شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۸
نظرات: ۰
۰
-
آتش‌نشانان؛ قهرمانان بی ادعای جنگ چهل روزه

علی ملکی- روزنامه‌نگار و خبرنگار مجله اطلاعات هفتگی:

تاریخ جنگ‌ها در تمامی ادوار تاریخ بشر، همواره روایتی یک‌سویه، پرهیاهو و مکتوب از خطوط مقدم، ارقام خیره‌کننده‌ تسلیحات، استراتژی‌های پیچیده نظامی و نام فرماندهانی بوده‌است که در نقشه‌های جغرافیایی به‌دنبال پیروزی، فتوحات و تثبیت قدرت می‌گشتند. برآوردهای رسمی و بازخوانی‌های تاریخی از روزهای سخت، نفسگیر و بحرانی جنگ چهل روزه نیز تمامی تمرکز رسانه‌ها، تحلیلگران سیاسی، تاریخ‌نگاران و بیانیه‌های رسمی را معطوف به میدان‌های نبرد، سامانه‌های پدافندی، اصابت موشک‌ها و خسارت‌های کلان اقتصادی و نظامی کرد؛ گویی جنگ فقط در نقطه‌ برخورد آهن با آهن و در جبهه‌های مشخص معنا پیدا می‌کند. در میان این همه، لایه‌ای بسیار عمیق، حیاتی، انسانی و مظلوم از واقعیت روزهای بحران وجود داشت که به شکلی شگفت‌آور و تأسف‌بار در حاشیه‌ اخبار گم شد و کمتر کسی از ابعاد ژرف آن سخن گفت: «آتش‌نشانان و نیروهای امدادی شهری.»
در دنیای مدرن امروز، جنگ‌ها دیگر شکل کلاسیک و محدود به مرزها و جغرافیای نظامی پادگان‌ها ندارند، بلکه شهرهای بزرگ، کوچه‌های مسکونی، زیرساخت‌های حیاتی، مخازن سوخت، پالایشگاه‌ها و مراکز تجمع غیرنظامیان نیز به خط مقدم تبدیل می‌شوند و در این تقاطع مرگبار میان آوار، آتش و دود، این نیروهای امدادی شهری هستند که بدون داشتن ادوات و سلاح‌های جنگی،  همچون سپر دفاعی و جان‌پناه شهر عمل می‌کنند.
خودروهای سرخ رنگ آتش نشانی
در روزهای پر التهاب و دلهره، زمانی که بدون این که آژیر خطری به صدا دربیاید، آسمان شهرها از نور خیره‌کننده‌ انفجارها و آتش‌ها روشن می‌شد و عموم شهروندان به خارج از شهر یا شهرستان‌های مختلف پناه می‌بردند تا جان خود را در برابر ترکش‌ها و موشک‌ها حفظ کنند، خودروهای سرخ‌رنگ آتش‌نشانی دقیقاً خلاف جهت حرکت مردم و با آژیرهای ممتد، با شجاعتی وصف‌ناپذیر به قلب فاجعه می‌تاختند. آن‌ها به دل ساختمان‌های فرو ریخته، انبارهای در حال اشتعال و مخازن سوخت شعله‌ور می‌زدند تا پیش از آنکه مرگ ناشی از آوار بتنی و آتش‌سوزی‌های گسترده، همه‌چیز را به خاکستر تبدیل کند؛ جان انسان‌ها را نجات دهند. نکته‌ بسیار تأمل‌برانگیز و دردناک این است که چرا با وجود حجم عظیم اخبار، گزارش‌ها و تصویربرداری‌ها، این قهرمانان بی‌ادعا تا این حد در سایه ماندند و نامشان در لابه‌لای تیترهای درشت روزنامه‌ها گم شد؟ پاسخش بیش از هر چیز در ذات حرفه‌ مقدس آن‌ها نهفته است که بر پایه‌ خدمت خاموش و بی‌منت استوار است. آتش‌نشانان اهل هیاهو، بیانیه‌های سیاسی، مصاحبه‌های خبری پرجنجال و خودنمایی نیستند، بلکه مرد عمل در لحظات بحرانند.
از سوی دیگر، رسانه‌ها نیز در آن فضای ملتهب، تمامی توجه خود را معطوف به موازنه‌ قوا، اخبار خط مقدم و تحولات کلان سیاسی کرده بودند و فرصت، حوصله و زاویه‌ دیدی برای دیدن دست‌های تاول‌زده، صورت‌های سیاه‌شده از دوده، لباس‌های خیس و تنفس در هوای آغشته به گازهای سمی این مردان نداشتند. با این حال، باید عمیقاً درک کرد که پایداری، بقا و دوام یک جامعه در بحران‌های بزرگ فقط به توان تسلیحاتی و تعداد ادوات نظامی‌اش وابسته نیست؛ بلکه به مفهوم حیاتی تاب‌آوری اجتماعی و زنده‌ماندن ساختارهای حیاتی شهرها گره خورده‌است. 
نیروهای فداکار امدادی
اگر تلاش‌های شبانه‌روزی، فراتر از ظرفیت انسانی و بی‌وقفه‌ آتش‌نشانان در مهار آتش‌های ثانویه و جلوگیری از ویرانی‌های زنجیره‌ای شهر وجود نداشت، کل مناطق مسکونی به تلی از خاکستر کامل تبدیل می‌شد. این نیروهای فداکار با شیلنگ‌های آب، نردبان‌های بلند و تجهیزات اغلب ابتدایی و محدود خود، روزها و شب‌ها با خطراتی می‌جنگیدند که هر ثانیه از آن احتمال داشت به قیمت از دست رفتن جانشان تمام شود؛ از ریزش ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی سقف‌های نیمه‌سوخته و دیوارهای ناپایدار گرفته تا انفجارهای پی‌درپی و ثانویه در محیط‌های صنعتی و استنشاق دودهای سمی و کشنده.
با وجود این خطرات مهلک و مرگبار، آن‌ها نه تنها لحظه‌ای میدان را خالی نکردند، بلکه بسیاری از آن‌ها در ایستگاه‌های آتش‌نشانی در حالت آماده‌باش کامل ماندند، دور از خانواده‌هایشان روزها و شب‌ها را سپری کردند و شاهد از دست رفتن همکاران، دوستان و حتی بخشی از شهر و خاطرات خود بودند، اما باز هم با قلبی استوار به امدادرسانی ادامه دادند.
تاریخ ماندگار این سرزمین شاید نام فاتحان، سیاستمداران و فرماندهان را با خط درشت در کتب تاریخی ثبت کند، اما خشت‌پایه‌ اصلی ادامه‌ حیات، تپش قلب شهر و نفس کشیدن شهروندان در روزهای خاکستر و باروت، روی دوش کسانی بوده که در تقاطع خطر و نجات ایستادند تا چراغ خانه‌ها خاموش نشود. آتش‌نشانان جنگ چهل روزه، فرشتگان نجات بدون بالی شدند که در هیاهوی تیترهای یک و تحلیل‌های کلان سیاسی نادیده گرفته شدند، اما یاد، نام و فداکاری‌های بی‌دریغ آن‌ها همیشه در اعماق حافظه‌ تاریخی کوچه‌ها، در نفس‌های جاری بازماندگان و در پوسته‌ دیوارهای سوخته‌ شهر حک شده‌است؛ انسان‌هایی که در اوج سیاهی، ویرانی و ترس ناشی از جنگ، خود سوختند و خاکستر شدند تا زندگی جریان پیدا کند، امید زنده بماند و شهر دوباره از نو متولد شود.
 این روایت، دین ادا نشده‌ تاریخ به مردانی است که در خاموشی مطلق، حماسه‌ای بزرگ خلق کردند و ثابت نمودند که بزرگ‌ترین قهرمانان گاهی لباس‌های ساده‌ خدمت به تن دارند، بدون آنکه چشم‌داشتی به ستایش دیگران داشته باشند؛ قهرمانانی که خاکستر تنشان، گواهی روشن بر شرافت انسانی در روزهای سخت آتش و فولاد است.
بررسی ابعاد مختلف عملکرد این نیروها و جزئیات وظایف آن‌ها نشان می‌دهد که هر مأموریت کوچک این آتش‌نشانان چقدر نیازمند تخصص، شجاعت و تصمیم‌گیری آنی بوده‌است. وقتی موشکی به ساختمانی مسکونی اصابت می‌کرد، اولین گروهی که در صحنه حاضر می‌شد، تیم‌های جستجو و نجات آتش‌نشانی بودند. 
آنها بدون ترس و با تجهیزات ایمنی پیشرفته، آوارهای بتنی سنگین را با دست خالی بلند می‌کردند و در حالی که صدای ناله‌ آسیب‌دیدگان را از زیر آوار می‌شنیدند، ساعت‌ها تلاش می‌کردند تا کابل‌های برق قطع شده، لوله‌های گاز ترکیده و خطرات ناشی از ریزش مجدد آوار را مدیریت کنند. مدیریت بحران شهری در شرایط جنگی نیازمند هماهنگی دقیق میان نهادهای مختلف بود، اما آتش‌نشانی بار اصلی عملیات امداد و رسانی را به دوش می‌کشید. نقش پشتیبانی روحی و روانی امدادگران از جامعه نیز اهمیت فراوانی داشت؛ خانواده‌های آسیب‌دیده نیازمند آرامش بودند و آتش‌نشانان علاوه بر کار خاموش کردن آتش و نجات جان افراد، نقش تسلیحی و روحی بازماندگان را نیز ایفا می‌کردند. لباس‌های خاکی، صورت‌های دودزده و دست‌های تاول‌زده‌ آن‌ها به نماد پایداری و مقاومت شهروندان تبدیل شده‌بود.
درسی بزرگ در تاریخ مقاومت
بررسی وضعیت روحی این قهرمانان نشان می‌دهد که آن‌ها فشار کاری شدید، استرس مداوم، دوری از خانواده و دلهره‌ از دست دادن همکاران را تحمل می‌کردند. بسیاری از ایستگاه‌های آتش‌نشانی خود هدف حملات قرار می‌گرفتند، اما پرسنل با وجود تخریب محل کار خود، بلافاصله به سنگر خدمت‌رسانی بازمی‌گشتند. این تعهد حرفه‌ای بی‌نظیر، درس بزرگی در تاریخ مقاومت انسانی است. تحلیل اقتصادی خسارت‌های جنگ نشان می‌دهد که اگر سرعت عمل آتش‌نشانی نبود، هزینه‌های بازسازی شهری چند برابر افزایش می‌یافت. مهار به‌موقع آتش‌سوزی‌های وسیع در پالایشگاه‌ها، انبارهای مواد غذایی و مراکز حیاتی اقتصادی، مانع فروپاشی کامل زیرساخت‌های حیاتی کشور شد. بنابراین، نقش آتش‌نشانان فقط محدود به خاموش کردن شعله‌های آتش نبود، بلکه آن‌ها نگهبانان بقا و امنیت روانی جامعه در خط مقدم پشت جبهه بودند.
نام‌گذاری این افراد به‌عنوان قهرمانان بی‌نام، کاملاً درخور است؛ زیرا هنوز تندیسی به نام آن‌ها ساخته نشده و خیابانی را به نام آن‌ها نزده اند و رسانه‌های جمعی نیز آن زمان فرصت کافی برای پرداختن به ابعاد انسانی و فداکاری‌های آن‌ها نیافتند. بازخوانی این پرونده تاریخی، ادای احترام به تلاش‌های شبانه‌روزی مردانی است که ارزش‌های انسانی، شرافت حرفه‌ای و ایثار را در معنای واقعی کلمه اثبات کردند. یادآوری نام آن‌ها، پاسداشت ارزش‌های انسانی در روزهای سخت است. 
نسل‌های آینده باید بدانند که شهرهای آن‌ها چگونه در میان باروت و آتش حفظ شد و چه کسانی جان خود را سپر بلای هموطنان کردند. تاریخ هیچ‌گاه فداکاری این انسان‌های بزرگ را فراموش نخواهد کرد و نام آن‌ها تا ابد جاودانه در تاریخ مقاومت این مرز و بوم باقی خواهد ماند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی