دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۶
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر وجیهه تیموری] عظمت کار بیهقی

از منظر تاریخ‌گرایی نوین، متن ادبی را نمی‌توان جدا از مناسبات قدرت و گفتمان‌های تاریخی زمانه‌اش فهمید.

«آن روز و آن شب تدبیر بر دار کردن حسنک در پیش گرفتند. و دو مرد،‌ نامه خلیفه آورده که حسنک قرمطی را بر دار باید کرد و به سنگ بباید کشت تا بار دیگر به‌رغم‌ خلفا هیچ‌کس خلعت مصری نپوشد در شهر... خلیفه شهر را فرمود داری زدن بر کران مصلّای بلخ‌، فرود شارستان‌. و خلق روی آنجا نهاده بودند... و حسنک را به پای دار آوردند، نعوذ باللّه من قضاء السّوء... و قرآن‌خوانان قرآن می‌خواندند... و همه خلق به درد می‌گریستند... و آواز دادند که سنگ دهید، هیچ کس دست به سنگ نمی‌کرد و همه زارزار می‌گریستند خاصّه نشابوریان. پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند... او رفت و این قوم‌ که این مکر ساخته بودند نیز برفتند... و این افسانه‌ای‌ است با بسیار عبرت... و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی‌ نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد؛ چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند. پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان. و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید... یکی از شعرای نشابور این مرثیه‌ بگفت اندر مرگ وی و بدین جای یاد کرده شد:

ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود.
گر قرمطی و جهود و گر کافر بود
از تخت به دار برشدن منکر بود» (تاریخ بیهقی- بخش بر دارکردن حسنک)

آنچه خواندید، عبارات مشهوری از متن «تاریخ بیهقی» است که در کتاب‌های درسی نیز آمده‌ است. «حسنک وزیر»، از کارگزاران برجسته دوران محمود غزنوی بود که پس از به قدرت رسیدن مسعود، با اتهام قرمطی‌بودن و به پشتوانه حکم خلیفه عباسی، به دار آویخته شد. در آن عصر، به هر کس که به‌نوعی مزاحم حکومت بود، برچسب قرمطی می‌زدند. اعدام حسنک که صراحتاً به دستور خلیفه عباسی انجام شد، در واقع نشان‌دهنده نفوذ گسترده خلفای بغداد بر حکومت‌های ایران بود.

کدام خواننده است که روایت بر دار کردن حسنک وزیر را بخواند و از کنار آن بی‌تأثر بگذرد؟ عظمت کار بیهقی اما در ثبت این مصیبت، در کاربرد شیوه‌ای است که واقعه را برای دوران پس از خود، زنده و ماندگار کرده‌است.

بیهقی نمی‌گوید مردم با اعدام حسنک مخالف بودند؛ رفتارشان را نشان می‌دهد. مردم سنگ نمی‌زنند و می‌گریند، اما فرمان اجرا می‌شود و سرانجام برای سنگ‌زدن به محکوم، به گروهی اوباش پول می‌دهند تا به میدان آیند.

این جزئیات، شکاف میان اقتدار فرمان‌دهنده و واکنش حاضران را آشکار می‌کند. اگر بیهقی فقط ذکر حکم اعدام بسنده می‌کرد، هرگز این شکاف، چنین ملموس نمی‌شد. او به‌جای توضیح احساس، آن را در برابر چشم خواننده مجسم کرده‌است و به‌جای گزارش دادن صرف (telling)، به نشان دادن صحنه‌ها (showing)پناه برده‌است.

از منظر تاریخ‌گرایی نوین، متن ادبی را نمی‌توان جدا از مناسبات قدرت و گفتمان‌های تاریخی زمانه‌اش فهمید. اندیشه میشل فوکو در اینجا راهگشاست؛ به‌ویژه مفهوم پیوند قدرت و دانش. قدرت، در تلقی فوکو، فقط با فرمان‌دادن و مجازات‌کردن عمل نمی‌کند؛ در تعیین حقیقت، در نام‌گذاری افراد و در ساختن مرز میان گفتار پذیرفتنی و گفتار طردشده نیز نقش دارد. از این منظر، اتهام قرمطی‌بودن حسنک صرفاً وصفی اعتقادی نیست؛ نام‌گذاری‌ای است که جایگاه او را در نظم سیاسی و مذهبی تغییر می‌دهد و حذفش را در قالب اقدامی موجه بازنمایی می‌کند.

بیهقی این صورت‌بندی رسمی را با خطابه‌ای مستقیم رد نمی‌کند؛ شواهدی را ثبت می‌کند که خواننده را با تناقض‌های آن روبرو می‌سازد. امتناع مردم از سنگ‌زدن، گریه آنان و نیاز به پرداخت پول برای اجرای فرمان، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که همه حاضران با حکم مخالف بوده‌اند؛ اما نشان می‌دهد که اجرای فرمان قدرت، لزوماً با پذیرش اخلاقی آن یکی نیست. این تمایز را می‌توان در کنار اندیشه ماکس وبر درباره مشروعیت اقتدار نیز فهمید: فرمانی که از نظر صاحبان قدرت، قانونی یا دینی جلوه می‌کند، ضرورتاً در وجدان جامعه پذیرفته نمی‌شود.

اینجاست که اهمیت ادبیات آشکار می‌شود. تاریخ رسمی ممکن است حکم را ثبت کند، اما روایت ادبی می‌تواند رفتار مردمی را نیز حفظ کند که در حاشیه آن حکم ایستاده‌اند؛ می‌تواند تناقض میان زبان مشروعیت و تجربه انسانی را به آیندگان منتقل کند. بیهقی نه حقیقتی بیرون از تاریخ اختراع می‌کند و نه صرفاً واقعه را می‌آراید؛ با ثبت صداها، رفتارها و جزئیاتی که ممکن است در روایت‌های رسمی به حاشیه رانده شوند، امکان فهم عمیق‌تری از واقعیت تاریخی فراهم می‌آورد.

از همین‌جا می‌توان به نتیجه‌ای فراتر رسید. ادبیات لزوماً پناهگاهی خیال‌انگیز برای گریز از واقعیت نیست؛ گاه استوارترین گام برای ثبت آن است. قدرت‌ها تغییر می‌کنند و روایت‌های رسمی رنگ می‌بازند، اما واقعیتی که در جزئیات انسانی و با نیروی کلمات ثبت شده باشد، می‌تواند از مرزهای زمان عبور کند.

بیهقی حسنک را از مرگ نجات نداد؛ اما چنان نوشت که قرن‌ها بعد، هنوز در کنار او ایستاده‌ایم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی