شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۹
نظرات: ۰
۰
-
پیوند روزنامه اطلاعات با پیکان سفید!

 مهین حکیم‌الهی –

چند وقت پیش پسرم پیشنهاد کرد با هم به موزه خودروهای قدیمی در اتوبان تهران برویم. صحبت از اینجا شروع شد که اصلاً ببینیم موزه هنوز دایر است یا تعطیل شده و می‌توانیم از آن بازدید کنیم یا نه. دخترم هم گوشی‌اش را برداشت و در اینترنت جست‌وجو کرد. در میان مطالبی که پیدا می‌کرد، ناگهان چشمش به صفحاتی افتاد که درباره «پیکان» عکس یا نوشته نوستالژیک منتشر کرده‌بودند. بعد هم، تک تک آن‌ها را به من نشان داد؛ چون من خاطرات و عکس‌های زیادی با پیکان دارم و همیشه هم برای فرزندان و نوه‌هایم با کمی شیطنت و البته افتخار تعریف کرده‌ام که من از نخستین خانم‌های فامیل بودم که رانندگی یاد گرفت و صاحب ماشین شد. آن هم نه هر ماشینی؛ پیکان! آن روزها رانندگی کردن خانم‌ها به اندازه امروز معمول نبود و من از اینکه می‌توانستم پشت فرمان بنشینم و خودم رانندگی کنم، احساس غرور و استقلال خاصی داشتم.
بحث که به پیکان رسید، همه گفتند احتمالا عکسی هم از مامان با پیکان در موزه باشد! همین شوخی خانوادگی باعث شد بیشتر درباره پیکان جست‌وجو کنیم. دخترم متوجه شد که بسیاری از مطالب فضای مجازی درباره پیکان، به تیترها و عکس‌های قدیمی «روزنامه اطلاعات» ارجاع می‌دهند. دیدن هرکدام از آن‌ها باعث شد یاد روزهایی بیفتم که روزنامه اطلاعات، تنها منبع خبری ما بود و همسرم همیشه تا زمانی که مرحوم سیدمحمود دعایی زنده بود، این روزنامه را به‌صورت کاغذی می‌خرید و چندین بار هم گفته بود که ایشان هنوز که هنوز است با پیکان سفید رفت‌وآمد می‌کند و چنین مدیر باسابقه و صاحب‌مسئولیتی، اهل تشریفات و تجمل نیست! بعد هم شنیدیم که پیکان سفید مرحوم دعایی را در موزه روزنامه اطلاعات نگهداری می‌کنند. چه یادگار جالب و ارزشمندی! دلم می‌خواهد روزی فرصت کنم و این موزه را از نزدیک ببینم؛ هم پیکان سفید ایشان را تماشا کنم و هم در آن موزه، عکس دیگری با پیکان سفید بگیرم؛ پیکانی که فقط بخشی از تاریخ خودرو نیست بلکه جزوی از تاریخ مطبوعات ایران شده‌است! تصور دیدن خودرویی که روزگاری وسیله رفت‌وآمد روزانه مدیر مسئول یک روزنامه ۱۰۰ ساله بوده و امروز به‌عنوان یک یادگار تاریخی حفظ شده، برایم بسیار دلنشین است.
از طرف دیگر، بسیاری از مردم کشور، خبرهای مربوط به پیکان را در روزنامه اطلاعات می‌خواندند. خبرهای مربوط به برادران بزرگوار خیامی، برنامه‌های ایران‌ناسیونال و تلاش برای افزایش تولید خودرو، همه برایمان اهمیت داشت. اما روزی که خبر توقف تولید پیکان در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۴ منتشر شد و اعلام کردند که آخرین پیکان از خط تولید ایران‌خودرو بیرون آمد و پس از نزدیک به ۳۸ سال، تولید این خودرو به پایان رسید؛ انگار خبر پایان یک دوره از زندگی خودمان را خواندیم. برای من که سال‌های جوانی‌ام را با پیکان گذرانده بودم، این اتفاق فقط تعطیل شدن یک خط تولید نبود؛ یادآور جوانی، استقلال و روزهایی بود که دیگر برنمی‌گشتند. البته پیکان خودروی بی‌عیبی نبود و امروز هم نمی‌توان آن را از نظر ایمنی و فناوری با خودروهای جدید مقایسه کرد. اما گاهی با خودم فکر می‌کنم چرا نتوانستیم از آن تجربه به تولید خودروهایی با کیفیت بالاتر و قابل اعتمادتر برسیم؟ چرا آن همه سابقه و تجربه نتوانست به سرمایه‌ای برای پیشرفت ایران تبدیل شود؟!
وقتی فرزندانم درباره عکس‌های قدیمی من با پیکان شوخی کردند، بیشتر قدر آن روزها را دانستم. شاید برای جوان‌ترها پیکان فقط یک خودروی قدیمی و از مدافتاده باشد، اما برای من داستان دختری است که وقتی پشت فرمانش نشست، از نخستین زنان فامیل شد که رانندگی می‌کرد.
چه خوب است که روزنامه اطلاعات با انتشار عکس‌ها و گزارش‌های خاطره‌انگیز، خاطرات آن روزها را زنده نگه دارد. مثلا یک عکس از خط تولید یا تصویر یک پیکان سفید می‌تواند آدم را به سال‌هایی ببرد که گمان می‌کردیم همیشه ادامه خواهند داشت...

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی