دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

اگر فرزند خردسال یا نوجوان شما بپرسد: پدر، مادر! چه دلیل و ضرورتی وجود دارد که اگر در دست من یک‌ گوشی تلفن همراه است، مرتب از آن استفاده کنم و به بهانه‌های مختلف و اعلام تسهیلات و تخفیفات از سوی اپراتورها زمان‌ مکالمه‌ام را بالا ببرم، شما چه پاسخی به او خواهید داد؟
اگر مثلاً از باب کنجکاوی از شما بپرسد: این‌همه ترغیب و تبلیغ برای بالابردن زمان مکالمه و رد و بدل‌کردن پیامک، آیا به مصالح تربیتی من است یا منافع اقتصادی بنگاه‌های اپراتوری، شما به او چه خواهید گفت؟ لابد به او می‌گویید: پسرم، دخترم! با تلفن ثابت‌ که نمی‌شود پیامک داد و گرفت! احسنت! مکالمه چطور؟ این‌جاست که اگر به قول خودشان نخواهیم بپیچانیمشان، باید بگوییم: لابد با تلفن همراه حرف‌هایی می‌توان گفت و شنید، که با تلفن ثابت ضایع است! این پاسخ صادقانه است، اما انتخاب کدام پدر و مادر خواهد بود؟
...و اما آیا با تسلیم به این شرایط و به اصطلاح واقع‌گرابودن، مسأله نیز حل می‌شود؟ منظورم از مسأله، تهییج و تحریک و ترغیب کاذب و مفسده‌زا به سمت و سویی است که با مصالح تربیتی، اخلاقی و دیانتی فرزندان ما سر و کار دارد.
پیش‌تر اعتراف کنم که اپراتورها حق دارند به این توهّمات امثال حقیر بخندند و در حد احتمالِ ضعیفِ خطر نیز آن را سزاوار توجه نبینند؛ چه رسد که به آن پاسخی دهند؛ آری، این را خوب می‌دانم، اما سؤال ما معطوف به ساحت دیگری است و آن، مساحت عظیم و کلان مصالح تربیتی و تصحیح نقشه‌ی راه فرزندان ماست.
در یک‌ نگاه جامع سلامت، تبلیغ کالایی که آشکارا با بهداشت و ایمنی و سلامت جسم و تن درمی‌آویزد، قاعدتاً نه تنها غیراخلاقی بلکه ممنوع قانونی است.
قاعدتاً بنا به اخلاق حرفه‌ای، تهییج و ترغیب کودکان و نوجوانان به استفاده‌ی هرچه بیشتر از وسایل ارتباط جمعی و درافتادن در فضاهایی که اپراتورها تبلیغ می‌کنند باید با احتیاط و وجدان‌مداری بیشتری صورت پذیرد. آیا فضای تبلیغات فعلی این‌گونه است!؟

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی