «فکر نمی کنم بتوانیم میزان کارآمدبودن روش ترور را برآورد کنیم. به نظر من فقط در برخی موارد شاید این روش جواب داده است، اما نه در بیشتر موارد، زیرا با همه ترورهای انجام شده هنوز دشمنان ما از بین نرفته اند؛ شاید بدون حذف کردن، راه دیگری وجود داشته باشد.»
«رام بن باراک» (معاون موساد در ۲۰۱۱-۲۰۰۹) نیز نوشته است: «باید در استفاده از روش ترور بسیار محتاط بود. همیشه فردی برای جایگزین شدن وجود دارد. حتی اگر هدف در رأس یک کشور یا سازمان باشد. به عقیده من ترور روش خوبی نیست و توصیه نمی شود، زیرا ضررهایی که به بار می آورد از فایده اش بیشتر است.»
بسیاری از کارشناسان امنیتی اسرائیل با بن باراک همعقیده هستند و چیزی که امروز ما در غرب آسیا می بینیم، به خوبی نشان می دهد که سیاست ترور اسرائیل همیشه با شکست مواجه بوده است. هر رهبری حذف می شود رهبر دیگری جایش را می گیرد؛ حتی اگر ده ها بار این رهبران حذف شوند.
ادامه دارد...
شما چه نظری دارید؟